Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 104 (8 milliseconds)
English
Persian
underpart
زیرین بخش
Search result with all words
diffusion
روش انتقال به سط وح زیرین مدار پیچیده
undergrowth
پشم یارویش زیرین
undercut
ببرش زیرین
undercuts
ببرش زیرین
beneath
زیرین پایینی
downward
پایین زیرین
jib
بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
jibbed
بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
jibbing
بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
jibs
بادبان سه گوش جلو کشتی لب زیرین
following
زیرین
limb
اندام زیرین
limbs
اندام زیرین
underworld
زیرین جهان
underlay
در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
underlays
در زیر چیزی لایه قرار دادن لایه زیرین
underscore
زیرین خط
underscored
زیرین خط
underscores
زیرین خط
underscoring
زیرین خط
underline
خط زیرین
underlined
خط زیرین
underlines
خط زیرین
underneath
زیرین پایینی
inferior
زیرین
inferiors
زیرین
bottom line
طناب زیرین
underlip
لب زیرین
underlips
لب زیرین
subway
مجرای زیرین
subways
مجرای زیرین
underpass
زیرین راه
underpass
گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
underpasses
زیرین راه
underpasses
گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
bedding
لایه زیرین
underside
طرف یا سوی زیرین
underside
زیرین
undersides
طرف یا سوی زیرین
undersides
زیرین
under
زیرین
under-
زیرین
jowl
ارواره زیرین پرنده گونه
jowls
ارواره زیرین پرنده گونه
after mentioned
زیرین
base stone
سنگ زیرین
binder course
قشر زیرین رویه
bottom slide
لغزنده زیرین
calipee
کاسه زیرین لاک پشت
culet
پخ زیرین برلیان
cutis
پوست زیرین
cutis
لایه زیرین پوست
dewatering outlets
خروجی زیرین
downstair
زیرین
eupelagic environment
محیط زیر لایه زیرین
following on
زیرین
hard contact printing
چاپ تماسی که در ان هدچاپگر با نیروی محسوسی روی لایه زیرین فشار واردمی اورد
hypodermis
پوست زیرین
hypolimnion
اب سرد زیرین
inferior colliculus
برجستگی زیرین
inferior planets
سیارات زیرین
infra axillary
وابسته به ارواره زیرین
inframaxillary
وابسته به ارواره زیرین
inframaxillary nerves
پیهای ارواره زیرین
labium
لب زیرین حشره
labral
وابسته به لب زیرین بندپائیان یا لبه صدف ه لبه بیرونی صدف
labrum
لب زیرین بند پائیان لبه بیرونی صدف لب
lower branch of meridian
نصف النهار زیرین
lower floor
اشکوب زیرین
mandibular
اروارهای وابسته به ارواره زیرین
mandibular
ارواره زیرین
martingale
طناب یا زنجیر زیرین دگل یابادبان
maxilla
ارواره زیرین
named here under
نامبرده زیرین
neath or neath
پایین زیرین
neck necessity
قسمت زیرین تاج ستون
nether lip or jaw
لب یا ارواره زیرین
nether millstone
سنگ زیرین اسیاب
nether millstone
اسیاسنگ زیرین
orlop
عرشه زیرین کشتی جنگی
orlop deck
عرشه زیرین کشتی جنگی
overbite
پیشامدگی دندانهای زبرین نسبت به دندانهای زیرین
overshot jaw
ارواره زبرین هنگامی که ازارواره زیرین جلوترامده است
press bed
بخش زیرین پرس
premaxilla
استخوان جلو ارواره زیرین مهره داران
rhizome
ساقههای زیر زمینی ریشه مانند ساقه زیرین
semibasement
نیم طبقه زیرین ساختمان
stag evil
تشنج ارواره زیرین اسب
sub grade
لایه زیرین
subjecent
زیرین
the f. words
کلمات زیرین
the figure below
رقم زیرین
the underwritten names
نامهای زیرین
top lift
طبقه زیرین پاشنه پا
trismus
تشنج ارواره زیرین
tropopause
زیرین مرز
troposphere
زیرین سپهر
true pelvis
لگن زیرین
ulna
زند زیرین
undercoat
پشم زیرین
Other Matches
following
<adj.>
زیرین
coarse adjustment knob
دکمه تنظیم زیرین
under weft
پود زیرین یا ضخیم
[جهت نشاندن گره ها در جای خود و محکم و یکنواخت شدن آنها]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com