English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (16 milliseconds)
English Persian
mat زیرپایی یا تشک مخصوصی که بازیگر باگذاشتن پای خودروی ان بازی بولینگ روی چمن را اغاز میکند
mats زیرپایی یا تشک مخصوصی که بازیگر باگذاشتن پای خودروی ان بازی بولینگ روی چمن را اغاز میکند
Other Matches
inning گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
frame مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
dutchman بازیگر بولینگ هلندی
bowling bag ساک بازیگر بولینگ
composite average معدل امتیاز بازیگر بولینگ
crown green bowls بولینگ بین دو بازیگر در چمن وسیع
bucket جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
buckets جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
face off رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
holding گرفتن بازیگر ماندن غیرمجاز توپ والیبال در دست صیقلی بودن مسیرگوی بولینگ
bowling بازی بولینگ
bowl بازی بولینگ
bowls بازی بولینگ
clean دیسک مخصوصی که کثیفی را ازنوک خوندن / نوشتن پاک میکند
cleanest دیسک مخصوصی که کثیفی را ازنوک خوندن / نوشتن پاک میکند
cleaned دیسک مخصوصی که کثیفی را ازنوک خوندن / نوشتن پاک میکند
cleans دیسک مخصوصی که کثیفی را ازنوک خوندن / نوشتن پاک میکند
scout car خودروی دیده وری خودروی شناسایی زرهی
kingpin میله بازی بولینگ
tenpin بازی بولینگ ده میلهای
flat ball گوی بولینگ خارج از بازی
flat apple گوی بولینگ خارج از بازی
bowl مسابقه وجشن بازی بولینگ
ten strike ضربت بازی بولینگ ده میلهای
perfect game یک سری بازی بولینگ با 21استرایک
bowls مسابقه وجشن بازی بولینگ
ninepin بازی بولینگ با 9 میله چوبی
kick off ضربه اغاز بازی
kickoff ضربه اغاز بازی
upfield نقطه اغاز بازی
candlepins بازی بولینگ با گویهای کوچک بی سوراخ
curling stone سنگ مخصوص بازی بولینگ روی چمن
lawn bowling بازی بولینگ روی چمن باتوپهای چوبی
free position روش اغاز مجدد بازی پس ازخطا
harlequinade بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
open frame هر بخش از بازی بولینگ باناتوانی در انداختن تمام میله ها
cutthroat بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
disqualification اخراج بازیگر یامربی و محروم شدن از بازی اینده
ice time مجموع مدت بازی بازیگر دریک مسابقه یا در یک فصل
disqualifications اخراج بازیگر یامربی و محروم شدن از بازی اینده
to play up to another actor بدانگونه درنمایش بازی کردن که بازیگر دیگر سر ذوق آید
man down بازی با یک نفر کمتر از عده معمولی بعلت اخراج یک بازیگر
straight ball پرتابی در بولینگ که گوی باچرخش مستقیما حرکت میکند
pin bowler بازیگری که مرتبا به میله بولینگ هدف گیری میکند
skittles بازی شبیه به بولینگ درانگلستان بین 2 نفر یا 2تیم تا 5 نفره با پرتاب گوی یا دیسک به 9 میله
slant بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
slants بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
scorecard کارت نشان دهنده تعداد ضربات بازیگر در هر بخش بازی گلف
handball بازی بین دو تیم هفت نفره با شش بازیگر ویک دروازه بان
statue of liberty play بازی تهاجمی از بازیگر گوش که با بلندکردن دست خودحریف را گول می زند
scorecards کارت نشان دهنده تعداد ضربات بازیگر در هر بخش بازی گلف
slanted بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
plays شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
playing شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
played شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
play شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
