Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
nut structure
ساختمانی که در ان خاکدانه ها کوچک و مکعبی هستند
Other Matches
I cant get into these shoes.
این کفشها پایم نمی رود ( کوچک هستند )
workgroup
گروه کوچک کاربران که روی یک پروژه کار می کنند یا به یک شبکه محل وصل هستند
cassettes
کاست کوچک حاوی چرخهای از نوار مغناطیسی باریک که سیگنالهای صوتی قابل ضبط هستند.
cassette
کاست کوچک حاوی چرخهای از نوار مغناطیسی باریک که سیگنالهای صوتی قابل ضبط هستند.
aggregation
خاکدانه شدن
classification of aggregate
طبقه بندی خاکدانه ها
dispersion
متلاشی شدن خاکدانه ها به ذرات
subset
مجموعه کوچک داده ها که خود بخشی از یک مجموعه بزرگتر هستند
hand-held
وسیله کوچکی که در دست جا میشود براس اسکن عکسهای کوچک و رسم خط و تبدیل آنها به تصاویر گرافیکی که قابل استفاده در کامپیوتر هستند
plastic bubble keyboard
صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
fragmentation
حافظه اختصاص یافته به چندین فایل که به بخشهای آزاد و کوچکتری تقسیم میشود و آن قدر کوچک هستند که قابل استفاده نیستند ولی کلا فضای زیادی اشغال می کنند
standard
محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
standards
محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
cubic
مکعبی
compacted
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان ROM به فرفیت بالا به کار می رود داده ها به صورت دودویی روی سوراخ هایی از سطح ذخیره می شوند که بعداگ توسط لیزر قابل خواندن هستند
compact
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان ROM به فرفیت بالا به کار می رود داده ها به صورت دودویی روی سوراخ هایی از سطح ذخیره می شوند که بعداگ توسط لیزر قابل خواندن هستند
compacts
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان ROM به فرفیت بالا به کار می رود داده ها به صورت دودویی روی سوراخ هایی از سطح ذخیره می شوند که بعداگ توسط لیزر قابل خواندن هستند
compacting
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان ROM به فرفیت بالا به کار می رود داده ها به صورت دودویی روی سوراخ هایی از سطح ذخیره می شوند که بعداگ توسط لیزر قابل خواندن هستند
cubic system
سیستم مکعبی
cubic lattice
شبکه مکعبی
isometric system
سیستم مکعبی
close packed cubic
مکعبی تنگچین
bcc lattice
شبکه مکعبی پر
cubic closed packed structure
ساختار مکعبی تنگچین
body centered cubic lattice
شبکه مکعبی مرکز پر
cubic potential well
چاه مکعبی پتانسیل
cube strength
مقاومت نمونه مکعبی
simple cubic lattice
شبکه مکعبی ساده
face centered cubic lattice
شبکه مکعبی مراکز وجوه پر
fcc lattice
شبکه مکعبی مراکز وجوه پر
body centered cubic space lattice
شبکه فضاویی مکعبی با مرکزحجمی
Nomatic rugs
قالی های عشایری و قشقایی
[این فرش ها بعلت جا به جایی زیاد عشایر عموما کوچک بافته می شوند و اکثرا بصورت پشم بوده و در آن از ذهنی بافی و یا نقوش محلی استفاده می شود. فرش ها دارای استحکام ضعیف هستند.]
CDs
DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
CD
DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
cad
محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
cads
محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
constructional
ساختمانی
organic
ساختمانی
structural
ساختمانی
structurally
ساختمانی
building line
بر ساختمانی
ashlar
سنگ ساختمانی
structural drawing
نقشه ساختمانی
structural draftsman
نقشه کش ساختمانی
structural crack
ترک ساختمانی
Construction works .
