English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
English Persian
selection structure ساختار گزینشی
Other Matches
hierarchy روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchies روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
menu driven گزینشی
selective گزینشی
selectively گزینشی
electives گزینشی
elective گزینشی
selective distribution system پخش گزینشی
selective process فرایند گزینشی
nonswitched line خط غیر گزینشی
switching circuit مدار گزینشی
switching algebra جبر گزینشی
selection sort جور کردن گزینشی
selection sort مرتب کردن گزینشی
structures ساختار
architecture ساختار
structuring ساختار
structure ساختار
inverted structure ساختار معکوس
lewis structure ساختار لوویس
kekule structure ساختار ککوله
factor structure ساختار عاملی
file structure ساختار فایل
linear structure ساختار خطی
decision structure ساختار تصمیم
network structure ساختار شبکهای
network stracture ساختار شبکه
nested structure ساختار لانهای
molecular structure ساختار مولکولی
economic structure ساختار اقتصادی
loop structure ساختار حلقهای
diamond structure ساختار الماس
electronic structure ساختار الکترونی
list structure ساختار لیست
crystalline structure ساختار بلوری
internal structure ساختار داخلی
institutional structure ساختار نهادی
atomic structure ساختار اتمی
band structure ساختار نواری
age structure ساختار سنی
helical structure ساختار مارپیچی
block structure ساختار بلوکی
fine structure ساختار فریف
cellular structure ساختار شبکهای
close packed structure ساختار تنگچین
control structure ساختار کنترلی
ingots structure ساختار شمش
crane construction ساختار جرثقیل
crystal structure ساختار بلور
data structure ساختار داده ها
grain structure ساختار بلوری
nuclear structure ساختار هستهای
structure factor عامل ساختار
structuring ساختار ساخت
fabric ساختار ساختمان
structures ساختار ساخت
tree structure ساختار درخت
structure ساختار ساخت
structure chart نمودار ساختار
shell structure ساختار لایهای
ring structure ساختار حلقهای
relational structure ساختار رابطهای
superstructure ساختار بالا
superstructures ساختار بالا
pyramidal structure ساختار هرمی
sequence structure ساختار ترتیبی
structure [first order] ساختار [ریاضی]
centralized network configuration ساختار شبکهای متمرکز
structuralist وابسته به ساختار گرایی
structuralists وابسته به ساختار گرایی
database structure ساختار پایگاه داده ها
algebraic structure ساختار جبری [ریاضی]
cubic closed packed structure ساختار مکعبی تنگچین
contiguous data structure ساختار دادههای همجوار
work breakdown structure ساختار تفکیک کار
branch control structure ساختار کنترل انشعاب
valence bond structure ساختار پیوند والانسی
secondary structure of portein ساختار دوم پروتئین
loop control structure ساختار کنترل حلقه
sequence control structure ساختار کنترل ترتیبی
sequential data structure ساختار ترتیبی داده
straight chain structure ساختار راست زنجیر
structured design طراحی ساختار یافته
structuring پی ریزی کردن ساختار
hydrogen depleted structure ساختار هیدروژن زدوده
tertiary structure of protein ساختار سوم پروتئین
hierachical structure ساختار سلسله مراتبی
structures پی ریزی کردن ساختار
graphic data structure ساختار داده گرافیکی
infrastructure ساختار یا سرویس ابتدایی
hyperfine structure ساختار فوق فریف
structure پی ریزی کردن ساختار
wurtzite ساختار شش گوشهای روی سولفید
pawn structure ساختار یا اسکلت پیادهای شطرنج
nodes نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
implications عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
inclusion عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
definitions شرح ساختار در برنامه یا سیستم
hierarchies ساختار دادهای سلسله مراتبی
leaf گره آخر در ساختار درختی
definition شرح ساختار در برنامه یا سیستم
implication عمل منط قی با ساختار THEN-IF. اگر A
hierarchy ساختار دادهای سلسله مراتبی
branched chain structure ساختار زنجیری شاخه دار
node نقط ه اتصال در یک ساختار یا شبکه
