English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 182 (9 milliseconds)
English Persian
subornation زیر پا نشینی اغواء
Other Matches
suasion اغواء
suborner اغواء کننده
subornation اغواء بکار بد
suborn کسی رابکاربد اغواء کردن
backpedal عقب نشینی در مقابل حریف عقب نشینی
withdrawals عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
withdrawal عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
recoilless جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
variable recoil سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
illuviation ته نشینی
retrocedence پس نشینی
wake شب نشینی
sedimentation ته نشینی
wakes شب نشینی
evening party شب نشینی
an eveing party شب نشینی
recoil پی نشینی
recoiled پی نشینی
sedimentary ته نشینی
settling ته نشینی
sedinentation ته نشینی
subsidence ته نشینی
recoiling پی نشینی
recoils پی نشینی
soirTes شب نشینی
soirees شب نشینی
soiree شب نشینی
adsorption رو نشینی
deposit ته نشینی
nightlife شب نشینی
deposits ته نشینی
precipitation ته نشینی
waked شب نشینی
sedimentation ته نشینی
urbanization شهر نشینی
eremitism گوشه نشینی
recoils عقب نشینی
electrostatic procipitation ته نشینی الکترواستاتیک
recoiling عقب نشینی
recoiled عقب نشینی
fallback عقب نشینی
urbanism شهر نشینی
nomadism کوچ نشینی
reclvsion گوشه نشینی
retrocedence عقب نشینی
retrocession عقب نشینی
ruralize ده نشینی کردن
solitariness گوشه نشینی
silting رسوب ته نشینی
sedimentation pond حوضچه ته نشینی
line of retreat خط عقب نشینی
katabasis عقب نشینی
to burn the midnight oil شب نشینی کردن
break ground عقب نشینی
cotenancy هم اجاره نشینی
tenantry اجاره نشینی
eremitic life گوشه نشینی
hutment کلبه نشینی
hypostatic ناشی از ته نشینی
to burn the midnighoil شب نشینی کردن
sequestered life گوشه نشینی
retreated عقب نشینی
recess عقب نشینی
retreat عقب نشینی
sanctuaries حق بست نشینی
retreating عقب نشینی
sanctuary حق بست نشینی
settlements ته نشینی مسکن
seclusion گوشه نشینی
recesses عقب نشینی
suburbia حومه نشینی
settlement ته نشینی مسکن
recoil عقب نشینی
retreats عقب نشینی
pull away عقب نشینی کردن
to sound the retreat شیپورعقب نشینی زدن
retreat عقب نشینی کردن
long recoil عقب نشینی طولانی
urbanist وابسته بشهر نشینی
urbanistic وابسته بشهر نشینی
To retreat. To withdraw. عقب نشینی کردن
scuttle عقب نشینی روزنه
recoil mechanism دستگاه عقب نشینی
recoil mechanism مکانیسم عقب نشینی
to lose ground عقب نشینی کردن
retreating عقب نشینی کردن
retreated عقب نشینی کردن
short recoil عقب نشینی کوتاه
sedimentation analysis تجزیه بروش ته نشینی
retreats عقب نشینی کردن
rocket propulsion فشارعقب نشینی موشک
to beat a retreat عقب نشینی کردن
to beat a retreat کوس عقب نشینی
to fall back عقب نشینی کردن
to give ground عقب نشینی کردن
drop back <idiom> عقب نشینی کردن
give ground <idiom> عقب نشینی کردن
scuttles عقب نشینی روزنه
blowback عقب نشینی خودکار
backblast موج عقب نشینی
backblast شعله عقب نشینی
withdraw عقب نشینی کردن
back pressure فشار عقب نشینی
withdraws عقب نشینی کردن
sinks ته نشینی حفره یاگودال
retirement عقب نشینی اختیاری
sink ته نشینی حفره یاگودال
setback فشار عقب نشینی
setbacks فشار عقب نشینی
companionship مصاحبت پهلو نشینی
blowback ضربه عقب نشینی
scuttled عقب نشینی روزنه
scuttling عقب نشینی روزنه
ebb current عقب نشینی اب دریا
colonial معماری کوچ نشینی
forced withrawal عقب نشینی اجباری
a white collar job کار پشت میز نشینی
retreat عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreated عقب نشینی کناره گیری
cloisters صومعه گوشه نشینی کردن
variable slide طول عقب نشینی متغیر
to sound a retreat شیپور عقب نشینی زدن
breakdown ته نشینی مواد معلق دردوغاب
to sound the retire شیپور عقب نشینی زدن
retreat عقب نشینی کناره گیری
alluvial ته نشینی مربوط به رسوب و ته نشین
cloister صومعه گوشه نشینی کردن
to have a knock back عقب نشینی کردن [در موقعیتی]
breakdowns ته نشینی مواد معلق دردوغاب
they are in full retreat سخت عقب نشینی می کنند
recoiling عقب نشینی کردن توپ
retreated عقب نشینی اجباری بازگشتن
recoils عقب نشینی کردن توپ
setback نیروی عقب نشینی توپ
long recoil طول عقب نشینی زیاد
straddle میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddled میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddles میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
recoil عقب نشینی کردن توپ
insula دستگاه عمارت اجاره نشینی
hightail باسرعت عقب نشینی کردن
counter recoil برگشتن لوله پس از عقب نشینی
hermitic وابسته بگوشه نشینی زهدامیز
setbacks نیروی عقب نشینی توپ
crawfish ازموضعی عقب نشینی کردن
retreating عقب نشینی کناره گیری
recoiled عقب نشینی کردن توپ
retreating عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreats عقب نشینی کناره گیری
retreats عقب نشینی اجباری بازگشتن
recoilless rifle تفنگ بدون عقب نشینی
obmutescence خاموش نشینی سکوت عمدی
recoil operated مجهز به دستگاه عقب نشینی
recoil pit چاله عقب نشینی لوله
recoil system سیستم عقب نشینی توپ
retreat گوشه نشینی [گروهی برای مدتی]
back pressure فشاراگزوز فشار عقب نشینی اگزوز
retires عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
The army had to retreat from the battlefield. ارتش مجبور به عقب نشینی از میدان جنگ شد.
blenching جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenches جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blench جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
retire عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
blenched جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
recoil operated مسلح شونده به وسیله عقب نشینی الات متحرک
To draw in ones houns . Toback down . To retreat. ماست ها را کیسه کردن ( عقب نشینی از روی ترس )
choke ring رینگ مانع فرار گاز در تفنگهای بدون عقب نشینی
beauty is in the eyes of the beholder <proverb> اگر بر دیده مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی
jet propulsion نیروی عقب نشینی حاصله از فشار گازفشار خروج گاز
disengagement جدا شدن ازدشمن عقب نشینی اختیاری قطع تماس با دشمن
inclusus گوشه نشینی که در غاریا کلبهای می نشست ودرجهانیان رابروی خود می بست
shoot the duck حرکت جلو و عقب نشینی روی یک پا و پای دیگر کشیده بجلو
gunner's rule روش تخمین مسافت صحیح در تیراندازی با تیربار یاتفنگ بدون عقب نشینی
rifles توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
rifle توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
safety اعطای دو امتیاز به تیم مدافع به خاطر عقب نشینی عمدی تیم مهاجم
fall back تغییر موضع به عقب دادن عقب نشینی کردن
rocket [missile with thrust propulsion] موشک [پرتابه] [پرتابه با پیشرانش عقب نشینی]
rear party نیروی پوششی عقب نشینی یا عقب دار
urbanity شهر نشینی شهر سازی
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com