intimidator بازیگر خشن و جنگجو که حریف را مرعوب میکند
tenpin میله بطری شکل مخصوص بازی 01 میله بولینگ
provisional frame ان بخش از بازی بولینگ که گوی موقعی پرتاب شده که بخش قبلی مورد اعتراض است
pockets کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
pocket کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
spot bowler بازیگری که بجای نشانه گیری به میلههای بولینگ بجای معینی روی مسیرهدفگیری میکند
bridge دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridged دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridges دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
overruns هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overrunning هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overrun هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
he is on as hamlet او هملت بازی میکند
infielder که در وسط میدان بازی میکند
send in وارد کردن بازیگر به زمین فرستادن بازیگر به میدان
spoilsports کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
spoilsport کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
mugwump سیاست و حزب بازی دوری میکند
stacks قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stack قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
bench jockey ذخیرهای که کمتر فرصت بازی پیدا میکند
comediennes زنی که در نمایشهای خنده اور بازی میکند
wire dancer کسیکه که روی سیم میرقصد و بازی میکند
comedienne زنی که در نمایشهای خنده اور بازی میکند
bench warmer ذخیرهای که کمتر فرصت بازی پیدا میکند
losing game بازی که باخت ان حتمی مینماید و خلق بازیکن را تنگ میکند
character actors هنرپیشهای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
character actor هنرپیشه ای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
strecher زیرپایی
deck pads زیرپایی
footstool زیرپایی
soubrette بانویی که درنمایشات نقش فضولباشی ودسیسه کار را بازی میکند مسخره
bowler نوعی کلاه لبه دار کسی که باگلوله یاگوی بازی میکند
bowlers نوعی کلاه لبه دار کسی که باگلوله یاگوی بازی میکند
perch چوب زیرپایی
perching چوب زیرپایی
perched چوب زیرپایی
footrail میله زیرپایی
perches چوب زیرپایی
double footed بازیگر چپ پا- راست پا بازیگر با هردو پا
away بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند
dawns اغاز اغاز شدن
dawn اغاز اغاز شدن
dawned اغاز اغاز شدن
dawning اغاز اغاز شدن
mail server کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
armored vehicle خودروی زرهدار
armored vehicle خودروی زرهی
taxies تاکسی یا خودروی
taxies تاکسی خودروی
taxied تاکسی یا خودروی
amphibious vehicle خودروی اب خاکی
combat vehicle خودروی رزمی
taxied تاکسی خودروی
taxi تاکسی یا خودروی
taxi تاکسی خودروی
taxiing تاکسی خودروی
taxiing تاکسی یا خودروی
his own car [car of his own] خودروی خودش [مرد]
armored reconnaissance vehicle خودروی شناسایی زرهی
commercial type vehicle خودروی تجارتی خودروهای شخصی
six by four خودرو شش در چهار خودروی شش چرخ
six by six خودروی شش در شش نوعی خودرو شش چرخ
to hitch a lift [ride] from somebody سواری شدن [در خودروی کسی]
smack مزه مخصوصی داشتن
smacked مزه مخصوصی داشتن
privilege امتیاز مخصوصی اعطاکردن
adhoc ویژه امر مخصوصی
to smack [of] مزه مخصوصی داشتن
smacks مزه مخصوصی داشتن
significantly آنچه معنای مخصوصی دارد
significant آنچه معنای مخصوصی دارد
Just check out the new sports car model! نگاه بکن به مدل تازه خودروی کورسی !
