Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 68 (4 milliseconds)
English
Persian
aluminaut
زیردریایی الومینیومی
Other Matches
submarine havens
منطقه عبور در عملیات غیررزمی زیردریایی منطقه اموزشی زیردریایی درمنطقه غیررزمی منطقه محدوده تامینی اطراف زیردریایی
conventional submarine
زیردریایی معمولی زیردریایی غیرهستهای
aluminum bearing
یاطاقان الومینیومی
subroc
موشک نصب شده روی زیردریایی موشک مخصوص زیردریایی
antisubmarine screen
پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
aluminum wool
رشتههای تکه تکه الومینوم که برای رفع زنگ زدگی وخوردگی و نیز جلادادن وصیقل دادن خراشهای جزئی روی ورقه ها یا لولههای الومینیومی بکار میرود
submarine boat
زیردریایی
antisubmarine
ضد زیردریایی
subsurface
زیردریایی زیرابی
astro
اژدر زیردریایی
deep submergence
زیردریایی نجات
asroc
راکت ضد زیردریایی
antisubmarine torpedo
اژدر ضد زیردریایی
killer submarine
زیردریایی شکاری
lifeguard submarine
زیردریایی نجات
nuking
زیردریایی اتمی
nukes
زیردریایی اتمی
nuked
زیردریایی اتمی
nuke
زیردریایی اتمی
tinfish
موشک ضد زیردریایی
submariner
خدمه زیردریایی
submarine chaser
ناوچه ضد زیردریایی
sqid
خمپاره ضد زیردریایی
silent running
سکوت زیردریایی
antisubmarine search
کاوش ضد زیردریایی
antisubmarine
مخرب زیردریایی
torpedo
موشک ضد زیردریایی
albacore
زیردریایی الباکور
albacore
نوعی زیردریایی
alvin
یک نوع زیردریایی
torpedoing
موشک ضد زیردریایی
torpedoes
موشک ضد زیردریایی
anti submarine
هواپیمای ضد زیردریایی
sills
پشته زیردریایی
torpedoed
موشک ضد زیردریایی
antisubmarine action
عمل ضد زیردریایی
antisubmarine action
مکانیسم ضد زیردریایی
antisubmarine barrier
مانع ضد زیردریایی
sill
پشته زیردریایی
silent running
حرکت زیردریایی با سکوت
air surface zone
منطقه عملیات ضد زیردریایی
creeping attack
تک هماهنگ شده ضد زیردریایی
hunting
شکار دشمن یا زیردریایی
submarines
با زیردریایی حمله کردن
submarine
با زیردریایی حمله کردن
antisubmarine search
عملیات تجسس ضد زیردریایی
rescue chamber
اطاقک نجات زیردریایی
command active sonobuoy system
وسیله اکتشاف زیردریایی
datum time
ساعت تعیین محل زیردریایی
terne
نوعی موشک ضد زیردریایی نروژی
sonobuoy
بویه صوتی و ضد زیردریایی سونوبوی
nuclear submarine
زیردریایی هستهای nuclear-poweredsubmarine : syn
seadata
اطلاعات مربوط به ردگیری زیردریایی دشمن
deep submergence
زیردریایی نجات کشتیهای غرق شده
magnetic anomaly detection gear
دستگاه اکتشاف زیردریایی به طریقه مغناطیسی
datum
اثر جذر و مد دریا محل زیردریایی در عمق اب
hoverting
ثابت ماندن در یک نقطه یا ارتفاع حفظ عمق زیردریایی
orion
نوعی هواپیمای چهارموتوره ملخ دار ضد زیردریایی باموتور توربوجت
sea bat
نوعی هلیکوپتر ضد زیردریایی که دارای سونار اکتشافی واژدر صوتی است
spitting
در رهگیری هوایی یعنی درحال رها کردن بویههای صوتی ضد زیردریایی هستم
hunter killer
نیروهای شکاری و انهدامی دریایی یکان مامور جستجو وانهدام زیردریایی دشمن
submarine sanctuaries
مناطق مخصوص تمرینات غیررزمی زیردریایی مناطق تمرین اموزشی ضدزیردریایی
hedgehog
مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
hedgehogs
مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
evasive steering
اجتناب از زیردریایی دشمن حرکت اجتناب امیز ناو
balancing
حفظ عمق کشتی متعادل کردن عمق زیردریایی
haven submarine
منطقه امن زیردریایی منطقه تامین زیردریاییها
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com