عملیات ساختمانی
structural concrete
بتن ساختمانی
structual engineering
مهندس ساختمانی
structrual steelwork
فولاد ساختمانی
structrual stability
استحکام ساختمانی
structural factor
ضریب ساختمانی
structural joints
درزهای ساختمانی
constructive
مفید ساختمانی
building site
کارگاه ساختمانی
building sites
کارگاه ساختمانی
to found a building
ساختمانی بینادکردن
artificial stone
سنگ ساختمانی
structural timber
الوار ساختمانی
structural steel
فولاد ساختمانی
structural member
عضو ساختمانی
structrual stability
ثبات ساختمانی
site office
دفتر ساختمانی
site building
زمین ساختمانی
monumentality
عظمت ساختمانی
building limes
اهک ساختمانی
building material
مصالح ساختمانی
building operations
عملیات ساختمانی
building unit
واحد ساختمانی
building work
کار ساختمانی
grillage
شبکه ساختمانی
construction joint
درز ساختمانی
construction joints
درزهای ساختمانی
contractors plant
ماشینهای ساختمانی
member
جزء ساختمانی
sites
زمین ساختمانی
ashler
سنگ ساختمانی
basic construction unit
واحد ساختمانی
contractors yard
واحد ساختمانی
basic unit assembly group
گروه ساختمانی
site
کارگاه ساختمانی
site
زمین ساختمانی
sited
کارگاه ساختمانی
sited
زمین ساختمانی
sites
کارگاه ساختمانی
timber
چوب ساختمانی
component
جزء ساختمانی
members
جزء ساختمانی
components
جزء ساختمانی
construction cost index
شاخص هزینه ساختمانی
corbeling
پیش امدگی ساختمانی
public works
کارهای ساختمانی همگانی
corbelling
پیش امدگی ساختمانی
material testing laboratory
ازمایشگاه مصالح ساختمانی
home wiring
سیم کشی ساختمانی
fabrique
[ساختمانی در محوطه باغ]
intelligent building
[ساختمانی با سرویس هوشمند]
structural steel sheet
ورق فولاد ساختمانی
structural transformation
تغییر شکل ساختمانی
steel fabric
بافت فولاد ساختمانی
sidewalk superintendent
نافر عملیات ساختمانی
sheer plan
نقشه ساختمانی ناو
refractory
ماده ساختمانی نسوز
pattern construction drawing
الگوی نقشههای ساختمانی
structural analysis
محاسبات طرح ساختمانی
material storage area
انبار مصالح ساختمانی
masonery
مصالح ساختمانی سنگتراشی
light weight unit
واحد ساختمانی سبک
structural design
طرح و محاسبات ساختمانی
constitutive
تشکیل دهنده ساختمانی
module
مدلهای نمونه ساختمانی
to pull down a building
متلاشی کردن ساختمانی
to demolish a building
متلاشی کردن ساختمانی
ashlar
سنگ ساختمانی تراشیده
to demolish a building
خراب کردن ساختمانی
masonry lining
پوشش با مصالح ساختمانی
to tear down a building
متلاشی کردن ساختمانی
building machinery
ماشین الات ساختمانی
modules
مدلهای نمونه ساختمانی
to tear down a building
خراب کردن ساختمانی
to pull down a building
خراب کردن ساختمانی
building craftsman
کارگر ماهر ساختمانی
pannikin
لیوان کوچک پیمانه کوچک
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
structual constituent
جزء تشکیل دهنده ساختمانی
pier mount
پایه نصب ستونهای ساختمانی
structural steel
تیر فولاد یا اهن ساختمانی
anti drag wire
اجزاء بست کاری ساختمانی
studding
مصالح ساختمانی از قبیل تیروغیره
modular design
مدل ساختمانی پیش ساخته
piers
پایه نصب ستونهای ساختمانی
pier
پایه نصب ستونهای ساختمانی
erection crane
جراثقال برای کارهای ساختمانی
bombproof
ساختمانی که پناه بمب باشد
To make a forcible entry into a building.
