Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
oblique compartment
زمین مورب
Other Matches
inclined
مورب
skews
مورب
skewing
مورب
skew
مورب
diagonal
مورب
oblique
مورب
bevel
مورب
skewed
مورب
crisscross
مورب
bevel gear
دنده مورب
diagonalcut
برش مورب
diagonal flow
جریان مورب
catercornered
بطور مورب
inclined axis
محور مورب
kitty corner
مورب اریب
skew throat
گلوی مورب
worm gear
دنده مورب
catercorner
بطور مورب
ramp sight
دید مورب
oblique
عکس مورب
diagonal perspective
پرسپکتیو مورب
inclined plane
سطح مورب
oblique plane
سطح مورب
scissor junction
تقاطع مورب
inclined axis
محور مورب
diagonal pass
پاس مورب
oblique projection
تصویر مورب
oblique fire
اتش مورب
oblique
حاده یا منفرجه مورب
traverse
حرکت عرضی یا مورب
traversing
حرکت عرضی یا مورب
cornerways
بطور اریب مورب
slant range
برد مورب هدف
traversed
حرکت عرضی یا مورب
traverses
حرکت عرضی یا مورب
cornerwise
بطور اریب مورب
obliquely
بشکل اریب بطور مورب
image sharpness
خطوط مورب تحت زاویه معین
featherstitch
کوک مورب و چپ و راست درحاشیه دوزی
range angle
زاویه مربوط به برد مورب هدف
bar pattern
ترام با خطوط مورب با زاویه کوچکتر از 54 درجه
raster
خطوط مورب تحت زاویه مخصوص بصورت هاشورترام
berm
خاکریزی پله مانندی که در دو طرف کانال به صورت مورب ریخته میشود
clowned
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
touch judge
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
hercules
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
inductive earthing
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
geotaxis
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
pancakes
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancake
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
center field
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
honest john
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
off side
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
tellurian
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
geognosy
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
perelotok
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
z scale
نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
sergeant
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
rolling terrain
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeants
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
covenant runing with land
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
The main road bears to the right.
این جاده اصلی به کمی راست
[مورب در سمت راست]
ادامه دارد.
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pervious ground
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
redstone
موشک زمین به زمین رداستون
pershing
موشک زمین به زمین پرشینگ
lacrosse
نوعی موشک زمین به زمین
biosphere
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
talik
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
little john
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
contour flight
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
houndstooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
hound's tooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
dropping
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
rectification
تصویر کردن یک عکس مورب هوایی روی یک سطح افقی راست کردن عکس
topography
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
hydrographer
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile
موشک زمین به زمین
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
everglade
قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
He had a nast fall.
بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
earth's attraction
جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface to surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface-to-surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface missile
موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
floor
کف زمین
floored
کف زمین
geodetically
زمین
fields
زمین
grass roots
کف زمین
earth
زمین
soils
زمین
ground surface
کف زمین
earthing
زمین
earths
زمین
globes
زمین
extra terrestrial
زمین
rooter
زمین کن
aerospace
جو زمین
domains
زمین
domain
زمین
fielded
زمین
norland
زمین
lackland
بی زمین
field
زمین
floors
کف زمین
grazes
زمین
acres
زمین
real estate
زمین
floor
کف زمین
acre
زمین
ground
کف زمین
cinder tracks
زمین دو
ground
زمین
land n
زمین
ground
: زمین
tellus
زمین
grazed
زمین
ground
[British]
[floor]
کف زمین
cinder track
زمین دو
ground line
خط زمین
soiling
زمین
this earthly round
زمین
graze
زمین
land
زمین
soil
زمین
globe
زمین
terrain
زمین
floors
محدوده زمین
floored
محدوده زمین
marsh land
زمین ماندابی
geological
زمین شناختی
measuring rod
گز زمین پیمایی
measurement ofland
زمین پیمایی
geological
زمین شناسی
quick ground
زمین سست
losse earth
زمین خوره
lowland
زمین پست
crust
پوسته زمین
crusts
پوسته زمین
neutral earth
زمین خنثی
low land
زمین پست
low land
پستی زمین
nutation
اهتزاز زمین
mool
زمین خشک
geology
زمین شناسی
ends
زمین حریف
ended
زمین حریف
end
زمین حریف
marchland
زمین مرزی
mallet field
زمین چوگان
mid court
وسط زمین
mixed graze
توام زمین
natural ground
زمین طبیعی
saturated ground
زمین سیراب
ground level
سطح زمین
ground level
تراز زمین
protective earthing
زمین محافظ
pronely
روبه زمین
profile line
نیمرخ زمین
grounding
زمین کردن
grounding
ایجاد زمین
predial or prae
وابسته به زمین
sideline
خط کنار زمین
sidelined
خط کنار زمین
sidelines
خط کنار زمین
sidelining
خط کنار زمین
playing court
زمین بازی
playing area
محدوده زمین
plat
تکه زمین
west
مغرب زمین
public d.
زمین خالصه
sandy soil
زمین ماسهای
salle d'armes
زمین شمشیربازی
rolling country
زمین پوشیده
rootle
زمین راباپوزکندن
territories
زمین ملک
territory
زمین ملک
route
به زمین نشاندن
routes
به زمین نشاندن
shell
قشر زمین
shelling
قشر زمین
shells
قشر زمین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com