Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 190 (11 milliseconds)
English
Persian
linear structure
ساختار خطی
Search result with all words
node
نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
nodes
نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
superstructure
ساختار بالا
superstructures
ساختار بالا
free
پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
freed
پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
freeing
پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
frees
پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
global
متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
globally
متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
logic
ترمیم فرم و ساختار بدون توجه به محتوا
hierarchies
ساختار دادهای سلسله مراتبی
hierarchies
روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchy
ساختار دادهای سلسله مراتبی
hierarchy
روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
physical
سازمان دهی و ساختار پایگاه داده ذخیره شده
wiring
ساختار فلزی برای پشتیبانی کابلهای ورودی و ایجاد اتصال برای وصل کابل ها
house
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
houses
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
random
سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
randomly
سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
queue
روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queued
روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queueing
روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queues
روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
structure
پی ریزی کردن ساختار
structure
ساختار
structure
ساختار ساخت
structure
ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
structures
پی ریزی کردن ساختار
structures
ساختار
structures
ساختار ساخت
structures
ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
structuring
پی ریزی کردن ساختار
structuring
ساختار
structuring
ساختار ساخت
structuring
ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
implication
عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
implications
عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
inclusion
عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
array
ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
array
ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
arrays
ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
arrays
ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
schema
شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
schemata
شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
framework
ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
frameworks
ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
definition
شرح ساختار در برنامه یا سیستم
definitions
شرح ساختار در برنامه یا سیستم
external
دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
externals
دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
key
ساختار فایلی که امکان دستیابی داده با استفاده از فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
CD
دستور سیستم در UNIX , DOS-MS برای حرکت دادن شما اطراف ساختار دایرکتوری
CDs
دستور سیستم در UNIX , DOS-MS برای حرکت دادن شما اطراف ساختار دایرکتوری
leaf
گره آخر در ساختار درختی
dictionaries
1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionary
1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
forest
تعداد درختهای ساختار داده متصل
forests
تعداد درختهای ساختار داده متصل
patch
تصحیح کوچک در نرم افزار توسط کاربر در ساختار ناشر نرم افزار
patches
تصحیح کوچک در نرم افزار توسط کاربر در ساختار ناشر نرم افزار
local
انتساب متغیر که فقط در بخشی از برنامه کامپیوتری یا ساختار آن معتبر است
local
که فقط در بخش خاصی از برنامه کامپیوتری یا ساختار به کار می رود
locals
انتساب متغیر که فقط در بخشی از برنامه کامپیوتری یا ساختار آن معتبر است
locals
که فقط در بخش خاصی از برنامه کامپیوتری یا ساختار به کار می رود
root
گره شروع که از آن تمام مسیرهای شاخههای ساختار درخت آغاز می شوند
roots
گره شروع که از آن تمام مسیرهای شاخههای ساختار درخت آغاز می شوند
variable
شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
variables
شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
scripts
ساختار الگو گونه برای نمایش ترتیب حوادث
description
بخشی از سیستم پایگاه داده که ساختار سیستم و داده را شرح میدهد
descriptions
بخشی از سیستم پایگاه داده که ساختار سیستم و داده را شرح میدهد
tree
سیستم ساختار داده که هر داده به دادههای دیگر بوسیله انشعابها وصل است .
architecture
ساختار
dynamic
ساختار سیستم مدیریت داده که میتواند تغییر کند یا تط بیق یابد
dynamically
ساختار سیستم مدیریت داده که میتواند تغییر کند یا تط بیق یابد
resource
قالب داده چند رسانهای IBM و ماکرو سافت که از نشانه هایی برای معرفی بخشهای ساختار فایل چند رسانهای استفاده میکند و امکان جابجایی فایل در مراحل مختلفف را ایجاد میکند
infrastructure
ساختار یا سرویس ابتدایی
age structure
ساختار سنی
atomic structure
ساختار اتمی
austenitize
سخت کردن لایههای استنیتی ساختار استنیتیکی را سخت کردن
band structure
ساختار نواری
bandolite
ساختار سبک وزنی از چوب بالسا با روکش الومینیوم
block structure
ساختار بلوکی
branch control structure
ساختار کنترل انشعاب
branched chain structure
ساختار زنجیری شاخه دار
cartesian structure
ساختار دادهای که اندازه ثابتی دارد و عناصر به صورت خط ی مرتبند
cellular structure
ساختار شبکهای
centralized network configuration
ساختار شبکهای متمرکز
close packed structure