بزور وارد ساختمانی شدن
building unit
جزء ساختمانی بخشی از یک ساختمان
hauling
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
factory
ساختمانی که در آنجا محصولات تولید می شوند
haul
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
factories
ساختمانی که در آنجا محصولات تولید می شوند
hauls
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
physiological
وابسته به علم وفایف اعضاء ساختمانی
embryonic membrane
ساختمانی که ازتخم رسیده مشتق میشود
physiologic
وابسته به علم وفایف اعضاء ساختمانی
hauled
فاصله حمل مصالح ساختمانی تا کارگاه
to plan a building
نقشه ساختمانی را کشیدن یاطرح کردن
homomorphy
شباهت ساختمانی واساسی بین دو چیز
to break into a building
با زور
[و غیر قانونی]
وارد ساختمانی شدن
to burgle
[British E]
/ burglarize
[American E]
a building.
با زور
[و غیر قانونی]
وارد ساختمانی شدن
dolmen
ساختمانی که دارای چندستون یک پارچه سنگی است
masonary
مصالح ساختمانی مانند اجر سیمان و غیره
haul road
راه مخصوص حمل مصالح ساختمانی به کارگاه
ashlering
[مجموعه ای از سنگ های ساختمانی کوتاه و ایستاده]
dimension stone
سنگ ساختمانی که به ابعاد معین بریده شده است
interlacing arches
طاقهایی که نقشه ساختمانی انهابه پرگارهای متقاطع میماند
pin joint
اتصال بین اعضای ساختمانی بصورت لولا یا پاشنه
are
هستند
they are all of one mind
هستند
plants indigenous to that soil
هستند
ScriptX
هستند
beef up
افزایش استحکام اجزاء ساختمانی با طراحی مجدد یااصلاح مواد انها
earthquake factor
مقدار درصد شتاب ثقلی که درطرح محاسبات ساختمانی منظور میگردد
heterology
عدم تجانس بین اعضای مختلف ناهمگنی اعضاء ازلحاظ ساختمانی
they are at loggerheads
هر دو سنگ یک من هستند
there are numbers who
بسیاری هستند که
they are well matched
هم کفو هستند
who are they?
انها کی هستند
cellulose nitrate
ترموپلاستیکی متشکل ازسلولز و اسیداستیک که درمواد منفجره دوپها وپلاستیکهای ساختمانی بکارمیرود
analogue
ی از حالت آنالوگ هستند
5, 7, 9 are odd numbers .
5؟7؟9 اعداد فرد هستند
they are well matched
حریف یکدیگر هستند
analog
ی از حالت آنالوگ هستند
Such people are wicked .
اینگونه آدمها شر هستند
The roads are obstructed.
جاده ها مسدود هستند.
such as are happy
انهایی که خوشبخت هستند
analogues
ی از حالت آنالوگ هستند
applet
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
free haul
در حمل مصالح ساختمانی به کارگاه حداکثر مسافتی را که کرایه اضافی بدان تعلق نگیردگویند
bulb angle
جزء ساختمانی که معمولابعنوان ستون یا پایه بکارمیرود و به شکل دایرهای یاچند وجهی میباشد
great dangers impend over us
خطرهای بزرگی متوجه ما هستند
ring topology
در حلقه بهم وصل هستند
X/OPEN
ول ایجاد سیستمهای باز هستند
series
مداری که قط عات آن با هم سری هستند
the ins
انان که سر کا یا دارای متامی هستند
The two are rhyming words .
این دو لغت هم قافیه هستند
numeric
که فقط حاوی اعداد هستند
dialectical materialism
اساسا اقتصادی یا مادی هستند .
Take things as you find them.
<proverb>
مسائل را همانگونه نه هستند بپذیر .
However difficult the circumstances
[are]
, ...
هر قدر هم که شرایط دشوار هستند، ...
They are at daggers drawn. They are bitter enemies.
بخون یکدیگه تشنه هستند
Price are fixed here .
دراینجا قیمتها ثابت هستند
These football players are the pick of the bunch .
این فوتبالیست ها گل سر سبد هستند
operating bridge
پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
anti tear strips
باریکه یا نوارهایی از جنس هواپیما که روی قطعات ساختمانی بال و زیرنوارهای تقویت کننده قرارمیگیرند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com