English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
centralized network configuration ساختار شبکهای متمرکز
Other Matches
network structure ساختار شبکهای
cellular structure ساختار شبکهای
hierarchies روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchy روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
lattice bridge پل شبکهای
retiary شبکهای
reticular شبکهای
lacy شبکهای
grillage foundation پی شبکهای
plexiform شبکهای شبیه رگ
reticular membrane غشاء شبکهای
grill سیخ شبکهای
grid سیخ شبکهای
grills سیخ شبکهای
formatio reticularis ساخت شبکهای
interstitial درون شبکهای
grilling سیخ شبکهای
grids سیخ شبکهای
reticular formation ساخت شبکهای
grid chart نمودار شبکهای
interstitial atom اتم درون شبکهای
interstitial compound ترکیب درون شبکهای
interstitial hydride هیدرید درون شبکهای
raster display صفحه نمایش شبکهای
parallel trussed girder تیر شبکهای موازی
raster image processor پردازشگر تصویر شبکهای
reticular activating system دستگاه فعال ساز شبکهای
character map شبکهای از بلوک ها روی صفحه نمایش
centralized متمرکز
concentrative متمرکز
ascending reticular activating system دستگاه فعال ساز صعودی ساخت شبکهای
despotic network شبکهای که بایک ساعت یکنواخت و کنترل میشود
grillage شبکهای از تیرهای سنگین که بجای پی ساختمان قرارمیدهند
reticulum شیردان جانور نشخوار کننده ساختمان شبکهای
centralizer متمرکز کننده
centrally planned economy اقتصاد متمرکز
centralized system نظام متمرکز
centralized lubrication روغنکاری متمرکز
centralist socialism سوسیالیسم متمرکز
centralised متمرکز کردن
center متمرکز کردن
intensive پرقوت متمرکز
center drill مته متمرکز
localising متمرکز کردن
localize متمرکز کردن
localizes متمرکز کردن
localizing متمرکز کردن
centralises متمرکز کردن
centralising متمرکز کردن
concentrates متمرکز کردن
concentrate متمرکز کردن
centralize متمرکز کردن
centralizes متمرکز کردن
centralizing متمرکز کردن
localises متمرکز کردن
concenter متمرکز کردن
fixed fire اتش متمرکز
focussing متمرکز ساختن
concentrating متمرکز کردن
focusses متمرکز ساختن
focussed متمرکز ساختن
localized capacity فرفیت متمرکز
focuses متمرکز ساختن
focused متمرکز ساختن
decentpalized غیر متمرکز
concentrator متمرکز شونده
focus متمرکز ساختن
concentrator متمرکز کننده
concentrated load بار متمرکز
accross the slope system شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
focuses متمرکز کردن توجه
focus متمرکز کردن توجه
focussing متمرکز کردن توجه
focusses متمرکز کردن توجه
focussed متمرکز کردن توجه
focused متمرکز کردن توجه
focalize درکانون متمرکز کردن
decentralization غیر متمرکز سازی
centralized planning برنامه ریزی متمرکز
centralized oil shot system روغنکاری متمرکز فشاری
decentralization غیر متمرکز کردن
centeralized planning برنامه ریزی متمرکز
center متمرکز نقطه اتکاء
center grinding دستگاه سنگ متمرکز
center lathe ماشین تراش متمرکز
star network topology شبکهای از چندین ماشین که هر گره آن به hub مرکزی وصل است
local area network شبکهای که ترمینال ها و قط عات مختلف آن فاصله کوتاهی از یکدیگر دارند.
lan شبکهای که ترمینالها و قط عات مختلف آن در فاصله کمی از هم قرار دارند.
