Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
limnologist
زیست شناس جانوران اب شیرین
Other Matches
colony
گروهی از جانوران یا گیاهان یا جانوران تک سلولی هم نوع که با هم زندگی یا رشد می کنند
[زیست شناسی]
biologist
زیست شناس
limnetic
زیست کننده در اب شیرین
limnic
زیست کننده در اب شیرین
pond life
جانوران بی مهره
[که دراستخرها و حوض ها زیست می کنند.]
environmentalists
محیط زیست شناس
environmentalist
محیط زیست شناس
limnology
بخشی از زیست شناسی که درباره موجودات اب شیرین بحث میکند
lapidary
سنگ شناس گوهر شناس
lapidarian
سنگ شناس گوهر شناس
penny wise and pound foolish
دینار شناس و ریال شناس
to tip something
[British E]
رسوب کردن چیزی
[محیط زیست]
[بوم شناسی]
[حفاظت محیط زیست]
to tip something
[British E]
ته نشین شدن چیزی
[محیط زیست]
[بوم شناسی]
[حفاظت محیط زیست]
to tip something
[British E]
ذخیره کردن چیزی
[محیط زیست]
[بوم شناسی]
[حفاظت محیط زیست]
eco-branch
شعبه زیست بوم
[شاخه اقتصاد مناسب با زیست بوم]
virologist
متخصص ویروس شناس ویژه گرعلم ویروس شناسی ویروس شناس
environmental preservation
نگهداشت زیست محیطی حفافت زیست محیطی
faunology
جانوران
acephali
جانوران بیسر
menageries
نمایشگاه جانوران
vermin
جانوران موذی
zooplankton
جانوران شناور
kits
بچه جانوران
kit
بچه جانوران
menagerie
نمایشگاه جانوران
zoodvnamics
فیزیولوژی جانوران
lights
ریه جانوران
animal kingdom
جهان جانوران
animalist
پیکرنمای جانوران
halobiont
جانوران اب شور
faunis
الهه جانوران
implacentalia
جانوران بی جفت
invertebrata
جانوران بی مهره
faunae
مربوط به جانوران
herbivora
جانوران علفخوار
bimana
جانوران دودست
arachnida
جانوران عنکبوتی
animals kingdom
جهان جانوران
animality
زندگی جانوران
faunistic
وابسته به جانوران
to water
[horses, cattle, etc.]
آب دادن
[به جانوران بومی]
animal husband
پرورش جانوران اهلی
articulata
جانوران حلقه دار
verminous
پر از حشرات یا جانوران موذی
arthropoda
جانوران مفصل دار
underbody
پایین تنه جانوران
terrarium
نمایشگاه جانوران خشکی
biosystematic
رده بندی جانوران
clawing
سرپنجه جانوران ناخن
clawed
سرپنجه جانوران ناخن
claw
سرپنجه جانوران ناخن
pachyder mata
جانوران پوست کلفت
oestrum
شهوت ومستی جانوران
king of beasts
پادشان جانوران :شیر
neontology
بررسی جانوران مانده
wild beasts
جانوران وحشی وحوش
instincts
هوش طبیعی جانوران
instinct
هوش طبیعی جانوران
zootaxy
طبقه بندی جانوران
pincer
عضو گازانبری جانوران
claws
سرپنجه جانوران ناخن
zooid
جانورسان شبیه جانوران
weasel
جانوران پستاندار شبیه راسو
weasels
جانوران پستاندار شبیه راسو
gamekeeper
متصدی جانوران شکاری قرقچی
gamekeepers
متصدی جانوران شکاری قرقچی
microorganism
جانوران کوچک ومیکروسکپی ریزجاندار
microorganisms
جانوران کوچک ومیکروسکپی ریزجاندار
seafood
غذاهای مرکب از جانوران دریایی
aquarium
نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
aquariums
نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
animalcular
وابسته به جانوران ذره بینی
aquaria
نمایشگاه جانوران و گیاهان ابزی
epizootic
منتشر شونده درمیان جانوران
achordata
جانوران فاقد ستون فقرات
lorica
پوسته سخت حافظ جانوران
vivarium
جای نگاهداری جانوران زمینی
somite
حلقه یابند بدن جانوران
zoometry
اندازه گیری اندامهای جانوران
To kI'll animals for food .
