English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 303 (16 milliseconds)
English Persian
substructure زیر سازی
substructures زیر سازی
road bed زیر سازی
Search result with all words
haze تاثیر گرافیکی برای شبیه سازی مه طبیعی برای ایجاد فضای سه بعدی حقیقی تر
inflammation شعله ور سازی
acoustic روش اصلی ذخیره سازی داده
write سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان یک عمل نوشتن به همراه چندعمل خوا ندن روی فایل می دهد
write سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان نوشتن به همراه چندین عمل خواندن روی فایل میدهد
write حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
writes سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان یک عمل نوشتن به همراه چندعمل خوا ندن روی فایل می دهد
writes سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان نوشتن به همراه چندین عمل خواندن روی فایل میدهد
writes حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
field فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
fielded فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
fields فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
exception ذخیره سازی لغات و نیازها و خصوصیات مخصوص آنها برای پردازش کلمه و ترکیب تصویر
exceptions ذخیره سازی لغات و نیازها و خصوصیات مخصوص آنها برای پردازش کلمه و ترکیب تصویر
deposit نوشتن داده روی یک ثبات یا محل ذخیره سازی
deposits نوشتن داده روی یک ثبات یا محل ذخیره سازی
database بازیابی و بهنگام سازی محاورهای رکوردهای پایگاه داده با استفاده از ترمینالهای line-on
databases بازیابی و بهنگام سازی محاورهای رکوردهای پایگاه داده با استفاده از ترمینالهای line-on
expansion افزایش درتوان محاسبه و اندازه فضای ذخیره سازی
indexing فرآیند ساخت و ذخیره سازی لیستی از رکوردها
indexing فهرست سازی
dump نقط های در برنامه که برنامه و داده اش در محل ذخیره سازی حفظ شده اند تا از اثرات خطاها جلوگیری شود
dump 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
dump جابه جایی داده از یک وسیله یافضای ذخیره سازی به چاپگر
class در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
classed در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
classes در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
classing در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
exchange روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanged روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanges روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanging روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
demand جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demand انتقال داده مستقیم بین پردازنده و فضای ذخیره سازی
demanded جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demanded انتقال داده مستقیم بین پردازنده و فضای ذخیره سازی
demands جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demands انتقال داده مستقیم بین پردازنده و فضای ذخیره سازی
lobe دایره سازی
lobes دایره سازی
change رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
change نواری که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد استفاده شده برای بهنگام سازی فایل اصلی است
change فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changed رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
changed نواری که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد استفاده شده برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changed فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changes رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
changes نواری که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد استفاده شده برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changes فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changing رکوردی که حاوی داده جدید برای بهنگام سازی رکورد اصلی است
changing نواری که حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد استفاده شده برای بهنگام سازی فایل اصلی است
changing فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است
saturation خطای ناشی ازاشباع رسانه ذخیره سازی مغناطیسی
widening پهن سازی
simulate شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulate شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulate وانمود سازی کردن
simulates شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulates شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulates وانمود سازی کردن
simulating شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulating شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulating وانمود سازی کردن
demolition ویران سازی انهدام
demolitions ویران سازی انهدام
persuasion قانع سازی
persuasions قانع سازی
hard دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
harder دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
hardest دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
lap منطقه پاک سازی مین
lapped منطقه پاک سازی مین
fragmentation امکان نرم افزاری که عمل یکپارچه سازی دیسک سخت را انجام میدهد
list فضای ذخیره سازی موقت در قالب LIFO برای لیست از موضوعات داده
list 1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی
cassette نوارمخصوص با فرفیت بالا برای ذخیره سازی داده
cassettes نوارمخصوص با فرفیت بالا برای ذخیره سازی داده
basic روش استاندارد ذخیره سازی داده روی دیسک تا سایر کامپیوتر ها هم بتوانند استفاده کنند
basic روش به هنگام سازی و بازیابی مستقیم بلاک داده مشخص که در یک وسیله با دستیالی مستقیم ذخیره شده است
basics روش استاندارد ذخیره سازی داده روی دیسک تا سایر کامپیوتر ها هم بتوانند استفاده کنند
basics روش به هنگام سازی و بازیابی مستقیم بلاک داده مشخص که در یک وسیله با دستیالی مستقیم ذخیره شده است
