English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 172 (13 milliseconds)
English Persian
curb chain زنجیر وصل به هویزه زیر فک اسب
Other Matches
catenary شکم دادگی زنجیر یا سیم انحنای زنجیر
bit curb هویزه
bits هویزه
bit هویزه
on the bit پذیرای هویزه
driving bit هویزه میلههای اسب
sprocket قاب زنجیر یاچرخ زنجیر
curbing زنجیر
linkwork زنجیر
chain زنجیر
chain زنجیر
fetters زنجیر
fettering زنجیر
fettered زنجیر
fetter زنجیر
curbed زنجیر
curbs زنجیر
line of skirmishers خط زنجیر
catena زنجیر
chainless بی زنجیر
chain gang هم زنجیر
gyve غل و زنجیر پا
bond زنجیر
chains زنجیر
chains :زنجیر
curb زنجیر
slings زنجیر
slinging زنجیر
manacling زنجیر
manacle زنجیر
manacled زنجیر
manacles زنجیر
toll bar زنجیر
barrel زنجیر
barrels زنجیر
sling زنجیر
block and tackle قرقره و زنجیر
chainlet زنجیر کوچک
closed chain زنجیر حلقهای
crane chain زنجیر جرثقیل
tire chain زنجیر یخ شکن
tire chain زنجیر چرخ
creeper track زنجیر خزشی
surveyor's chain زنجیر مساحی
chain track مسیر زنجیر
chain wheel چرخ زنجیر
chain sprocket چرخ زنجیر
daughter chain زنجیر فرعی
chain grab زنجیر گیر
hoisting chain زنجیر بالابر
chain hook هوک زنجیر
chain locker انبار زنجیر
chain locker چاله زنجیر
chain pipe لوله زنجیر
chain pulley قرقره زنجیر
sprocket wheel چرخ زنجیر
daughter chain زنجیر نوزاد
sprocket تاج زنجیر
lugless joining shackle بخوی زنجیر
parent chain زنجیر اصلی
parent chain زنجیر مادر
measuring chain زنجیر مساحی
line of skirmishers حمله به خط زنجیر
link chain زنجیر رابط
naval pipe مجرای زنجیر
markov chain زنجیر مارکوف
load chain زنجیر بار
joining shackle بخوی زنجیر
idler pulley قرقره زنجیر
print chain زنجیر چاپ
elevating chain زنجیر بالابر
enchain زنجیر کردن
endless chain زنجیر مدور
enfetter زنجیر کردن
full tracked تمام زنجیر
sprocket چرخ زنجیر
sprocket دنده زنجیر
skid chain زنجیر چرخ
side chain زنجیر جانبی
link chain زنجیر اتصال
link حلقه زنجیر
grows راه زنجیر
chain زنجیر مساحی
funicular زنجیر نیروها
chains زنجیر مساحی
linkage حلقههای زنجیر
linkages حلقههای زنجیر
fob زنجیر ساعت
tow زنجیر یدک کش
grow راه زنجیر
bridling زنجیر مهار
bridles زنجیر مهار
funiculars زنجیر نیروها
band بند و زنجیر
bands بند و زنجیر
windlass دوار زنجیر
windlasses دوار زنجیر
bridle زنجیر مهار
bridled زنجیر مهار
tows زنجیر یدک کش
link زنجیر قلاب
chain cable زنجیر لنگر
tiers زنجیر لنگر
tier زنجیر لنگر
chain case جعبه زنجیر
cable holder دوار زنجیر
carrick bend گره زنجیر
band chain زنجیر مساحی
cable locker چاه زنجیر
sprocket chain زنجیر دندانه دار
shot یک طول زنجیر لنگر
line to line voltage ولتاژ زنجیر شده
straight chain structure ساختار راست زنجیر
keckle زنجیر پیچ کردن
catenary چون دانههای زنجیر
long chain polymer بسپار بلند زنجیر
chain case جعبه محافظ زنجیر
chain pipe دهانه چاله زنجیر
side chain substitution استخلاف در زنجیر جانبی
shorten in cable کوتاه کردن زنجیر
pawn chain زنجیر پیادهای شطرنج
pointer chain زنجیر اشاره گرها
carbon chain polymer بسپار زنجیر کربنی
veer on power با دوار زنجیر دادن
chain hook دیلم زنجیر لنگر
link دانه زنجیر پیوند
unshackle از زنجیر ازاد کردن
enfetter گرفتارغل و زنجیر کردن
vehicle chain زنجیر وسیله نقلیه
buoy pendant زنجیر مهار بویه
grab chain زنجیر قلاب دار
ground tackle زنجیر لنگر و متعلقات ان
chainwheel چرخ زنجیر خور
drag chain conveyor نقاله با زنجیر مقاوم
unchain از زنجیر و بندرها کردن
shots یک طول زنجیر لنگر
heteroatomic chain زنجیر ناجور اتمی
homoatomic chain زنجیر جور اتم
homochain polmer بسپار جور زنجیر
heave short کوتاه کردن زنجیر
link حلقه زنجیر نوار فشنگ
hobbling مانع حرکت شدن زنجیر
hobbles مانع حرکت شدن زنجیر
studded chain حلقه زنجیر میان دار
rouse out بالا دادن زنجیر لنگر
anti skid chain زنجیر محافظ در برابر لغزش
hobble مانع حرکت شدن زنجیر
chains سری عکسهای یک منطقه زنجیر
chain سری عکسهای یک منطقه زنجیر
hawse buckler درپوش حفره زنجیر لنگر
bitter end انتهای طناب یا زنجیر قایق
chained file پرونده یا فایل زنجیر شده
paravanc جداکننده زنجیر مین دریایی
hobbled مانع حرکت شدن زنجیر
martingale طناب یا زنجیر زیرین دگل یابادبان
half track خودرو نیمه شنی یا نیم زنجیر
enchain در زنجیر نهادن محکم نگاه داشتن
catenate چون دانههای زنجیر مسلسل کردن
toggles میخ یا پیچ اتصالی حلقه زنجیر
toggle میخ یا پیچ اتصالی حلقه زنجیر
chain gang دستهای از محکومین که بهم زنجیر شده اند
chains زنجیر 09 متری برای اندازه گیری خط پیشروی
scope طول زنجیر ارتفاع سنج ناو منظور
chain زنجیر 09 متری برای اندازه گیری خط پیشروی
watch guard زنجیر یا طنابی که برای نگهداشتن و پاییدن کسی بکارمیبرند
cabled طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cable طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
floating fender زنجیر شناوری که به فاصلههای معینی از یک کانال نصب میشود تا در موقع حوادث ازان استفاده شود
crawler وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
crawlers وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
radar netting تشکیل شبکه اتصالی رادارها تشکیل حلقه زنجیر ازرادارها در یک شبکه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com