English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
To pluck ones eyebrows. زیر ابرو برداشتن
Other Matches
transcribes استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribe استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribed استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribing استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
ditches ابرو
ditched ابرو
reputation ابرو
ditch ابرو
braced خط ابرو
brace خط ابرو
watercourse ابرو
wash out ابرو
gutter ابرو
gutters ابرو
reputations ابرو
street gutter ابرو
brow ابرو
brows ابرو
low dwon بی ابرو
dishonorable بی ابرو
creditability ابرو
apt words ابرو
eyebrows ابرو
eyebrow ابرو
canals ابرو
canal ابرو
credits ابرو
dishonourable بی ابرو
accolades خط ابرو
low-down بی ابرو
accolade خط ابرو
prestige ابرو
bristling ابرو
low down بی ابرو
credit ابرو
crediting ابرو
credited ابرو
not to stir an eyelid خم به ابرو نیاوردن
pencils مداد ابرو
reputations ابرو خوشنامی
channel ابرو ابراهه
channeled ابرو ابراهه
pencilling مداد ابرو
channeling ابرو ابراهه
channelled ابرو ابراهه
channels ابرو ابراهه
honor ابرو ناموس
aqua ابرو عرق
box gutter ابرو صندوقهای
superciliary مربوط به ابرو
reputation ابرو خوشنامی
hips ابرو درهای
Not to turn a hair. Not to bat an eyelid. خم به ابرو نیاوردن
what impaired his reputation چه چیز به ابرو
braced اتل ابرو
pencil مداد ابرو
brace اتل ابرو
weephole ابرو دیوار
names ابرو علامت
name ابرو علامت
wash out شیار ابرو
indignity هتک ابرو
gutter ابرو شیروانی
hip ابرو درهای
gutters ابرو شیروانی
indignities هتک ابرو
culvert مجرای سر پوشیده ابرو
culverts مجرای سر پوشیده ابرو
fauxpas خبط یاخطایی که ابرو
scowls ابرو درهم کشی
scowl ابرو درهم کشی
scowled ابرو درهم کشی
scowling ابرو درهم کشی
intercepting ditch ابرو بالای خاکبرداری
glabella برامدگی پیشانی میان دو ابرو
crayon مداد ابرو نقاشی کردن
crayons مداد ابرو نقاشی کردن
ditched ابرو کنار راه کنده
to pucker up the brow در هم کشیدن گره بر ابرو زدن
highbrow دارای ابرو وپیشانی بلند
ditch ابرو کنار راه کنده
ditches ابرو کنار راه کنده
To make eyes. چشم و ابرو آمدن (نازو غمزه ).
to pull off برداشتن
takes برداشتن
deleting برداشتن
lift برداشتن
lifted برداشتن
lifting برداشتن
countertrace برداشتن از
remove برداشتن
remove از جا برداشتن
deletes برداشتن
deleted برداشتن
moistening نم برداشتن
take برداشتن
to take up برداشتن
flaws مو برداشتن
flaw مو برداشتن
includes در برداشتن
include در برداشتن
to run away with برداشتن
delete برداشتن
to pick up برداشتن
lifts برداشتن
pick up برداشتن
removes از جا برداشتن
take up برداشتن
to mop up برداشتن
removes برداشتن
pickup برداشتن
removing برداشتن
sublate برداشتن
glom برداشتن
removing از جا برداشتن
ingether برداشتن
ingather برداشتن
decoded برداشتن رمز
To co away with . To remove. To eliminate . ازمیان برداشتن
decode برداشتن رمز
to have one's p taken عکس برداشتن
twist تاب برداشتن
twists تاب برداشتن
twisting تاب برداشتن
resign دست برداشتن
desist دست برداشتن
cease دست برداشتن
to come at a bound <idiom> خیز برداشتن
to carry arms سلاح برداشتن
to fly to arms سلاح برداشتن
run away with برداشتن و در رفتن
decodes برداشتن رمز
flaw ترک برداشتن
warp تاب برداشتن
remove slag سرباره را برداشتن
picturize فیلم برداشتن از
give up دست برداشتن از
off take rudder سکان برداشتن
make a copy of رونوشت برداشتن
to d. the cloth رومیزی را برداشتن
ingether خرمن برداشتن
break step غلط پا برداشتن
to break step غلط پا برداشتن
demountable قابل برداشتن
dequeue برداشتن اقلام یک صف
to receive a wound زخم برداشتن
to sweep away ازمیان برداشتن
unhood سرپوش برداشتن از
uncap سر پوش برداشتن از
uncap کلاه از سر برداشتن
flaws ترک برداشتن
snap up تند برداشتن
feet پاچنگال برداشتن
heave خیز برداشتن
heaved خیز برداشتن
to take the photograph of عکس برداشتن از
to take off برداشتن بردن
shuffle off به عجله برداشتن
emarginate برداشتن حاشیه از
unveiling حجاب برداشتن
step گام برداشتن
stepping قدم برداشتن
stepping گام برداشتن
machine براده برداشتن
unmask نقاب برداشتن از
unmasked نقاب برداشتن از
polls نمونه برداشتن
polled نمونه برداشتن
unmasking نقاب برداشتن از
removing برداشتن مهر
poll نمونه برداشتن
cracks شکاف برداشتن
crack شکاف برداشتن
step قدم برداشتن
spoon با قاشق برداشتن
unveils حجاب برداشتن
unveil حجاب برداشتن
warps تاب برداشتن
warped تاب برداشتن
elide ازاخر برداشتن
elided ازاخر برداشتن
elides ازاخر برداشتن
eliding ازاخر برداشتن
unveiled حجاب برداشتن
spoons با قاشق برداشتن
spooning با قاشق برداشتن
list سیاهه برداشتن
spooned با قاشق برداشتن
machined براده برداشتن
removes برداشتن مهر
transcribed رونوشت برداشتن
transcribes رونوشت برداشتن
surmounts ازمیان برداشتن
transcribing رونوشت برداشتن
surmounting ازمیان برداشتن
unmasks نقاب برداشتن از
surmounted ازمیان برداشتن
surmount ازمیان برداشتن
maps نقشه برداشتن از
transcribe رونوشت برداشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com