English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 30 (4 milliseconds)
English Persian
concubinage زندگانی با صیغه
Other Matches
brio زندگانی
hetaerism زندگانی بطورصیغه
joie de vivre شور زندگانی
lifesaver نجات دهنده زندگانی
springtime شباب بهار زندگانی
domesticity زندگانی خانگی رام شدگی
garreteer کسیکه دراطاق زیرشیروانی زندگانی میکند
homoecious دارای یک میزبان درتمام دوره زندگانی
independent in come درامد مرتب که شخص را ازکارکردن برای زندگانی بی نیازمیسازد
formulae صیغه
formulas صیغه
formula صیغه
concubine صیغه
concubines صیغه
the plural number صیغه جمع
odalisque کلفت یا صیغه
plural صیغه جمع
desiderative صیغه تمنی
formula of contract صیغه عقد
the precatory form صیغه تمنی یا در خواست
pronounce the formula of a specified صیغه جاری کردن
first person صیغه اول شخص
ablative مفعول منه صیغه الت
the optative mood صیغه تمنی یا ارزو یا دعا
unipersonal واحد دارای یک افنوم منحصربیک صیغه
enallage بکاربردن صیغهای بجای صیغه دیگر
hardscrabble دارای زندگانی سخت ومشکل سخت مشغول
special contracts منظور عقودی هستند که نام و صیغه خاص و شرایط ویژه دارند
singular واژه مفرد صیغه مفرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com