Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (21 milliseconds)
English
Persian
calker
زیرپوش سازی کردن
Search result with all words
calk
بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
Other Matches
underclothing
زیرپوش
underclothes
زیرپوش
petticoats
زیرپوش زنانه
singlet
زیرپوش مردانه
camisole
زیرپوش زنانه
singlets
زیرپوش مردانه
petticoat
زیرپوش زنانه
undergrament
زیرپوش جامه زیر
vest
زیرپوش کشباف لباس
vests
زیرپوش کشباف لباس
balbriggan
یکنوع پارچهء نخی که برای زیرپوش بکار میرود
corset cover
لباس زیر زنانه که روی کرست پوشیده میشود زیرپوش
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
junk
پاک کردن یا حذف کردن از فایل ذخیره سازی که دیگر استفاده نمیشود
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
simulate
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulating
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulates
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
floors
کف سازی کردن
floor
کف سازی کردن
floored
کف سازی کردن
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
simulate
وانمود سازی کردن
simulating
وانمود سازی کردن
copy
بدل سازی کردن
simulates
وانمود سازی کردن
jerry build
بنا سازی کردن
copied
بدل سازی کردن
copies
بدل سازی کردن
copying
بدل سازی کردن
insculp
مجسمه سازی کردن
subverts
درون واژگون سازی کردن
subverting
درون واژگون سازی کردن
subverted
درون واژگون سازی کردن
subvert
درون واژگون سازی کردن
imagery
شبیه سازی عکاسی کردن
bastardization
بدل سازی حرامزاده کردن
compaction
فشرده سازی متراکم کردن
To forge a document (documents).
سند ومدرک سازی کردن
photoengrave
بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
simulate
شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulates
شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulating
شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
clearance
پاک سازی تایید صلاحیت تخلیه کردن
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
deletes
پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
deleted
پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
delete
پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
deleting
پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
compact
کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
compacts
کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
pave
[صاف کردن و یکنواخت سازی لبه یا انتهای فرش با قیچی]
compacting
کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
compacted
کاهش فضای ذخیره سازی داده با کد کردن آن به روشهای مختلف
media
کپی کردن داده از یک بایت رسانه ذخیره سازی به دیگری
storage
رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
nonerasable storage
رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
maintenance
فرآیند بهنگام سازی فایل با تغییر دادن یا اضافه کردن یا حذف ورودی ها
sort
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hits
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
sweep
تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
desert
[طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
dump
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
externals
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
addresses
قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
address
قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
addressed
قرار دادن محل داده در باس آدرس برای مشخص کردن کلمهای در حافظه یا رسانه ذخیره سازی که باید به آن دستیابی شود
To cook the books.
حساب بالاآوردن (حساب سازی کردن )
documented
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
document
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
refreshed
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshes
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
documenting
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
refresh
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
doubled
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled up
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
double
سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
conditioning
شرطی کردن شرطی سازی
density
سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
densities
سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
list
1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی
pavement
کف سازی
pavements
کف سازی
individuation
تک سازی
individualises
تک سازی
individualising
تک سازی
individualization
تک سازی
individualize
تک سازی
idolization
بت سازی
individualized
تک سازی
individualizing
تک سازی
repk lection
پر سازی
individualizes
تک سازی
padding
له سازی
deflexion
خم سازی
flooring
کف سازی
retortion
خم سازی
truncation
بی سر سازی
compaction
تو پر سازی
stylization
مد سازی
flection
خم سازی
local anasthesia
سر سازی
individualised
تک سازی
retortion
کج سازی
bridgework
پل سازی
bridge building
پل سازی
suppression
موقوف سازی
inflexions
خم سازی خمیدگی
tepefaction
ملول سازی
puppyhood
خود سازی
severance
جدا سازی
puppydom
خود سازی
prefabrication
پیش سازی
portrayal
مجسم سازی
paralysation
فلج سازی
portrayals
مجسم سازی
preformation
پیش سازی
punctation
نقطه سازی
beadwork
تسبیح سازی
pulverization
پودر سازی
tankage
مخزن سازی
inflexion
خم سازی خمیدگی
preparations
اماده سازی
procurance
فراهم سازی
form work
کاذب سازی
polarization
قطبی سازی
plasticization
نرم سازی
layoff
بیکار سازی
flooring
مصالح کف سازی
ordering
مرتب سازی
layoffs
بیکار سازی
paling
نرده سازی
inebriation
مست سازی
panel work
تنکه سازی
proportionment
متناسب سازی
wording
عبارت سازی
balladry
تصنیف سازی
panification
نان سازی
dwelling construction
اپارتمان سازی
tanning
چرم سازی
inflections
خم سازی خمیدگی
dwelling construction
خانه سازی
inflection
خم سازی خمیدگی
packing
فشرده سازی
preparation
اماده سازی
paneling
قاب سازی
the d.
فن شبیه سازی
simulation
فاهر سازی
packs
فشرده سازی
reductions
ساده سازی
bonification
به سازی محیط
amplification
فزون سازی
pack
فشرده سازی
automation
خودکار سازی
simulation
شبیه سازی
notation
نماد سازی
notations
نماد سازی
rip-off
مغبون سازی
rip-offs
مغبون سازی
pimpling
حباب سازی
pilework foundation
پی سازی با شمع
pedogenesis
جلگه سازی
peneplanation
دشت سازی
perpetuation
جاودان سازی
throwback
متوقف سازی
throwbacks
متوقف سازی
simplifications
ساده سازی
derichment
رقیق سازی
pattern making
مدل سازی
seduction
گمراه سازی
notification
اگاه سازی
relocation
جابجا سازی
stabilization
استوار سازی
brick works
اجر سازی
pattern making
نمونه سازی
inspissation
غلیظ سازی
graphics
نگاره سازی
foliation
برگ سازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com