Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
piste
زمین شمشیربازی 2 در 41متر
Other Matches
salle d'armes
زمین شمشیربازی
ground judge
داور زمین شمشیربازی
escrime
شمشیربازی
fence
شمشیربازی
fences
شمشیربازی
escrime
شمشیربازی کردن
master off
استاد شمشیربازی
field of play
پیست شمشیربازی
fencing
مسابقه شمشیربازی
strip
سطح پیست شمشیربازی
guard line
خط اغاز مسابقه شمشیربازی
shinai
خیزران شمشیربازی ژاپنی
fencing time
زمان مسابقه شمشیربازی
inside lines
خطوط حمله شمشیربازی
lanista
شمشیرباز اموزگار شمشیربازی
kendo
شمشیربازی ژاپنی باخیزران و با هر دو دست
president
مدیر یا رئیس مسابقه شمشیربازی
presidents
مدیر یا رئیس مسابقه شمشیربازی
singlestick
چوب مخصوص تمرین شمشیربازی
fence off
کوشش برای کسب مقام نخست شمشیربازی
mask
کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
masks
کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
novice
جزء برندگان قرارگرفتن شمشیربازی که امتیاز منفی ندارد
novices
جزء برندگان قرارگرفتن شمشیربازی که امتیاز منفی ندارد
tilts
شیب داشتن مسابقه نیزه سواری شمشیربازی سواره درقرون وسطی
foil
مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foils
مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiled
مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiling
مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
tilt
شیب داشتن مسابقه نیزه سواری شمشیربازی سواره درقرون وسطی
tilted
شیب داشتن مسابقه نیزه سواری شمشیربازی سواره درقرون وسطی
guarding
حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
guard
حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
guards
حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
ground return
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
touch judge
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clown
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
center field
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
geotaxis
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
pancakes
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
hercules
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
inductive earthing
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
pancake
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
off side
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
nap of the earth
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
honest john
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
tellurian
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
geognosy
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
perelotok
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
styx
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
rolling terrain
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeant
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeants
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
covenant runing with land
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pervious ground
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
lacrosse
نوعی موشک زمین به زمین
pershing
موشک زمین به زمین پرشینگ
redstone
موشک زمین به زمین رداستون
biosphere
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
talik
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
contour flight
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
little john
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
dropped
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
topography
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
hydrographer
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile
موشک زمین به زمین
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
He had a nast fall.
بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
everglade
قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
surface to surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
earth's attraction
جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface-to-surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface missile
موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
globe
زمین
ground line
خط زمین
soil
زمین
geodetically
زمین
terrain
زمین
earth
زمین
ground surface
کف زمین
earths
زمین
domains
زمین
domain
زمین
fields
زمین
globes
زمین
fielded
زمین
norland
زمین
earthing
زمین
soils
زمین
rooter
زمین کن
extra terrestrial
زمین
soiling
زمین
field
زمین
tellus
زمین
ground
: زمین
grazes
زمین
land
زمین
aerospace
جو زمین
this earthly round
زمین
grass roots
کف زمین
lackland
بی زمین
ground
کف زمین
cinder track
زمین دو
grazed
زمین
ground
زمین
graze
زمین
cinder tracks
زمین دو
floors
کف زمین
land n
زمین
floor
کف زمین
real estate
زمین
floored
کف زمین
floor
کف زمین
ground
[British]
[floor]
کف زمین
acres
زمین
acre
زمین
paralysis
زمین گیری
crusts
پوسته زمین
losse earth
زمین خوره
mallet field
زمین چوگان
low land
زمین پست
marchland
زمین مرزی
natural ground
زمین طبیعی
floor
محدوده زمین
floored
محدوده زمین
floors
محدوده زمین
mool
زمین خشک
ends
زمین حریف
geology
زمین شناسی
measurement ofland
زمین پیمایی
ended
زمین حریف
neutral earth
زمین خنثی
end
زمین حریف
mixed graze
توام زمین
mid court
وسط زمین
marsh land
زمین ماندابی
crust
پوسته زمین
measuring rod
گز زمین پیمایی
low land
پستی زمین
lowland
زمین پست
speculation
زمین خواری
bogs
زمین باطلاقی
goring
زمین سه گوش
shelling
قشر زمین
shells
قشر زمین
punner
زمین سفت کن
public domain
زمین خالصه
public d.
زمین خالصه
protective earthing
زمین محافظ
pronely
روبه زمین
profile line
نیمرخ زمین
predial or prae
وابسته به زمین
west
مغرب زمین
playing court
زمین بازی
ground level
سطح زمین
ground level
تراز زمین
playing area
محدوده زمین
plat
تکه زمین
planned chart
کروکی زمین
shell
قشر زمین
punner
زمین کوب
science of geology
زمین شناسی
plants
در زمین قراردادن
savanna
زمین هموار
saturated ground
زمین سیراب
sandy soil
زمین ماسهای
panhandle
زمین باریکه
panhandled
زمین باریکه
panhandles
زمین باریکه
panhandling
زمین باریکه
rolling country
زمین پوشیده
rootle
زمین راباپوزکندن
rear court
انتهای زمین
territories
زمین ملک
territory
زمین ملک
route
به زمین نشاندن
routes
به زمین نشاندن
rammer
زمین کوب
grounding
زمین کردن
grounding
ایجاد زمین
basement
زیر زمین
basements
زیر زمین
upland
زمین بلند
orbit of the earth
مدار زمین
upland
زمین کوهستانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com