dim نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
dimmed نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
dims نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
manager امکان نوشتن متن به ذخیره سازی و بازیابی ویرایش و چاپ
managers امکان نوشتن متن به ذخیره سازی و بازیابی ویرایش و چاپ
copied بدل سازی کردن
copied دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copies بدل سازی کردن
copies دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copy بدل سازی کردن
copy دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copying بدل سازی کردن
copying دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
cellar محل ذخیره سازی موقت داده یا ثبات یا کارها که موضوعات برای درج و حذف به صورت Lifo عمل می کنند یعنی اولی که می آید آخر از همه سرویس می گیرد
cellars محل ذخیره سازی موقت داده یا ثبات یا کارها که موضوعات برای درج و حذف به صورت Lifo عمل می کنند یعنی اولی که می آید آخر از همه سرویس می گیرد
align اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
aligned اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
aligning اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
aligns اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
Other Matches
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
frustration خنثی سازی محروم سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
frustrations خنثی سازی محروم سازی
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
irritancy پوچ سازی باطل سازی
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
Indeo فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
deflexion خم سازی
pavements کف سازی
retortion کج سازی
padding له سازی
retortion خم سازی
pavement کف سازی
flooring کف سازی
individualised تک سازی
individualises تک سازی
individualize تک سازی
bridgework پل سازی
bridge building پل سازی
individualized تک سازی
individualizes تک سازی
individualizing تک سازی
repk lection پر سازی
individualization تک سازی
truncation بی سر سازی
individuation تک سازی
flection خم سازی
individualising تک سازی
stylization مد سازی
local anasthesia سر سازی
idolization بت سازی
compaction تو پر سازی
pacification ارام سازی
enrichment غنی سازی
exclusion محروم سازی
insulates عایق سازی
insulating عایق سازی
neutralization خنثی سازی
insulate عایق سازی
neutralization بی اثر سازی
seduction گمراه سازی
fading محو سازی
humanization مردمی سازی
magnifcation بزرگ سازی
assimilation درون سازی
assimilation همگون سازی
milling ارد سازی
machicolation مزغل سازی
liquefaction ابگونه سازی
levigation نرم سازی
latticing شبکه سازی
lapidification سنگ سازی
lapidation سنگسار سازی
landscape painting منظره سازی
lancination پاره سازی
lancination مجروح سازی
machine building ماشین سازی
lamponery هجونامه سازی
industrialization صنعتی سازی
nationalization ملی سازی
brewing ابجو سازی
equating هم ارز سازی
reclamation اباد سازی
bedding ثابت سازی
bedding محکم سازی
bedding کف سازی بسترسازی
beautification زیبا سازی
bookbinding کتاب سازی
fitting جفت سازی
miniaturization کوچک سازی
illumination روشن سازی
metabolic سوخت و سازی
secretion پنهان سازی
synchronizing همزمان سازی
integration مجتمع سازی
cooling خنک سازی
doping ناخالص سازی
formulation قاعده سازی
ichnography زمینه سازی
individuation جدا سازی
inebriation مست سازی
inflexion خم سازی خمیدگی
infuriation خشمگین سازی
inspissation غلیظ سازی
intensification پر قوت سازی
inurement معتاد سازی
irksomeness کسل سازی
wearisomeness کسل سازی
irreticence فاش سازی
individualization فرد سازی
invalidation باطل سازی
image formation تصویر سازی
immortalization جاوید سازی
refreshments تازه سازی
refreshment تازه سازی
incavation پوک سازی
inceration موم سازی
inculcation جایگیر سازی
strangling خفه سازی
individualization منفرد سازی
impregnation ابستن سازی
roofing سقف سازی
solutions چاره سازی
solution چاره سازی
stripping برهنه سازی
optimality بهینه سازی
optimization بهینه سازی
curtailment کوتاه سازی
obscuration تیره سازی
forgeries سند سازی
implementation پیاده سازی
nonlinear optimization بهینه سازی
oblieration پاک سازی
obliteration پاک سازی
forgery صورت سازی
forgery سند سازی
forgeries صورت سازی
optimize بهینه سازی
mutilation معیوب سازی
panification نان سازی
paralysation فلج سازی
vaporization بخار سازی
paralyzation فلج سازی
pattern making نمونه سازی
pattern making مدل سازی
pedogenesis جلگه سازی
peneplanation دشت سازی
perpetuation جاودان سازی
pilework foundation پی سازی با شمع
paneling قاب سازی
panel work تنکه سازی
paling نرده سازی
separating جدا سازی
abbreviations کوته سازی
abbreviation کوته سازی
replacements جانشین سازی
replacement جانشین سازی
extinction خاموش سازی
optometry عینک سازی
ostosis استخوان سازی
overconditioning پرشرطی سازی
rejuvenation جوان سازی
reduction ساده سازی
smoothing صاف سازی
minimalization کمینه سازی
oscillations نوسان سازی
oscillation نوسان سازی
resolving برطرف سازی
minimization کمینه سازی
miseenscene صحنه سازی
modeller قالب سازی
mortar mixing ملات سازی
municipalize شهر سازی
mutualization دو طرفه سازی
microsoft بهنگام سازی
microminiaturization ریز سازی
mealing نرم سازی
arching طاق سازی
malting مالت سازی
depletion تهی سازی
displacement جانشین سازی
packing فشرده سازی
manumission ازاد سازی
materialization مادی سازی
wording عبارت سازی
maximization بیشینه سازی
mystification گیج سازی
subtilization نرم سازی
simulation فاهر سازی
simulation شبیه سازی
mythopoetic اساطیر سازی
notification اگاه سازی
relocation جابجا سازی
withdrawal رها سازی
nest building لانه سازی
networking شبکه سازی
nidificate لانه سازی
nidification اشیانه سازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com