English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
arsenal ساختمان تجهیزات نظامی
Other Matches
foreign military sales فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
foreign excess تجهیزات نظامی که از مصرف داخلی اضافه تر بوده و به خارج ارسال یا فروخته می شوند
building system اصول ساختمان طرز ساختمان نظم و ترتیب ساختمان
militarism روح سربازی یا نظامی گری نظامی گری توسل به قدرت نظامی
outline assembly drawing نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
judge advocate دادستان دادگاه نظامی مشاور قانونی دادگاه نظامی مستشار دادگاه نظامی
facings یقه وسردست و مغزیهای لباس نظامی حرکات در جای نظامی
facing یقه وسردست و مغزیهای لباس نظامی حرکات در جای نظامی
manoeuvres تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvring تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvred تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
maneuvred تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
maneuvring تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
terminal command فرماندهی بارانداز نظامی یکان عملیات سکوی نظامی
maneuvres تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
manoeuvre تمرین نظامی عملیات نظامی وجنگی راتمرین کردن
terminals سکوی نظامی بارانداز نظامی انتهایی نهایی
rank and file صفوف مختلف نظامی سلسله مراتب نظامی
terminal سکوی نظامی بارانداز نظامی انتهایی نهایی
angle-post [تیرک عمودی در گوشه ساختمان اسکلت چوبی، واقع در کنج ساختمان]
building material dealer فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
dependency [قسمتی از ساختمان های جدا از ساختمان اصلی]
gigantic building ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
adopted types انواع تجهیزات مورد قبول انواع تجهیزات قبول شده
phantom order قرارداد تولید وسایل نظامی درزمان جنگ قرارداد تبدیل کارخانههای شخصی به کارخانجات نظامی
military government حکومت نظامی فرمانداری نظامی
military channel چانل نظامی مجرای نظامی
building enterprise مقاطعه کاری ساختمان پیمانکاری ساختمان
civil engineering contractor مقاطعه کار ساختمان پیمانکار ساختمان
coach-house ساختمان خدمه [در کنار ساختمان اصلی]
enterprise network شبکهای که همه ایستگاههای کاری و ترمینال ها یا کامپیوتر ها را در یک شرکت بهم وصل میکند. این میتواند در یک ساختمان یا چندین ساختمان درکشورهای مختلف باشد
rotunda ساختمان مدور ساختمان گنبددار
rotundas ساختمان مدور ساختمان گنبددار
foundation soil شالوده ساختمان فونداسیون ساختمان
rotonda ساختمان مدور ساختمان گنبددار
constructional feature ترکیب ساختمان کیفیت ساختمان
block structure ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
double shell constraction ساختمان دو جداره ساختمان دو غلافی
overbuild زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
military impedimenta شماره بارنامه نظامی شماره حمل بار نظامی
army terminals باراندازهای نظامی سکوهای نظامی باراندازهای نیروی زمینی
base shear نیروی کلی حاصل از زلزله در پای ساختمان برش پای ساختمان
equipment تجهیزات
fixture تجهیزات
transfer equipment تجهیزات
parrot تجهیزات ای اف اف
materiel تجهیزات
rigs تجهیزات
rigged تجهیزات
rig تجهیزات
appliance تجهیزات
appliances تجهیزات
parroting تجهیزات ای اف اف
parroted تجهیزات ای اف اف
device تجهیزات
accouterment تجهیزات
accouterments تجهیزات
acoutrement تجهیزات
devices تجهیزات
equipments تجهیزات
instrumentation تجهیزات
parrots تجهیزات ای اف اف
cryptoequipment تجهیزات رمز
equipment logbook دفتر تجهیزات
output equipment تجهیزات خروجی
individual aquipment تجهیزات انفرادی
critical materials تجهیزات مهم
peripheral equipment تجهیزات جنبی
protective equipment تجهیزات حفافتی
electric equipment تجهیزات الکتریکی
extra equipment تجهیزات اضافی
outfit تجهیزات حفاری
capital equipments تجهیزات سرمایهای
radar equipment تجهیزات رادار
