English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 190 (9 milliseconds)
English Persian
kekule structure ساختار ککوله
Other Matches
hierarchy روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchies روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
structures ساختار
structuring ساختار
architecture ساختار
structure ساختار
network structure ساختار شبکهای
nuclear structure ساختار هستهای
institutional structure ساختار نهادی
list structure ساختار لیست
pyramidal structure ساختار هرمی
ingots structure ساختار شمش
network stracture ساختار شبکه
nested structure ساختار لانهای
internal structure ساختار داخلی
molecular structure ساختار مولکولی
inverted structure ساختار معکوس
lewis structure ساختار لوویس
loop structure ساختار حلقهای
linear structure ساختار خطی
helical structure ساختار مارپیچی
atomic structure ساختار اتمی
decision structure ساختار تصمیم
band structure ساختار نواری
block structure ساختار بلوکی
data structure ساختار داده ها
cellular structure ساختار شبکهای
close packed structure ساختار تنگچین
control structure ساختار کنترلی
crane construction ساختار جرثقیل
age structure ساختار سنی
diamond structure ساختار الماس
grain structure ساختار بلوری
crystalline structure ساختار بلوری
fine structure ساختار فریف
file structure ساختار فایل
factor structure ساختار عاملی
electronic structure ساختار الکترونی
economic structure ساختار اقتصادی
crystal structure ساختار بلور
superstructure ساختار بالا
structure chart نمودار ساختار
structures ساختار ساخت
structure factor عامل ساختار
structure ساختار ساخت
structure [first order] ساختار [ریاضی]
tree structure ساختار درخت
fabric ساختار ساختمان
superstructures ساختار بالا
structuring ساختار ساخت
sequence structure ساختار ترتیبی
selection structure ساختار گزینشی
ring structure ساختار حلقهای
shell structure ساختار لایهای
relational structure ساختار رابطهای
structuralist وابسته به ساختار گرایی
database structure ساختار پایگاه داده ها
algebraic structure ساختار جبری [ریاضی]
sequence control structure ساختار کنترل ترتیبی
branch control structure ساختار کنترل انشعاب
cubic closed packed structure ساختار مکعبی تنگچین
hierachical structure ساختار سلسله مراتبی
centralized network configuration ساختار شبکهای متمرکز
contiguous data structure ساختار دادههای همجوار
structuralists وابسته به ساختار گرایی
infrastructure ساختار یا سرویس ابتدایی
loop control structure ساختار کنترل حلقه
hyperfine structure ساختار فوق فریف
hydrogen depleted structure ساختار هیدروژن زدوده
structures پی ریزی کردن ساختار
graphic data structure ساختار داده گرافیکی
structuring پی ریزی کردن ساختار
sequential data structure ساختار ترتیبی داده
structure پی ریزی کردن ساختار
structured design طراحی ساختار یافته
tertiary structure of protein ساختار سوم پروتئین
secondary structure of portein ساختار دوم پروتئین
valence bond structure ساختار پیوند والانسی
work breakdown structure ساختار تفکیک کار
straight chain structure ساختار راست زنجیر
pawn structure ساختار یا اسکلت پیادهای شطرنج
wurtzite ساختار شش گوشهای روی سولفید
node نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
nodes نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
leaf گره آخر در ساختار درختی
definitions شرح ساختار در برنامه یا سیستم
definition شرح ساختار در برنامه یا سیستم
inclusion عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
implications عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
implication عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
branched chain structure ساختار زنجیری شاخه دار
hierarchies ساختار دادهای سلسله مراتبی
hierarchy ساختار دادهای سلسله مراتبی
forests تعداد درختهای ساختار داده متصل
reconfiguration تغییر دادن ساختار داده در سیستم
hexonal zinc sulfide structure ساختار شش گوشهای روی سولفید وورتیست
broch [ساختار خشکه چینی ماقبل تاریخ]
skeletal code برنامه ناکامل با کدگذاری در ساختار ابتدایی
external دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
externals دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
forest تعداد درختهای ساختار داده متصل
h.f.s structure hyperfine ساختار فوق فریف
DNA double helix [یک ساختار دو رشته ایی متشکل از ۴ نوکلئوتید است. ]
logic ترمیم فرم و ساختار بدون توجه به محتوا
frameworks ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
framework ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
schemata شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
schema شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
queues روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queueing روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queued روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queue روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
backsteingotit [آجری با ساختار ساده در معماری قرون وسطایی]
High Victorian [سبک احیای گوتیک با ساختار چند رگه]
randomly سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
hierarchical communications system پایگاه دادهای که رکوردها بهم مربوطند با یک ساختار مشخص
one address computer ساختار کامپیوتر که کد ماشین آن در هر لحظه یک آدرس استفاده میکند
arrays ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
random سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
bandolite ساختار سبک وزنی از چوب بالسا با روکش الومینیوم
physical سازمان دهی و ساختار پایگاه داده ذخیره شده
