English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 147 (8 milliseconds)
English Persian
temporary structures ساختمانهای موقتی
Other Matches
slump کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
slumped کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
slumping کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
slumps کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
farmery ساختمانهای رعیتی
permanent structures ساختمانهای دائمی
temporary structures ساختمانهای موقت
construction work in progress هزینه ساختمانهای نا تمام
access structures ساختمانهای عبور و مرور
sediment escape ساختمانهای تخلیه و شستشو
farmstead ابنیه و ساختمانهای مجاورمزرعه
granges خانه ییلاقی یا ساختمانهای روستایی
grange خانه ییلاقی یا ساختمانهای روستایی
intrusive bodies ساختمانهای زمین شناسی بیرون زده
sheet pile سپر فولادی برای ساختمانهای ابی
gutta تزئینات مخروطی شکل سردیوار ساختمانهای قدیم
freeboard deck عرشهای که در زیران ساختمانهای غیر قابل نفوذ اب قرارگرفته
networking 1-سازمان شبکه . 2-اتصال دو یا چند شبکه در یک اتاق یا ساختمانهای مختلف
infrastructures تاسیسات ثابت پادگانی ساختمانهای پادگانی
civil engineering works بناهای مهندسی ساختمانهای مهندسی ساز
flying bridge پل موقتی
interim موقتی
adinterim موقتی
extemporaneous موقتی
tentative <adj.> موقتی
pro forma موقتی
jackleg موقتی
intrim موقتی
temporary <adj.> موقتی
provisional <adj.> موقتی
provisory <adj.> موقتی
make-shift <adj.> موقتی
makeshift <adj.> موقتی
provisionary موقتی
treadway پل موقتی
faddle سرگرمی موقتی
provisionality جنبه موقتی
temporariness موقتی بودن
barricading سنگربندی موقتی
barricades سنگربندی موقتی
barricaded سنگربندی موقتی
barricade سنگربندی موقتی
temporal موقتی زودگذرفانی
temporary storage انباره موقتی
make shift construction طرح موقتی
sojourner ساکن موقتی
scrip رسید موقتی
temporary error خطای موقتی
temporary gauge اشل موقتی
temporary income درامد موقتی
provisionality موقتی بودن
phantom tumour باد موقتی
phantom tumour برامدگی موقتی
non resident مقیم موقتی
make do چاره موقتی
house of d. زندان موقتی
scratch file فایل موقتی
funk hole پناهگاه موقتی
floating bridge پل متحرک موقتی
sojoiurn اقامت موقتی
non-residents مقیم موقتی
coalition اتحاد موقتی
corners انحصار موقتی
dugout پناهگاه موقتی
baste کوک موقتی
bivouacking اردوگاه موقتی
dugouts پناهگاه موقتی
bivouacs اردوگاه موقتی
basted کوک موقتی
bivouacs اردوی موقتی
bivouac اردوی موقتی
bivouacking اردوی موقتی
bastes کوک موقتی
bivouac اردوگاه موقتی
bivouacked اردوی موقتی
sojourns اقامت موقتی
sojourn اقامت موقتی
adjournments تعطیل موقتی
adjournment تعطیل موقتی
gleam تظاهر موقتی
palliatives مسکن موقتی
palliative مسکن موقتی
gleaming تظاهر موقتی
coalitions اتحاد موقتی
bivouacked اردوگاه موقتی
gleams تظاهر موقتی
cornering انحصار موقتی
corner انحصار موقتی
gleamed تظاهر موقتی
non-resident مقیم موقتی
stop gap وسیله یا چاره موقتی
jury sturt پایه اضافی یا موقتی
interregnum دوره حکومت موقتی
frame هیکل حالت موقتی
temporary data set مجموعه داده موقتی
interrex رئیس حکومت موقتی
interlocutory موقتی غیر قطعی
brainstorms اشفتگی فکری موقتی
casual uplift بالا رفتن موقتی
casual uplift بالا بردن موقتی
treadway bridge پل عبور موقتی پیاده
dump انبار موقتی اشغالدان
brainstorm اشفتگی فکری موقتی
booths پاسگاه یادکه موقتی
booth پاسگاه یادکه موقتی
Band-Aids چارهی سطحی و موقتی
Band-Aid چارهی سطحی و موقتی
interim dividend سود موقتی سهام
interim dividend سود سهام موقتی
interim certificates سند قرضه موقتی
interregna دوره حکومت موقتی
gasoline dump مخزن موقتی بنزین
recess تعطیل موقتی تنفس
recesses تعطیل موقتی تنفس
interregnums دوره حکومت موقتی
put someone up به کسی بطور موقتی جا دادن
makeshift چاره موقتی ادم رذل
hoarding جمع اوری دیوار موقتی
epaulement استحکام موقتی جناحی مترس
casual water تجمع موقتی اب روی زمین
hoardings جمع اوری دیوار موقتی
radar silence خاموش کردن موقتی رادارها
retrench دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
corner انحصار موقتی ازطریق خرید کلی
corners انحصار موقتی ازطریق خرید کلی
assembly of notables مجلس بزرگان یا اعیان پارلمانی موقتی
cornering انحصار موقتی ازطریق خرید کلی
blackout فراموشی [یا بیهوشی یا نابینایی] موقتی [پزشکی]
barrack منزل کارگران کلبه یا اطاقک موقتی انبارکاه
barracking منزل کارگران کلبه یا اطاقک موقتی انبارکاه
barracked منزل کارگران کلبه یا اطاقک موقتی انبارکاه
surging تغییر ناگهانی و موقتی ولتاژبا جریان در یک مدار
strip نوار مین گذاری باند فرود موقتی
to have a blackout فراموشی [یا بیهوشی یا نابینایی] موقتی داشتن [پزشکی]
jumpers سیم هادی برای ایجاد انشعاب فرعی موقتی
glitch خرابی تصادفی یا موقتی در سخت افزار گیر در برنامه
jumper سیم هادی برای ایجاد انشعاب فرعی موقتی
glitches خرابی تصادفی یا موقتی در سخت افزار گیر در برنامه
breastwork استحکام یاسنگر موقتی نرده بندی عرشه جلو کشتی
tack weld وسیلهای برای سنجش ونمایش سرعت شفت گردنده جوش موقتی
full power اختیاری است که دولتی به نماینده خود به طور موقتی میدهد تا درمورد بخصوصی مذاکره و اخذتصمیم کند
indeterminate change of station انتقال اجباری و موقتی انتقال پیش بینی شده
dump انبار موقتی زاغه مهمات انبار
kytoon انتن گازی هلیومی انتن موقتی
bridge loan وام موقتی [تا دریافت وام اصلی ]
bridge finance وام موقتی [تا دریافت وام اصلی ]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com