English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 77 (5 milliseconds)
English Persian
case histories سابقه مرض ودرمان
case history سابقه مرض ودرمان
Other Matches
It is quite unprecedented. بی سابقه است ( سابقه ندارد )
chiropody فن معالجه ودرمان امراض پا
casework مطالعه بسیط اجتماع و محیط فرد یا خانواده برای تشخیص مرض ودرمان
context سابقه
past سابقه
shafts سابقه
shaft سابقه
acquaintances سابقه
acquaintance سابقه
unprecedentedly بی سابقه
contexts سابقه
prehistory سابقه
intellect سابقه
track records سابقه
track record سابقه
scape سابقه پر
scape سابقه
precedential سابقه شو
it served as a precedent سابقه شد
ensample سابقه
intellects سابقه
unprecedented بی سابقه
precedents سابقه
backgrounds سابقه
precedent سابقه
background سابقه
antecedent سابقه
record سابقه
antecedents سابقه
stock record سابقه موجودی
precedency امتیاز سابقه
precedented سابقه دار
precedent سابقه داشتن
as never before <adv.> بطور بی سابقه
precedential سابقه درست کن
as much as never before <adv.> به اندازه بی سابقه
record of service سابقه خدمت
stare decisis قاعده سابقه
histogram سابقه نما
histories سابقه پیشینه
infamy افتضاح سابقه بد
history سابقه پیشینه
record سابقه مدرک
precedents سابقه داشتن
unheard of بی سابقه کس نشنیده
bad record سوء سابقه
freedom from evil record عدم سو سابقه
precedence امتیاز سابقه
grey headed سابقه دار
seeded بازیکن سابقه دار
record صورت جلسه سابقه
To set(create,establish)a precedent. ایجاد سابقه کردن
unheard بی سابقه توجه نشده
It is base on a precedent. مسبوق به سابقه است
old hands ادم با سابقه و مجرب
old hand ادم با سابقه و مجرب
squalls باد بی سابقه وشدید
squall باد بی سابقه وشدید
record مدرک کتبی سابقه
form سابقه فعالیت اسب
formed سابقه فعالیت اسب
forms سابقه فعالیت اسب
known to the police دارای سابقه در شهربانی
honorable discharge ترخیص با سابقه خدمت مجدانه
perpetual stock record سابقه دائمی موجودی انبار
there is no precedent for this این چیز سابقه ندارد
To be an old hand at something. درکاری سابقه وتجربه داشتن
He has a poor service record in this company. دراین شرکت بی سابقه خوبی ندارد
vendor rating رده بندی فروشندگان براساس سابقه انها
stare decisis قاعده صدور رای بر مبنای سابقه موجود
we cannot trace the petitioner نمیتوانم سابقه عرضحال دهنده را پیدا کنم
dye analysis [آنالیز کردن رنگینه های بکار رفته در فرش جهت تعیین طول عمر فرش و سابقه تاریخی نوع رنگینه]
Ushak medallion ترنج عشاق [این ترنج مربوط به شهری به همین نام در ترکیه است که دارای سابقه پانصد ساله در بافت فرش است.]
Khotan rug فرش ختن [این شهر در جنوب ترکستان چین واقع می باشد و سابقه سیصد ساله در فرش بافی دارد. اکثر لچک های ترنجی را منسوب به این منطقه می دانند و از پودهای پشمی و گاه نخ های زربفت در طرح ها استفاده می شود.]
Tibet تبت [این ناحیه با کشورهای چین، هند و نپال همسایه بوده و فرش آن بیشتر تحت تاثیر چین قرار داشته است.سابقه فرش بافی در آن حدود سیصد سال می باشد. نقش ببر از طرح های اصلی فرش تبت است.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com