جانوران را برای غذا کشتن
polyphagous
تغذیه کننده برگیاهان یا جانوران متعدد
foot and mouth
یکجور ناخوشی واگیردار با تب در جانوران شاخدار
humane killer
تپانچه ویژه برای بی زجرکشتن جانوران
verminate
تولید حشرات یا جانوران موذی کردن
deadfall
دامی که جانوران بزرگ دران زیراوارمیمانند
foraminifer
جنسی از جانوران ریز ریشه پای
incestuous
وابسته به جفت گیری جانوران از یک جنس
zoography
علم توصیف جانوران وخوی انان
fauna
کلیه جانوران یک سرزمین یایک زمان
zootechnics
روش تربیت ورام کردن جانوران
zootechnics
فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
polyzoic
مرکب از شبه جانوران بسیار پرزیوگانی
zootechny
فن اهلی کردن جانوران وحیوانات وحشی
chitin
جسم استخوانی درپوشش بعضی جانوران
zootechny
روش تربیت و رام کردن جانوران
rodenticide
دارو یا عامل کشنده جانوران جونده
sea fire
شب تابی دریا دراثر جانوران شب تاب وغیره
inbreed
پرورش دادن از جانوران هم تیره تخم کشیدن
chine
مهره استخوان پشت جانوران گوشت مازه
awn
الت مذکر بعضی از جانوران خزنده و کرمها
Aborigines
سکنه اولیه یک کشور جانوران و گیاهان بومی
Are animals able to think ?
آیا جانوران قادربه فکر کردن هستند ؟
pinfold
جانوران ولگرد درتوقیف گاه نگاه داشتن
herd book
نژادنامه برخی جانوران همچون گاو وخوک
lethal chamber
اطاق ویژه برای راحت کشتن جانوران
outbreed
جفت گیری کردن انواع مختلف جانوران
sweetest
شیرین
nectareous
شیرین
amiable
شیرین
fresh-
شیرین
affeluo'so a
شیرین
nectared
شیرین
sweeter
شیرین
sugared
شیرین
sweet
شیرین
freshest
شیرین
dulcet
شیرین
nectarean
شیرین
luscious
شیرین
dolce
شیرین
tuneful
شیرین
mellifluous
شیرین
honeyed
شیرین
soft water
اب شیرین
saccharine
شیرین
fresh
شیرین
fresh water
اب شیرین
graphologist
خط شناس
technologist
فن شناس
paleographer
خط شناس
drag net
توریادامی که روی زمین بکشندکه همه جانوران رایکجابگیرد
hard roe
أشپل
[تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی]
[ماهیگیری]
zootechnician
کارشناس تربیت حیوانات ویژه گر اهلی کردن جانوران
omnivora
جانوران همه چیزخوار مانند خوک و اسب ابی
roe
أشپل
[تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی]
[ماهیگیری]
oestrual
در باب موقعی گفته میشود که جانوران فحل ایند
roe
اشبل
[تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی]
[ماهیگیری]
Brit
جانوران ریز دریایی که خوراک نهنگ و ماهیان بزرگاند
Brits
جانوران ریز دریایی که خوراک نهنگ و ماهیان بزرگاند
hard roe
اشبل
[تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی]
[ماهیگیری]
aquarium
شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
aquaria
شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
aquariums
شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
limnology
اب شیرین شناسی
sweetened
شیرین کردن
bicarbonate of soda
جوش شیرین
crawfish
خرچنگ اب شیرین
sweetening
شیرین کردن
sudium bicarbonate
جوش شیرین
soda
جوش شیرین
melody
اهنگ شیرین
freshwater king
متصدی اب شیرین کن
dulcify
شیرین کردن
freshwater
وابسته به اب شیرین
liquorice
شیرین بیان
sweet pepper
فلفل شیرین
pimiento
فلفل شیرین
sodas
جوش شیرین
sweetens
شیرین کردن
freshet
جوی اب شیرین
figuration
شیرین کاری
tragicomedy
تلخ و شیرین
bittersweet
شیرین وتلخ
sugary
شیرین ملیح
melodies
اهنگ شیرین
melodiously
بطور شیرین
Its well worth . Its a bargain at the price .
شیرین می ارزد
shirin
خودکشی شیرین
licorice
شیرین بیان
tragicomedies
تلخ و شیرین
it tastes sweet
شیرین است
sweeten
شیرین کردن
sweetener
شیرین کننده
sweeteners
شیرین کننده
baking soda
جوش شیرین
chino
پرتقال شیرین
limnetic
وابسته به اب شیرین
bicarbonate
جوش شیرین
sugary
شیرین زبان
limnic
وابسته به اب شیرین
sweetish
شیرین نوشین
evaporator
دستگاه اب شیرین کن
solar still
اب شیرین کن افتابی
to soften water
شیرین کردن آب
sorgo
ذرت شیرین
sweet root
شیرین بیان
tour de force
شیرین کاری
sweet pea
نخود شیرین
sweet oil
روغن شیرین
sweetmeat
غذای شیرین
sweet lemon
لیموی شیرین
sodium bicarbonate
جوش شیرین
sugarberry
تمشک شیرین
sweet peas
نخود شیرین
sorgho
ذرت شیرین
edulcorate
شیرین کردن
softest
سبک شیرین
softer
سبک شیرین
soft
سبک شیرین
sweet corn
ذرت شیرین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com