chimney-cricket [ساختار محافظ بالای بام برای دودکش کوره ای]
variables شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
scripts ساختار الگو گونه برای نمایش ترتیب حوادث
abutment [ساختار جامدی که فشار قوس یا شمع بر آن است.] [معماری]
plex structure ساختار شبکه یا دادهای که هر گره آن به سایرین وصل است
variable شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
array ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
structure ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
flowchart دیاگرامی برای شرح یک کامپیوتر یک ساختار سیستم پردازش داده
flow diagram دیاگرامی برای شرح یک کامپیوتر یک ساختار سیستم پردازش داده
sparse array ساختار ماتریس داده که بیشتر و ورودیهای آن صفر و خالی است
structures ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
structuring ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
cartesian structure ساختار دادهای که اندازه ثابتی دارد و عناصر به صورت خط ی مرتبند
locals که فقط در بخش خاصی از برنامه کامپیوتری یا ساختار به کار می رود
rung [تکه ای افقی که باعث قویتر شدن ساختار سندلی میشود]
local که فقط در بخش خاصی از برنامه کامپیوتری یا ساختار به کار می رود
dynamically ساختار سیستم مدیریت داده که میتواند تغییر کند یا تط بیق یابد
locals انتساب متغیر که فقط در بخشی از برنامه کامپیوتری یا ساختار آن معتبر است
globally متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
dynamic ساختار سیستم مدیریت داده که میتواند تغییر کند یا تط بیق یابد
local انتساب متغیر که فقط در بخشی از برنامه کامپیوتری یا ساختار آن معتبر است
roots گره شروع که از آن تمام مسیرهای شاخههای ساختار درخت آغاز می شوند
root گره شروع که از آن تمام مسیرهای شاخههای ساختار درخت آغاز می شوند
global متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
if/then/else یک نوع ساختار کنترل شاخهای است که متغیر یا داده راازمایش میکند تا ببیند
gallium arsenide ماده جدید برای ساختار قطعه که عملیات را سریع تر از قط عات سیلیکف انجام میدهد
free پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
CDs دستور سیستم در UNIX , DOS-MS برای حرکت دادن شما اطراف ساختار دایرکتوری
heterosphere قسمتی از اتمسفر که در ان ساختار و وزن مولکولی متوسط گازهای تشکیل دهنده مختلف است
freed پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
freeing پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
electrographic architecture [واژه ای که توسط تام ولف برای توصیف ساختار تبلیغات الکتریکی به آمریکا آمد.]
columnar and trabeated [نوعی از ساختار شامل ستون های عمدی یا تیرگهایی که از تیرهای افقی حمایت می کند.]
frees پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
CD دستور سیستم در UNIX , DOS-MS برای حرکت دادن شما اطراف ساختار دایرکتوری
kinematics فرایند مهندسی کامپیوتر برای ترسیم یا روح دادن اجزاماشین یا ساختار تحت طراحی سیستم
flowchart دیاگرامی که محل وقوع تصمیمات منط ق در یک ساختار را نشان میدهد و تاثیر آنها روی اجرای برنامه
flow diagram دیاگرامی که محل وقوع تصمیمات منط ق در یک ساختار را نشان میدهد و تاثیر آنها روی اجرای برنامه
arrays ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
array ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
forward pointer اشاره گری که محل داده بعدی در یک ساختار داده را بیان میکند
tree سیستم ساختار داده که هر داده به دادههای دیگر بوسیله انشعابها وصل است .
ddl بخشی از نرم افزارسیستم پایگاه داده ها ساختار سیستم و داده را شرح میدهد
wiring ساختار فلزی برای پشتیبانی کابلهای ورودی و ایجاد اتصال برای وصل کابل ها
onion skin language زبان عملیات پایگاه داده ها که میتواند ساختار داده سلسله مراتبی را پردازش کند
plex database ساختار پایگاه داده ها که داده ها بهم متصل می شوند
derivation graph ساختار پایگاه داده سراسری که حاوی اطلاعات قوانین و مسیر هایی برای یافتن داده است
V format ساختار داده که درآن دکوردهای با طول مختلف ذخیره شده اند با یک مشخصات ابتدایی که طول آنها را نوشته است
bell-cage [ساختار نگهدارنده ناقوس در ناقوس خانه]
hair [الیاف نازکتر از پشم مو یا کرک بز و شتر، تفاوت آن با پشم در داشتن ساختار سلولی است که کیسه های هوای موجود باعث ایجاد درخشندگی بیشتر آن می گردد.]
key ساختار فایلی که امکان دستیابی داده با استفاده از فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
KSAM ساختار فایل که به داده امکانی دستیابی توسط فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
rightsizing فرایند جابجایی ساختار فناوری اطلاعات یک شرکت به کاراترین سخت افزار. اغلب به معنای جابجایی از شبکه مبتنی بر mainfrome به شبکه بر پایه pc
patch تصحیح کوچک در نرم افزار توسط کاربر در ساختار ناشر نرم افزار
patches تصحیح کوچک در نرم افزار توسط کاربر در ساختار ناشر نرم افزار
descriptions بخشی از سیستم پایگاه داده که ساختار سیستم و داده را شرح میدهد
description بخشی از سیستم پایگاه داده که ساختار سیستم و داده را شرح میدهد
austenitize سخت کردن لایههای استنیتی ساختار استنیتیکی را سخت کردن
house 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
houses 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
dictionaries 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionary 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
RIFF قالب داده چند رسانهای IBM و ماکرو سافت که از نشانه هایی برای معرفی بخشهای ساختار فایل چند رسانهای استفاده میکند و امکان جابجایی فایل در مراحل مختلفف را ایجاد میکند
resource قالب داده چند رسانهای IBM و ماکرو سافت که از نشانه هایی برای معرفی بخشهای ساختار فایل چند رسانهای استفاده میکند و امکان جابجایی فایل در مراحل مختلفف را ایجاد میکند
structured programming برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com