shinny بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
hairdos ارایش موی زنان بفرم مخصوصی
hairdo ارایش موی زنان بفرم مخصوصی
functions مشخصه مخصوصی در کامپیوتر یا پردازنده لغت
special troops یکانهای مخصوصی که به لشگرمامور شده باشند
functioned مشخصه مخصوصی در کامپیوتر یا پردازنده لغت
function مشخصه مخصوصی در کامپیوتر یا پردازنده لغت
bulk petroleum conversion kit جعبه وسایل تبدیل خودروی عمومی به خودرو حمل موادسوختی
adm 0 موشک مخصوصی که روی هواپیمای ب- 25 سوار شده است
cant باناله سخن گفتن بالهجه مخصوصی صحبت کردن
oilite bushing بوش مخصوصی از جنس برنز اشباع شده با روغن
built-in تابع مخصوصی که در برنامه پیاده سازی شده است
to jump-start someone's car کمک برای روشن کردن [خودروی کسی را با باتری مستقلی یا ماشین دیگری]
talent scout کسیکه اشخاص لایق وذیفن رابرای کار مخصوصی کشف واستخدام کند
talent scouts کسیکه اشخاص لایق وذیفن رابرای کار مخصوصی کشف واستخدام کند
dump نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند
gamesmanship مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
misplay بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
bookmarks کد یک متن در بخش مخصوصی از آن که به کاربر اجازه میدهد بعداگ به همان نقط ه مراجعه کند
bookmark کد یک متن در بخش مخصوصی از آن که به کاربر اجازه میدهد بعداگ به همان نقط ه مراجعه کند
Briefcase utility در ویندوز امکان مخصوصی برای به روز نگه داشتن فایلهای کامپیوتر قابل حمل یا PC
adds فایل مخصوصی که در آن رکوردها پیش از بهنگام سازی پایگاه داده اصلی ذخیره می شوند
adding فایل مخصوصی که در آن رکوردها پیش از بهنگام سازی پایگاه داده اصلی ذخیره می شوند
add فایل مخصوصی که در آن رکوردها پیش از بهنگام سازی پایگاه داده اصلی ذخیره می شوند
game وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
kiss in the ring بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
dib ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
shinney بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
fire fight ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
to make a trick با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
point designation شبکه بندی مخصوصی که برای تعیین نقاط نسبت به هم روی عکس هوایی کشیده میشود
full کامپیوتر همراه با کارت مخصوصی که به قدری سریع است که تصاویر ویدیویی متحرک را می گیرد و نمایش میدهد.
fullest کامپیوتر همراه با کارت مخصوصی که به قدری سریع است که تصاویر ویدیویی متحرک را می گیرد و نمایش میدهد.
harlepuinade نمایش لال بازی ودلقک بازی
charlatanic امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
crampet game بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
repeater وسیلهای درارتباطات که سیگنال دریافتی را مجدداگ تولید میکند وسپس ارسال میکند.که برای گسترش محدوده شبکه به کارمی رود.این دستگاه درلایه فیزیکی مدل شبکه DSI کار میکند
zone bits بیتهای مخصوصی که درکنار بیتهای عددی برای نمایش کاراکترهای الفبایی بکار میروند
clevis bolt پیچ مخصوصی با سر گردشکافدار برای نشستن پیچ گوشتی
Bureaucracy . Red tape . کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
administrative wheeled vehicle fleet کاروان خودروهای اداری خودروی اداری
combination vehicle خودروی بکسل کننده و بکسل شونده
bowling alley تالار بولینگ
bowling alleys تالار بولینگ
curl بولینگ روی یخ
bocci بولینگ ایتالیایی
curled بولینگ روی یخ
maples میلههای بولینگ
curls بولینگ روی یخ
candlepin میله باریک بولینگ
director سرپرست تیم بولینگ
lawn bowling بولینگ روی چمن
ball return بازگشت گوی بولینگ
directors سرپرست تیم بولینگ
mothers-in-law میله شماره 7 بولینگ
kingpin میله شماره 5 بولینگ
mother-in-law میله شماره 7 بولینگ
carrying انداختن یک یا دو میله بولینگ
dead گوی بولینگ ضعیف
nine pins نوعی بولینگ قدیمی
skittle میله چوبی بولینگ
carried انداختن یک یا دو میله بولینگ
carries انداختن یک یا دو میله بولینگ
carry انداختن یک یا دو میله بولینگ
headpin میله شماره 1 بولینگ
entrances اغاز
kick-off اغاز
outset اغاز
entrancing اغاز
terminus a que اغاز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com