English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (12 milliseconds)
English Persian
volleyball court زمین والیبال
Search result with all words
baseline خط انتهای زمین والیبال
baselines خط انتهای زمین والیبال
back zone منطقه عقب زمین والیبال
boundry lines خطوط اطراف زمین والیبال
Other Matches
volley ball والیبال
volleyball والیبال
volleyball net تور والیبال
power volleyball والیبال قدرتی
widest خط کناری والیبال
wider خط کناری والیبال
volleyball بازی والیبال
wide خط کناری والیبال
referee داور بالای والیبال
back line player بازیگر خط عقب والیبال
roll چرخش توپ والیبال
rolled چرخش توپ والیبال
refereeing داور بالای والیبال
rolls چرخش توپ والیبال
height of the volleyball net بلندای تور والیبال
hook service سرویس برگردان والیبال
refereed داور بالای والیبال
referees داور بالای والیبال
change of service تعویض سرویس والیبال
forwards سه بازیگر جلوی تور والیبال
blocker مدافع روی تور والیبال
upper edge of the net نوار بالای تور والیبال
attack block دفاع روی تور والیبال
contact with the net خطای تماس با تور والیبال
net cord کابل یا سیم بالای تور والیبال
He plays a beautiful game of volleyball. مثل ماه والیبال بازی می کند
drop shot ضربه اهسته روی تور والیبال
toss a coin for choice of service of cou شیریاخط اول بازی جهت تعیین سرویس والیبال
net antena انتن روی تور والیبال به بلندی 76 تا 101 سانتیمتر
center forward نوک حمله بازیگر میانی جلو تور والیبال
scrimmage بازی تمرینی بین دو گروه ازیک تیم تمرین والیبال
fly فرستادن توپ والیبال به ارتفاع زیاد پارچه سقف چادر
scrimmages بازی تمرینی بین دو گروه ازیک تیم تمرین والیبال
netball بازی شبیه به والیبال با گرفتن و انداختن توپ بجای ضربه زدن
rotation چرخش بازیگران والیبال به شکل عقربه ساعت از محل سرو زدن
floater هواپیمای بدون موتور سرویس ارام والیبال توپ باحرکت کند در هوا
holding گرفتن بازیگر ماندن غیرمجاز توپ والیبال در دست صیقلی بودن مسیرگوی بولینگ
clowned دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowns دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
pancake در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
hercules نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
inductive earthing زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
geotaxis گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
center field قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancakes در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
frost heave برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
off side سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
honest john نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
geognosy زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
tellurian ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
perelotok زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
rolling terrain زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeant گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeants گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx نوعی موشک زمین به زمین دریایی
covenant runing with land شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
fives هندبال انگلیسی انفرادی یا دونفره با سه یاچهار دیوار که هر گیم 51امتیاز دارد که مانند والیبال اگردو تیم درامتیاز 41مساوی شوند بازی به 61ختم میشود
contour flying پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pershing موشک زمین به زمین پرشینگ
redstone موشک زمین به زمین رداستون
lacrosse نوعی موشک زمین به زمین
pervious ground زمین تراوا زمین نفوذپذیر
biosphere قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
inside ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
insides ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
little john موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
contour flight پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
talik زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
dropping گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
geomagnetism نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
hydrographer نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile موشک زمین به زمین
ground resolution قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
everglade قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
He had a nast fall. بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
earth's attraction جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface-to-surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface to surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface missile موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
earth زمین
graze زمین
grazed زمین
soils زمین
norland زمین
ground surface کف زمین
grazes زمین
globe زمین
cinder tracks زمین دو
cinder track زمین دو
lackland بی زمین
soiling زمین
grass roots کف زمین
land n زمین
floored کف زمین
earths زمین
floors کف زمین
floor کف زمین
soil زمین
earthing زمین
domains زمین
fields زمین
aerospace جو زمین
acres زمین
land زمین
rooter زمین کن
acre زمین
this earthly round زمین
tellus زمین
domain زمین
ground : زمین
ground زمین
extra terrestrial زمین
fielded زمین
terrain زمین
geodetically زمین
ground کف زمین
ground line خط زمین
real estate زمین
floor کف زمین
ground [British] [floor] کف زمین
field زمین
globes زمین
rootle زمین راباپوزکندن
rolling country زمین پوشیده
territories زمین ملک
floored محدوده زمین
punner زمین کوب
territory زمین ملک
shelling قشر زمین
shells قشر زمین
rear court انتهای زمین
rammer زمین کوب
floor محدوده زمین
shell قشر زمین
routes به زمین نشاندن
orbit of the earth مدار زمین
route به زمین نشاندن
floors محدوده زمین
salle d'armes زمین شمشیربازی
mid court وسط زمین
panhandle زمین باریکه
measuring rod گز زمین پیمایی
science of geology زمین شناسی
scrub land زمین بایر
measurement ofland زمین پیمایی
end زمین حریف
ended زمین حریف
ends زمین حریف
marsh land زمین ماندابی
mixed graze توام زمین
panhandled زمین باریکه
sandy soil زمین ماسهای
saturated ground زمین سیراب
neutral earth زمین خنثی
mool زمین خشک
crust پوسته زمین
crusts پوسته زمین
natural ground زمین طبیعی
geology زمین شناسی
savanna زمین هموار
panhandling زمین باریکه
panhandles زمین باریکه
punner زمین سفت کن
terrain زمین عملیات
uplands زمین کوهستانی
parcelling تفکیک زمین
paralytic disability زمین گیری
landward بسوی زمین
terrestrial زمین خاکی
basement زیر زمین
planned chart کروکی زمین
plat تکه زمین
original ground زمین بکر
playing area محدوده زمین
playing court زمین بازی
physical characteristics خصوصیات زمین
parterre در طول زمین
pervious ground تراوا زمین
basements زیر زمین
terrain نوع زمین
upland زمین بلند
terrain زمین ناحیه
terrain عوارض زمین
upland زمین کوهستانی
permeable ground تراوا زمین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com