broch [ساختار خشکه چینی ماقبل تاریخ]
forest تعداد درختهای ساختار داده متصل
skeletal code برنامه ناکامل با کدگذاری در ساختار ابتدایی
reconfiguration تغییر دادن ساختار داده در سیستم
external دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
forests تعداد درختهای ساختار داده متصل
externals دید کاربر از ساختار داده یا برنامه
h.f.s structure hyperfine ساختار فوق فریف
hexonal zinc sulfide structure ساختار شش گوشهای روی سولفید وورتیست
schema شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
framework ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
schemata شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
frameworks ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
High Victorian [سبک احیای گوتیک با ساختار چند رگه]
DNA double helix [یک ساختار دو رشته ایی متشکل از ۴ نوکلئوتید است. ]
queue روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queueing روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
logic ترمیم فرم و ساختار بدون توجه به محتوا
backsteingotit [آجری با ساختار ساده در معماری قرون وسطایی]
queued روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queues روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
plex structure ساختار شبکه یا دادهای که هر گره آن به سایرین وصل است
random سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
bandolite ساختار سبک وزنی از چوب بالسا با روکش الومینیوم
variables شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
chimney-cricket [ساختار محافظ بالای بام برای دودکش کوره ای]
one address computer ساختار کامپیوتر که کد ماشین آن در هر لحظه یک آدرس استفاده میکند
randomly سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
scripts ساختار الگو گونه برای نمایش ترتیب حوادث
physical سازمان دهی و ساختار پایگاه داده ذخیره شده
array ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
variable شمارهای که با هر تابع یا ساختار در برنامه قابل دستیابی است
arrays ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
hierarchical communications system پایگاه دادهای که رکوردها بهم مربوطند با یک ساختار مشخص
abutment [ساختار جامدی که فشار قوس یا شمع بر آن است.] [معماری]
sparse array ساختار ماتریس داده که بیشتر و ورودیهای آن صفر و خالی است
structuring ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
structures ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
structure ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
cartesian structure ساختار دادهای که اندازه ثابتی دارد و عناصر به صورت خط ی مرتبند
flow diagram دیاگرامی برای شرح یک کامپیوتر یک ساختار سیستم پردازش داده
flowchart دیاگرامی برای شرح یک کامپیوتر یک ساختار سیستم پردازش داده
local که فقط در بخش خاصی از برنامه کامپیوتری یا ساختار به کار می رود
locals که فقط در بخش خاصی از برنامه کامپیوتری یا ساختار به کار می رود
rung [تکه ای افقی که باعث قویتر شدن ساختار سندلی میشود]
local انتساب متغیر که فقط در بخشی از برنامه کامپیوتری یا ساختار آن معتبر است
locals انتساب متغیر که فقط در بخشی از برنامه کامپیوتری یا ساختار آن معتبر است
root گره شروع که از آن تمام مسیرهای شاخههای ساختار درخت آغاز می شوند
roots گره شروع که از آن تمام مسیرهای شاخههای ساختار درخت آغاز می شوند
dynamic ساختار سیستم مدیریت داده که میتواند تغییر کند یا تط بیق یابد
global متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
globally متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
dynamically ساختار سیستم مدیریت داده که میتواند تغییر کند یا تط بیق یابد
if/then/else یک نوع ساختار کنترل شاخهای است که متغیر یا داده راازمایش میکند تا ببیند
heterosphere قسمتی از اتمسفر که در ان ساختار و وزن مولکولی متوسط گازهای تشکیل دهنده مختلف است
gallium arsenide ماده جدید برای ساختار قطعه که عملیات را سریع تر از قط عات سیلیکف انجام میدهد
columnar and trabeated [نوعی از ساختار شامل ستون های عمدی یا تیرگهایی که از تیرهای افقی حمایت می کند.]
electrographic architecture [واژه ای که توسط تام ولف برای توصیف ساختار تبلیغات الکتریکی به آمریکا آمد.]