ساختار تنگچین
contiguous data structure
ساختار دادههای همجوار
control structure
ساختار کنترلی
crane construction
ساختار جرثقیل
crystal structure
ساختار بلور
crystalline structure
ساختار بلوری
cubic closed packed structure
ساختار مکعبی تنگچین
data structure
ساختار داده ها
database structure
ساختار پایگاه داده ها
Other Matches
anastylosis
[واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
list structure
ساختار لیست
network structure
ساختار شبکهای
nuclear structure
ساختار هستهای
institutional structure
ساختار نهادی
pyramidal structure
ساختار هرمی
ingots structure
ساختار شمش
network stracture
ساختار شبکه
nested structure
ساختار لانهای
internal structure
ساختار داخلی
molecular structure
ساختار مولکولی
inverted structure
ساختار معکوس
kekule structure
ساختار ککوله
lewis structure
ساختار لوویس
loop structure
ساختار حلقهای
helical structure
ساختار مارپیچی
decision structure
ساختار تصمیم
diamond structure
ساختار الماس
grain structure
ساختار بلوری
fine structure
ساختار فریف
file structure
ساختار فایل
factor structure
ساختار عاملی
electronic structure
ساختار الکترونی
economic structure
ساختار اقتصادی
structure chart
نمودار ساختار
structure factor
عامل ساختار
structure
[first order]
ساختار
[ریاضی]
tree structure
ساختار درخت
fabric
ساختار ساختمان
sequence structure
ساختار ترتیبی
selection structure
ساختار گزینشی
ring structure
ساختار حلقهای
shell structure
ساختار لایهای
relational structure
ساختار رابطهای
structuralist
وابسته به ساختار گرایی
algebraic structure
ساختار جبری
[ریاضی]
sequence control structure
ساختار کنترل ترتیبی
hierachical structure
ساختار سلسله مراتبی
structuralists
وابسته به ساختار گرایی
loop control structure
ساختار کنترل حلقه
hyperfine structure
ساختار فوق فریف
hydrogen depleted structure
ساختار هیدروژن زدوده
graphic data structure
ساختار داده گرافیکی
sequential data structure
ساختار ترتیبی داده
structured design
طراحی ساختار یافته
tertiary structure of protein
ساختار سوم پروتئین
secondary structure of portein
ساختار دوم پروتئین
valence bond structure
ساختار پیوند والانسی
work breakdown structure
ساختار تفکیک کار
straight chain structure
ساختار راست زنجیر
pawn structure
ساختار یا اسکلت پیادهای شطرنج
wurtzite
ساختار شش گوشهای روی سولفید
reconfiguration
تغییر دادن ساختار داده در سیستم
hexonal zinc sulfide structure
ساختار شش گوشهای روی سولفید وورتیست
broch
[ساختار خشکه چینی ماقبل تاریخ]
skeletal code
برنامه ناکامل با کدگذاری در ساختار ابتدایی
h.f.s
structure hyperfine ساختار فوق فریف
DNA double helix
[یک ساختار دو رشته ایی متشکل از ۴ نوکلئوتید است. ]
backsteingotit
[آجری با ساختار ساده در معماری قرون وسطایی]
High Victorian
[سبک احیای گوتیک با ساختار چند رگه]
hierarchical communications system
پایگاه دادهای که رکوردها بهم مربوطند با یک ساختار مشخص
one address computer
ساختار کامپیوتر که کد ماشین آن در هر لحظه یک آدرس استفاده میکند
chimney-cricket
[ساختار محافظ بالای بام برای دودکش کوره ای]
abutment
[ساختار جامدی که فشار قوس یا شمع بر آن است.]
[معماری]
plex structure
ساختار شبکه یا دادهای که هر گره آن به سایرین وصل است
flowchart
دیاگرامی برای شرح یک کامپیوتر یک ساختار سیستم پردازش داده
flow diagram
دیاگرامی برای شرح یک کامپیوتر یک ساختار سیستم پردازش داده
sparse array
ساختار ماتریس داده که بیشتر و ورودیهای آن صفر و خالی است
rung
[تکه ای افقی که باعث قویتر شدن ساختار سندلی میشود]
if/then/else
یک نوع ساختار کنترل شاخهای است که متغیر یا داده راازمایش میکند تا ببیند
gallium arsenide
ماده جدید برای ساختار قطعه که عملیات را سریع تر از قط عات سیلیکف انجام میدهد
heterosphere
قسمتی از اتمسفر که در ان ساختار و وزن مولکولی متوسط گازهای تشکیل دهنده مختلف است
electrographic architecture
[واژه ای که توسط تام ولف برای توصیف ساختار تبلیغات الکتریکی به آمریکا آمد.]
columnar and trabeated
[نوعی از ساختار شامل ستون های عمدی یا تیرگهایی که از تیرهای افقی حمایت می کند.]
kinematics
فرایند مهندسی کامپیوتر برای ترسیم یا روح دادن اجزاماشین یا ساختار تحت طراحی سیستم
flowchart
دیاگرامی که محل وقوع تصمیمات منط ق در یک ساختار را نشان میدهد و تاثیر آنها روی اجرای برنامه
flow diagram
دیاگرامی که محل وقوع تصمیمات منط ق در یک ساختار را نشان میدهد و تاثیر آنها روی اجرای برنامه
forward pointer
اشاره گری که محل داده بعدی در یک ساختار داده را بیان میکند
ddl
بخشی از نرم افزارسیستم پایگاه داده ها ساختار سیستم و داده را شرح میدهد
onion skin language
زبان عملیات پایگاه داده ها که میتواند ساختار داده سلسله مراتبی را پردازش کند
plex database
ساختار پایگاه داده ها که داده ها بهم متصل می شوند
derivation graph
ساختار پایگاه داده سراسری که حاوی اطلاعات قوانین و مسیر هایی برای یافتن داده است
V format
ساختار داده که درآن دکوردهای با طول مختلف ذخیره شده اند با یک مشخصات ابتدایی که طول آنها را نوشته است
bell-cage
[ساختار نگهدارنده ناقوس در ناقوس خانه]
hair
[الیاف نازکتر از پشم مو یا کرک بز و شتر، تفاوت آن با پشم در داشتن ساختار سلولی است که کیسه های هوای موجود باعث ایجاد درخشندگی بیشتر آن می گردد.]
KSAM
ساختار فایل که به داده امکانی دستیابی توسط فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
rightsizing
فرایند جابجایی ساختار فناوری اطلاعات یک شرکت به کاراترین سخت افزار. اغلب به معنای جابجایی از شبکه مبتنی بر mainfrome به شبکه بر پایه pc
RIFF
قالب داده چند رسانهای IBM و ماکرو سافت که از نشانه هایی برای معرفی بخشهای ساختار فایل چند رسانهای استفاده میکند و امکان جابجایی فایل در مراحل مختلفف را ایجاد میکند
structured programming
برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com