Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 98 (6 milliseconds)
English
Persian
peeress
زوجه سناتور بانوی اشرافی
peeresses
زوجه سناتور بانوی اشرافی
Other Matches
tenant by curtesy
عنوان شوهر است که بعد ازفوت زوجه اش در صورتی که از او فرزند مسلم الوراثتی داشته باشد که در زمان حیات زوجه متولد شده باشدمیتواند مادام العمر از ترکه غیر منقول مشارالیه استفاده کند
senator
سناتور
senators
سناتور
bencher
سناتور
elected senator
سناتور انتخابی
nominal senator
سناتور انتصابی
The senator argued in favour of lowering the tax.
سناتور از کاهش مالیات طرفداری کرد.
Madonna
بانوی من
Madonnas
بانوی من
mistress of the house
بانوی خانه
materfamilias
بانوی خانه
baroness
بانوی بارون
baronesses
بانوی بارون
signora
بانوی محترمه
materfamilas
بانوی خانه
saleswomen
بانوی فروشنده
mistress of the seas
بانوی دریاها
saleswoman
بانوی فروشنده
viscountcy
بانوی ویکنت
viscountesses
بانوی ویکنت
viscountess
بانوی ویکنت
duchesses
بانوی دوک
duchess
بانوی دوک
rectrix
بانوی کشیش بخش
hostess
زن مهماندار بانوی صاحبخانه
hostesses
زن مهماندار بانوی صاحبخانه
chatelain
بانوی حاکم قلعه
guinevere
زن ارتورپادشاه و بانوی لنسلت
aristocratical
اشرافی
patrician
اشرافی
patricians
اشرافی
aristocratic
اشرافی
noblewoman
اشرافی
milady
زن اشرافی
silk stocking
اشرافی
plutocrats
اشرافی
plutocrat
اشرافی
noblewomen
اشرافی
wedlock
زوجه
wife
زوجه
families
زوجه
family
زوجه
lady
زوجه
ladies
زوجه
congresswomen
بانوی عضو کنگره امریکا
congresswoman
بانوی عضو کنگره امریکا
matron of honor
بانوی محترمه ملازم عروس
aristocracies
حکومت اشرافی
patrician
شریف اشرافی
patricians
شریف اشرافی
aristocracy
حکومت اشرافی
widow bench
میراث زوجه
marquise
زوجه مارکیز
marchesa
زوجه مارکی
kaiserin
زوجه امپراتور
temporary wife
زوجه موقت
czarina
زوجه تزار
dowager
زوجه ارث بر
marchioness
زوجه مارکی
wifely
مثل زوجه
spouses
زوج زوجه
dower
میراث زوجه
spouse
زوج زوجه
marchionesses
زوجه مارکی
dowagers
زوجه ارث بر
lady paramount
بانوی سرپرست مسابقه تیراندازی زنان
peered
صاحب لقب اشرافی
peer
صاحب لقب اشرافی
peerages
مقام اشرافی اعیانی
peering
صاحب لقب اشرافی
bon ton
خوش نژاد اشرافی
peerage
مقام اشرافی اعیانی
commoner
شخص غیر اشرافی
grand duchess
زوجه یا بیوه دوک
kaiserin
امپراتوریس زوجه قیصر
rebecca
ربکا زوجه اسحق
wifelike
دارای خوصیات زوجه
estate in dower
میراث قانونی زوجه
penelope
پنلوپ زوجه اودیسوس
polygyny
چند زوجه گزینی
rebekah
ربکا زوجه اسحق
toastmistress
بانوی معرفی کننده ناطق سرمیز غذا
peering
هم درجه کردن بدرجه اشرافی
peer
هم درجه کردن بدرجه اشرافی
peered
هم درجه کردن بدرجه اشرافی
dickey
پیش بند زوج یا زوجه
dicky
پیش بند زوج یا زوجه
mothers help
زنی که بانوی خانه رادرپرستاری کودکانش یاری میکند
high hat
متکبر وپر افاده اشرافی ماب
milord
مرد اشرافی ونجیب زاده انگلیسی
life peer
لرد یا اشرافی غیر قابل توارث
life peers
لرد یا اشرافی غیر قابل توارث
curtesy
در CL اموالی راگویند که در صورت فوت زوجه
mohock
تنی ازگردن کلفتهای اشرافی درسده هجدهم درخیابانهای لندن اوباشی می کردند
dower
درCL این مقدار معادل ثلث کل دارایی مرد اعم از اعیان وعرصه است که به طریق عمری به زوجه اش واگذار میشود
estate by curtesy
در CLقسمتی از اموال زوجه است که پس از فوتش به طریق عمری به زوج به زوج منتقل میشود لیکن به وارث وی نمیرسد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com