CD دستور سیستم در UNIX , DOS-MS برای حرکت دادن شما اطراف ساختار دایرکتوری
free پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
frees پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
freed پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
freeing پایگاه دادهای که هر نوع داده را میتواند ذخیره کند و ساختار رکورد ثابت ندارد
CDs دستور سیستم در UNIX , DOS-MS برای حرکت دادن شما اطراف ساختار دایرکتوری
kinematics فرایند مهندسی کامپیوتر برای ترسیم یا روح دادن اجزاماشین یا ساختار تحت طراحی سیستم
flowchart دیاگرامی که محل وقوع تصمیمات منط ق در یک ساختار را نشان میدهد و تاثیر آنها روی اجرای برنامه
flow diagram دیاگرامی که محل وقوع تصمیمات منط ق در یک ساختار را نشان میدهد و تاثیر آنها روی اجرای برنامه
arrays ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
array ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
forward pointer اشاره گری که محل داده بعدی در یک ساختار داده را بیان میکند
ddl بخشی از نرم افزارسیستم پایگاه داده ها ساختار سیستم و داده را شرح میدهد
tree سیستم ساختار داده که هر داده به دادههای دیگر بوسیله انشعابها وصل است .
onion skin language زبان عملیات پایگاه داده ها که میتواند ساختار داده سلسله مراتبی را پردازش کند
wiring ساختار فلزی برای پشتیبانی کابلهای ورودی و ایجاد اتصال برای وصل کابل ها
plex database ساختار پایگاه داده ها که داده ها بهم متصل می شوند
derivation graph ساختار پایگاه داده سراسری که حاوی اطلاعات قوانین و مسیر هایی برای یافتن داده است
V format ساختار داده که درآن دکوردهای با طول مختلف ذخیره شده اند با یک مشخصات ابتدایی که طول آنها را نوشته است
bell-cage [ساختار نگهدارنده ناقوس در ناقوس خانه]
hair [الیاف نازکتر از پشم مو یا کرک بز و شتر، تفاوت آن با پشم در داشتن ساختار سلولی است که کیسه های هوای موجود باعث ایجاد درخشندگی بیشتر آن می گردد.]
KSAM ساختار فایل که به داده امکانی دستیابی توسط فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
key ساختار فایلی که امکان دستیابی داده با استفاده از فیلد کلید یا محتوای فیلد کلید میدهد
rightsizing فرایند جابجایی ساختار فناوری اطلاعات یک شرکت به کاراترین سخت افزار. اغلب به معنای جابجایی از شبکه مبتنی بر mainfrome به شبکه بر پایه pc
patches تصحیح کوچک در نرم افزار توسط کاربر در ساختار ناشر نرم افزار
patch تصحیح کوچک در نرم افزار توسط کاربر در ساختار ناشر نرم افزار
description بخشی از سیستم پایگاه داده که ساختار سیستم و داده را شرح میدهد
descriptions بخشی از سیستم پایگاه داده که ساختار سیستم و داده را شرح میدهد
austenitize سخت کردن لایههای استنیتی ساختار استنیتیکی را سخت کردن
housed 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
house 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
houses 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
dictionary 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionaries 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
resource قالب داده چند رسانهای IBM و ماکرو سافت که از نشانه هایی برای معرفی بخشهای ساختار فایل چند رسانهای استفاده میکند و امکان جابجایی فایل در مراحل مختلفف را ایجاد میکند
RIFF قالب داده چند رسانهای IBM و ماکرو سافت که از نشانه هایی برای معرفی بخشهای ساختار فایل چند رسانهای استفاده میکند و امکان جابجایی فایل در مراحل مختلفف را ایجاد میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com