English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 216 (3 milliseconds)
English Persian
squeeze زور اوردن فشار
squeezed زور اوردن فشار
squeezes زور اوردن فشار
squeezing زور اوردن فشار
Search result with all words
pop بی مقدمه فشار اوردن
popped بی مقدمه فشار اوردن
pops بی مقدمه فشار اوردن
stress فشار اوردن بر
stresses فشار اوردن بر
stressing فشار اوردن بر
overlaid فشار اوردن
ingrate تعدی کردن فشار وارد اوردن بر
poke check فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
to bear pressure upon فشار اوردن بر
to overstrain oneself زیاد بخود فشار اوردن
to press against any thing بر چیزی فشار اوردن بچیزی زور اوردن
Other Matches
cabin pressure فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
governmentalize تحت کنترل حکومت در اوردن بصورت دولتی در اوردن
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
jargonize بزبان غیر مصطلح یا امیخته در اوردن یا ترجمه کردن بقالب اصطلاحات خاص علمی یافنی مخصوص در اوردن
cabin pressurization safety valve شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic دارای فشار یکسان خط هم فشار
grasp بچنگ اوردن گیر اوردن
grasps بچنگ اوردن گیر اوردن
grasped بچنگ اوردن گیر اوردن
low head plant نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
terrtorialize محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
piezoelectric ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
impluse level سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
high voltage transformer ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
pitot pressure فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
low voltage distribution system شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
distraint فشار
impact فشار
barometric pressure فشار جو
fantod فشار
pressure curve خم فشار
tension فشار
pressures فشار
tensions فشار
impacts فشار
back iron بن فشار
sense of pressure حس فشار
back pressure پی فشار
pressure sense حس فشار
compression فشار
pressuring فشار
total pressure فشار کل
constraint فشار
stroke فشار با پا
pressure فشار
stroked فشار با پا
isobars تک فشار
stresses فشار
stressing فشار
isobar هم فشار
isobar تک فشار
stress فشار
isobars هم فشار
exertions فشار
exertion فشار
strokes فشار با پا
violence فشار
pressured فشار
pushes فشار
pressor فشار زا
bunt فشار با سر
pushed فشار
push فشار
stroking فشار با پا
brunt فشار
zips فشار
zipping فشار
zipped فشار
growing pains فشار
zip فشار
atmospheric pressure فشار جو
ice push فشار یخ
line of thrust خط فشار
strains فشار
low pressure فشار کم
hydraulic pressure فشار اب
press فشار
strain فشار
thrusting فشار
weight فشار
isopiestic هم فشار
isobare هم فشار
thrusts فشار
presses فشار
pressure vessel فشار
thrust فشار
pressing فشار
atmospheres فشار جو
atmosphere فشار جو
water pressure فشار اب
pressure tendency گرایش فشار
head loss افت فشار
group pressure فشار گروهی
pressure surface سطح فشار
incompressible فشار ناپذیر
increase of pressure افزایش فشار
internal pressure فشار درونی
gossypium داروی فشار
pushes فشار دادن
impacted تحت فشار
pressure transducer مبدل فشار
beneath تحت فشار
kinetic pressure فشار سینتیک
platten اهن فشار
equilibrium pressure فشار تعادلی
isobar surface سطح هم فشار
inclined compression فشار مایل
impact pressure فشار اصابت
equilibrium vapor pressure فشار به حد تعادل
impaction فشار سخت
pressure wave موج فشار
gage pressure فشار مانومتری
excess pressure فشار اضافی
external pressure فشار خارجی
push فشار دادن
pressure above the atmosphere فشار بالای جو
intake pressure فشار ورودی
forced draft هوای با فشار
flux density تراکم فشار
pressure adjustment تنظیم فشار
insulation voltage فشار ازمایش
initial pressure فشار ابتدایی
inflationary pressure فشار تورمی
pressure gaverner ناطم فشار
pressure drop افت فشار
intermediate high voltage line خط فشار متوسط
induction voltage فشار القائی
external pressure فشار برونی
pressure of speech فشار تکلم
intermediate pressure فشار متوسط
gage pressure فشار گیج
pressure curve منحنی فشار
pressure hull بدنه ضد فشار
pressure head ارتفاع فشار
pressure gradient گرادیان فشار
eyestrain فشار باصره
impluse voltage فشار ضربهای
pushed فشار دادن
pressure face سمت فشار
pore pressure فشار درونی
force فشار دادن
high pressure line خط فشار قوی
high tension line خط فشار قوی
pressures فشار هوا
high voltage line خط فشار قوی
molding pressure فشار پرس
molding pressure فشار قالب
measuring voltage فشار سنجش
manometer فشار سنج
manifold pressure فشار گازگاه
high tension فشار قوی
indicator فشار سنج
high pressure area منطقه پر فشار
high pressure فشار زیاد
forces فشار دادن
piston pressure فشار پیستون
forcing فشار دادن
piezometry فشار سنجی
pressuring فشار هوا
high potential فشار قوی
partial pressure فشار جزیی
partial pressure فشار جزئی
overvoltage ازدیاد فشار
overvoltage فشار زیاد
overpressure فشار بیش از حد
osmotic pressure فشار اسمزی
pressured فشار هوا
low voltage line خط فشار ضعیف
hydrostatic pressure فشار عمق
low air pressure فشار هوای کم
loss of pressure افت فشار
platen اهن فشار
longitudinal compression فشار طولی
hydrostatic pressure فشار ایستابی
low potential فشار ضعیف
lateral pressure فشار جانبی
load فشار مسئولیت
load بار فشار
loads فشار مسئولیت
loads بار فشار
electric tension فشار الکتریکی
hydrostatic pressure فشار عمق اب
pressure group گروه فشار
high tension magneto مگنت پر فشار
low voltage فشار ضعیف
low tension magneto مگنت کم فشار
low tension فشار ضعیف
hydraulic pressure فشار هیدرولیکی
oppression فشار افسردگی
hydrostatic مربوط به فشار اب
low pressure منطقه کم فشار
low pressure فشار خفیف
low potential system دستگاه کم فشار
pressure فشار هوا
hydrostatic pressure فشار ایستائی
pressure groups گروه فشار
griped مشت فشار
end thrust فشار محوری
blood pressure فشار خون
air lock راهروی فشار
water suit لباس ضد فشار اب
water guage فشار سنج اب
voltmeter فشار سنج
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com