decentralized computer network شبکهای که کنترل بین چندین کامپیوتر تقسیم شده است
aras system reticularactivating ascendingدستگاه فعال ساز صعودی ساخت شبکهای
campus network شبکهای که شبکههای محلی کوچکتر را به هم وصل میکند در هر سازمان یا سایت دانشگاهی
synchronous شبکهای که تمام اتصالات آن با یک سیگنال زمان بندی همان شده است
OCE مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک شی و فایل میدهد
grillage شبکهای از تیرهای سنگین که در جاهای سست بجای پی ساختمان قرار میدهند
decentralized planning برنامه ریزی غیر متمرکز
stigmatism ننگ نور متمرکز در یک نقطه
hilar متمرکز ونزدیک به ناف ومرکز
opens مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
capacitor intel filter شبکهای متشکل از یک خازن و یک سلف بمنظور یکنواخت کردن خروجی موج داررکتیفایر
opened مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
hierarchical communications system روش اختصاص توابع کنترلی و پردازش در شبکهای از کامپیوتر که برای کارها مناسبند
homogeneous computer network شبکهای که از ماشینهای مشابه ساخته شده است که با هم سازگارند یا از یک تولید کننده هستند
distribute شبکهای که در آن هر گره به عنوان سرور ذخیره سازی فایل ها یا چاپگر به کار می رود
distributing شبکهای که در آن هر گره به عنوان سرور ذخیره سازی فایل ها یا چاپگر به کار می رود
distributes شبکهای که در آن هر گره به عنوان سرور ذخیره سازی فایل ها یا چاپگر به کار می رود
open مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
totalism رژیم حکومت متمرکز در یک قدرت مرکزی
pools قرقره متمرکز کردن یا محل تمرکز
totalitarianism رژیم حکومت متمرکز در یک قدرت مرکزی
pool قرقره متمرکز کردن یا محل تمرکز
pooled قرقره متمرکز کردن یا محل تمرکز
gert technique review &evaluation graphicalروشی برای فرموله کردن وارزیابی سیستمها با استفاده از یک مشی شبکهای
platforms نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
platform نرم افزار یا شبکهای که میتواند با سخت افزارهای مختلف ناسازگار کار کند و متصل شود
wide area network شبکهای که ترمینالهای مختلف آن دور هستند و از طریق رادیو , ماهواره و کابل بهم وصل اند
isochronous network شبکهای که در آن تمام قط عات شبکه از یک ساعت عمومی استفاده می کنند تا زمان بندی یکسان باشد
monroe effect اصل مونرو متمرکز کردن نیروهای انفجاری در یک مسیر
distributing سیسم نا متمرکز که در آن چندین کامپیوتر مختلف شیارهای ثابتی دارند
distributes سیسم نا متمرکز که در آن چندین کامپیوتر مختلف شیارهای ثابتی دارند
distribute سیسم نا متمرکز که در آن چندین کامپیوتر مختلف شیارهای ثابتی دارند
architecture ساختار
structure ساختار
structuring ساختار
structures ساختار
white چاپگر لیزری که اشعه لیزر را در نقاطی که چاپ نشده اند متمرکز میکند.
whiter چاپگر لیزری که اشعه لیزر را در نقاطی که چاپ نشده اند متمرکز میکند.
whitest چاپگر لیزری که اشعه لیزر را در نقاطی که چاپ نشده اند متمرکز میکند.
electronic structure ساختار الکترونی
close packed structure ساختار تنگچین
ring structure ساختار حلقهای
loop structure ساختار حلقهای
list structure ساختار لیست
structures ساختار ساخت
helical structure ساختار مارپیچی
lewis structure ساختار لوویس
kekule structure ساختار ککوله
selection structure ساختار گزینشی
control structure ساختار کنترلی
inverted structure ساختار معکوس
structuring ساختار ساخت
ingots structure ساختار شمش
institutional structure ساختار نهادی
grain structure ساختار بلوری
linear structure ساختار خطی
molecular structure ساختار مولکولی
economic structure ساختار اقتصادی
diamond structure ساختار الماس
factor structure ساختار عاملی
decision structure ساختار تصمیم
file structure ساختار فایل
fine structure ساختار فریف
pyramidal structure ساختار هرمی
nuclear structure ساختار هستهای
data structure ساختار داده ها
crystalline structure ساختار بلوری
crystal structure ساختار بلور
crane construction ساختار جرثقیل
structure ساختار ساخت
network stracture ساختار شبکه
nested structure ساختار لانهای
relational structure ساختار رابطهای
sequence structure ساختار ترتیبی
structure [first order] ساختار [ریاضی]
age structure ساختار سنی
structure factor عامل ساختار
superstructures ساختار بالا
superstructure ساختار بالا
tree structure ساختار درخت
fabric ساختار ساختمان
internal structure ساختار داخلی
atomic structure ساختار اتمی
structure chart نمودار ساختار
band structure ساختار نواری
block structure ساختار بلوکی
shell structure ساختار لایهای
hierarchical communications system شبکهای که هر شاخه آن تعدادی زیر شاخه جداگانه دارد
structuralists وابسته به ساختار گرایی
database structure ساختار پایگاه داده ها
branch control structure ساختار کنترل انشعاب
structure پی ریزی کردن ساختار
hyperfine structure ساختار فوق فریف
algebraic structure ساختار جبری [ریاضی]
hydrogen depleted structure ساختار هیدروژن زدوده
hierachical structure ساختار سلسله مراتبی
cubic closed packed structure ساختار مکعبی تنگچین
loop control structure ساختار کنترل حلقه
structuralist وابسته به ساختار گرایی
sequence control structure ساختار کنترل ترتیبی
structured design طراحی ساختار یافته
straight chain structure ساختار راست زنجیر
structuring پی ریزی کردن ساختار
tertiary structure of protein ساختار سوم پروتئین
sequential data structure ساختار ترتیبی داده
graphic data structure ساختار داده گرافیکی
structures پی ریزی کردن ساختار
valence bond structure ساختار پیوند والانسی
contiguous data structure ساختار دادههای همجوار
infrastructure ساختار یا سرویس ابتدایی
work breakdown structure ساختار تفکیک کار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com