Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
deer lick
زمین شوره
Search result with all words
marsh land
زمین شوره زار
Other Matches
shale
شوره سر
dandruff
شوره سر
saltpetre marker
شوره پز
dandriff
شوره
saltpeter
شوره
pityriasis capitis
شوره سر
nitrates
شوره
nitrate
شوره
saltpetre
شوره
nitriferous
شوره زا
dander
شوره سر
scruff
شوره سر
dandriff
شوره سر
furfur
شوره
furfur
شوره سر
scurvy
پوشیده از شوره
nitrous
دارای شوره
nitrous
شوره دار
aquafortis
جوهر شوره
efflorescent
شوره زده
efflorescence
شوره زدگی
efflorescence
شوره زنی
pityriasis
شوره پوست
salsola
علف شوره
salt peter
شوره قلمی
saltpetre making
شوره پزی
saltwort
علف شوره
scurfy
شوره دار
nitriferous
شوره خیز
dandruff
{sg}
شوره سر
[پزشکی]
scurf
شوره سر
[پزشکی]
glasswort
علف شوره
kali
علف شوره
nitre
شوره اشنان
nitriferous
شوره دار
furfuraceous
شوره دار
niter
شوره اشنان
pityriasis
شوره جلدی سبوسه
salt grass
علف شوره زار
scurf
شوره سر وازده اجتماع
lepidote
دارای پوستههای شوره
nitro muriate acid
تیزاب شوره و نمک
nitrify
تبدیل به نمک شوره شدن
lepidote
پوشیده از شوره یا پولکهای شورهای
nitrify
تبدیل به نمک شوره کردن
solon chak
خاک شوره زار زمینهای بایر
salt peter
نیترات پتاسیم شوره برگ تنباکو
nitrates
نمک معدنی یانمک الی جوهر شوره
nitrate
نمک معدنی یانمک الی جوهر شوره
clown
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowning
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowned
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
geotaxis
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
pancake
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancakes
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
center field
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
hercules
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
inductive earthing
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
honest john
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
off side
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
geognosy
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
to break up
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
tellurian
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
perelotok
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
sergeants
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
rolling terrain
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeant
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
covenant runing with land
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pershing
موشک زمین به زمین پرشینگ
pervious ground
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
lacrosse
نوعی موشک زمین به زمین
redstone
موشک زمین به زمین رداستون
biosphere
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
little john
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
contour flight
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
talik
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
drop
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
permafrost
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
critical point
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
leprose
فلس دار شوره دار
halophyte
گیاه اب شور یا گیاه شوره زی
effloresce
شکوفه کردن شوره کردن
hydrographer
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile
موشک زمین به زمین
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
He had a nast fall.
بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
everglade
قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
surface to surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface-to-surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
earth's attraction
جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface missile
موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
ground
زمین
domains
زمین
fielded
زمین
ground
[British]
[floor]
کف زمین
land
زمین
domain
زمین
geodetically
زمین
globe
زمین
ground
: زمین
land n
زمین
rooter
زمین کن
floors
کف زمین
acres
زمین
floor
کف زمین
grazes
زمین
acre
زمین
norland
زمین
grazed
زمین
grass roots
کف زمین
floor
کف زمین
earthing
زمین
extra terrestrial
زمین
terrain
زمین
floored
کف زمین
graze
زمین
field
زمین
tellus
زمین
cinder track
زمین دو
soil
زمین
this earthly round
زمین
soiling
زمین
real estate
زمین
soils
زمین
cinder tracks
زمین دو
earth
زمین
aerospace
جو زمین
ground line
خط زمین
earths
زمین
globes
زمین
ground surface
کف زمین
lackland
بی زمین
fields
زمین
ground
کف زمین
elevated ground
زمین بلند
emblements
حاصل زمین
feature line
خط عوارض زمین
gridition
زمین فوتبال
My birthday falls on a Staurday.
جشن زمین
emblements
محصول زمین
crust
پوسته زمین
ground potential
پتانسیل زمین
soccer field
زمین فوتبال
floor
محدوده زمین
ground plate
صفحه زمین
geotaxis
زمین گرایی
ground effect
اثر زمین
ground detector
اشکارساز زمین
crusts
پوسته زمین
isogeotherm
همدمای زمین
floors
محدوده زمین
ground detector
تستر زمین
ground cushion
بالشتک زمین
floored
محدوده زمین
playground
زمین بازی
ground conection
اتصال زمین
gridiron
زمین فوتبال
field of play
زمین بازی
flat ground
زمین تخت
geoid
زمین وار
bogs
زمین باطلاقی
geoid
زمین دیسه
geoisotherm
همدمای زمین
geotropism
زمین گرایی
geotherm
همدمای زمین
laird
صاحب زمین
geolatry
زمین پرستی
bog
زمین باطلاقی
lairds
صاحب زمین
geosphere
زمین سپهر
borderlands
زمین سرحدی
greenside
در مجاورت زمین
graben
فرو زمین
flat ground
زمین مسطح
foreland
زمین جلوامده
backfall
زمین خوردگی
borderland
زمین سرحدی
paralysis
زمین گیری
geochemistry
زمین شیمی
glebe
زمین خاک
glebe
زمین وقف
geodesy
زمین سنجی
speculation
زمین خواری
geostrategy
زمین شناسی
end
زمین حریف
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com