Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
closed subroutine
زیرروال بسته
Other Matches
nested subroutine
زیرروال تو در تو
subroutine
زیرروال
subroutine jump
جهش زیرروال
subroutine call
فراخوانی زیرروال
nested subroutine
زیرروال لانهای
open subrotine
زیرروال باز
open subroutine
زیرروال باز
standard subroutine
زیرروال متعارف
subroutine library
کتابخانه زیرروال ها
recursive subroutine
زیرروال بازگشتی
subroutine library
کتابخانه زیرروال
subroutine linkage
پیونددهی زیرروال
dynamic subroutine
زیرروال پویا
closed subroutine
زیرروال مسدود
subroutine reentry
ورود جمله به زیرروال
packet
بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packets
بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packaging
ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
child window
پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
gift wrap
بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
multicast packet
بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
slated items
مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
pack box
بسته
barred
بسته
interdependent
به هم بسته
packet
بسته
pent
بسته
packets
بسته
shuts
بسته
shutting
بسته
uncrossed
بسته
trusser
بسته
fronted
صف بسته
solid
بسته
strikebound
بسته
solids
بسته
shut
بسته
imperforate
بسته
ice bound
یخ بسته
corked
بسته
parcel
بسته
clotty
بسته
kit
بسته
kits
بسته
clotted
بسته
jellied
بسته
bunged up
بسته
parcels
بسته
packed
بسته ای
pinioned
کت بسته
packages
بسته
grumous
بسته
fardel
بسته
shook
بسته
datagram
یچ بسته
curdy
بسته
crossed cheque
چک بسته
crossed chaque
چک بسته
package
بسته
packaged
بسته
bagful
یک بسته
logical
یچ بسته
bundling
بسته
stacks
بسته
bundle
بسته
pack
بسته
stack
بسته
stacked
بسته
bundles
بسته
packs
بسته
connected
بسته
closed
بسته
closed traverse
پیمایش بسته
kit
بسته لوازم
cruor
خون بسته
packaged
بسته بندی
kits
بسته لوازم
pack
بسته کردن
packs
بسته کردن
closed universe
جهان بسته
packages
بسته بندی
finite universe
جهان بسته
closed variation
واریاسیون بسته
coil of rope
بسته طناب
coagulum
خون بسته
congealable
بسته شدنی
disk pack
بسته دیسک
package
بسته بندی
flat pack
بسته مسطح
food packet
بسته غذایی
gelidity
بسته شدگی
dumbest
زبان بسته
dumber
زبان بسته
dumb
زبان بسته
grume
خون بسته
homogamy
زناشویی بسته
dunnage
بسته بندی
locked
<adj.>
<past-p.>
بسته شده
disabled
<adj.>
<past-p.>
بسته شده
closed
<adj.>
<past-p.>
بسته شده
blocked
<adj.>
<past-p.>
بسته شده
barricaded
<adj.>
<past-p.>
بسته شده
disk pack
گرده بسته
shook
بسته کردن
barred
<adj.>
<past-p.>
بسته شده
disk pack
گروه بسته
icebound
یخ بند یخ بسته
bound charge
بار بسته
closed file
فایل بسته
closed fist
مشت بسته
closed game
بازی بسته
closed group
گروه بسته
closed loop
حلقه بسته
closed mind
ذهن بسته
closed network
شبکه بسته
closed routine
روال بسته
closed society
جامعه بسته
van
کامیون سر بسته
vans
کامیون سر بسته
closed file
ستون بسته
box trail
سهم بسته
blocked opening
درگاه بسته
blind fold
با چشم بسته
case numbers
شماره بسته ها
close column
ستون بسته
closed area
منطقه بسته
as the case may be
بسته بمورد
application package
بسته کاربردی
aleatory
بسته به بخت
closed economy
اقتصاد بسته
bound electron
الکترون بسته
right round bracket
پرانتز بسته
closed shops
سیستم بسته
closed shop
سیستم بسته
closed circuits
مدار بسته
closed circuit
مدار بسته
dogs
دفاع بسته
dogging
دفاع بسته
dog
دفاع بسته
blindfold
چشم بسته
closed system
نظام بسته
right parenthesis )
پرانتز بسته
closed system
سیستم بسته
tongue-tied
زبان بسته
blindfolds
چشم بسته
blindfolding
چشم بسته
blindfolded
چشم بسته
closed system
سازگان بسته
posts
بسته پستی
packets
بسته کوچک
set in
بسته شدن
covers
بسته بندی
shut
بسته شدن
closures
بسته شدن
coverings
بسته بندی
closure
بسته شدن
pre assembled
پیش بسته
cover
بسته بندی
post
بسته پستی
parcel post
بسته پستی
clogging
بسته شدن
young ice
یخ تازه بسته
all-expense tour
گشت بسته ای
close-fisted
<adj.>
دست بسته
tongue tied
زبان بسته
posted
بسته پستی
post-
بسته پستی
drafts
بسته کالا
drafted
بسته کالا
draft
بسته کالا
assumed
بخود بسته
survival pack
بسته نجات
armfuls
یک بغل یک بسته
shutt down
بسته شدن
manacled
<adj.>
دست بسته
packet
بسته کوچک
shut in personality
شخصیت بسته
shut down
بسته شدن
tied up
<adj.>
دست بسته
armful
یک بغل یک بسته
to shut down
بسته شدن
unopened
بسته - بازنشده
lappermilk
شیر بسته
ironbound
با اهن بسته
it is a question of money
موضوع بسته به
shutting
بسته شدن
large n
سر بسته همینطوری
lockfast
محکم بسته
package holiday
گشت بسته ای
closed
محرمانه بسته
packer
بسته بند
iron bound
با اهن بسته
mare clausum
دریای بسته
packing
بسته بندی
internal drainage
ابریز بسته
investment castings
ریخته گی بسته
shuts
بسته شدن
package tour
گشت بسته ای
investment foundry
ریخته گی بسته
packers
بسته بند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com