garage equipment تجهیزات گاراژ
illuminating device تجهیزات روشنایی
accessory equipment تجهیزات یدکی
technical equipment تجهیزات فنی
mechanical equipment تجهیزات مکانیکی
telephone equipment تجهیزات تلفن
mobilization تجهیزات قوا
machine equipment تجهیزات ماشین
plant تجهیزات کارگاه
plants تجهیزات کارگاه
turning attachment تجهیزات تراشکاری
ventilating equipment تجهیزات تهویه
switching device تجهیزات سوئیچینگ
ancillary equipment تجهیزات جانبی
war material تجهیزات جنگی
ancillary equipment تجهیزات اضافی
auxiliary equipment تجهیزات جانبی
standby equipment تجهیزات جانشینی
handling equipment تجهیزات بار
auxiliary equipment تجهیزات کمکی
assembly fixture تجهیزات مونتاژ
outfits تجهیزات حفاری
ancillary equipment تجهیزات پیرامونی
data communications equipment تجهیزات ارتباطات داده ها
defense articles اماد و تجهیزات دفاعی
nitriting equipment تجهیزات ازت دهی
shuttled بردن افرادو تجهیزات
shuttle بردن افرادو تجهیزات
x ray equipment تجهیزات اشعه رونتگن
shuttles بردن افرادو تجهیزات
original equipment manufacturer سازنده تجهیزات اصلی
data terminal equipment تجهیزات ترمینال داده
oil reclamation equipment تجهیزات احیا روغن
paint spraying equipment تجهیزات رنگ پاشی
basic end item تجهیزات ووسایل اولیه
cam turning attachment تجهیزات تراش بادامک
producer durable equipment تجهیزات با دوام تولیدی
precision measuring equipment تجهیزات سنجش دقیق
plant records امار تجهیزات کارگاه
panoply تجهیزات و ارایش کامل
peripheral equipment operator متصدی تجهیزات جانبی
table of organization and equipment (toe جدول سازمان و تجهیزات
pattern milling attachment تجهیزات فرز مدل
core blowing equipment تجهیزات دمیدن هسته
die sinking attachment تجهیزات فرز حدیده
emergency brake equipment تجهیزات ترمز اضطراری
magazine feeding attachment تجهیزات تغذیه مخزن
honing equipment تجهیزات سنگ زنی
mold making equipment تجهیزات قالب سازی
mobile lubricating equipment تجهیزات روغنکاری متحرک
accoutre با تجهیزات اماده نمودن
grinding attachment تجهیزات سنگ سمباده
equipment logbook دفترچه خدمتی تجهیزات
induction melting equipment تجهیزات ذوب القائی
measuring device تجهیزات اندازه گیری
ingot conveying device تجهیزات انتقال شمش
forming attachment تجهیزات تراش پروفیل
back drilling attachment تجهیزات سوراخ کردن از پشت
well-appointed دارای تجهیزات یا اثاثیهی خوب
cam grinding attachment تجهیزات سنگ زنی قوسی
assets ابزار تجهیزات مایملک و دارایی
component end item قطعات و اقلام تجهیزات عمده
honeywell یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
stack ردیف کردن وسایل و تجهیزات
dead storage انبار وسایط نقلیه و تجهیزات
stacked ردیف کردن وسایل و تجهیزات
deadlined equipment لوازم و تجهیزات از کار افتاده
stacks ردیف کردن وسایل و تجهیزات
unisys یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
formulas مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
hand salute سلام نظامی دادن سلام نظامی
martial law مقررات حکومت نظامی حکومت نظامی
court martial محاکمه نظامی محاکمه نظامی کردن
friendly interface ترکیب تجهیزات ترمینالی وبرنامههای کامپیوتری
integrated revision بررسی نهایی جداول سازمان و تجهیزات
control data corporation یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری cyber
motorola سازنده تجهیزات الکترونیکی شامل ریزپردازنده ها
cutter grinding attachment تجهیزات سنگ زنی قلم تراش
equipment تجهیزات جنگی وسایل الات و ابزار
tweaking تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
showdown چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
tweaks تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
aircraft role equipment تجهیزات لازم برای انجام ماموریت هواپیما
tweak تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
equipment bay محفظه یا جعبهای که تجهیزات الکترونیکی در ان نصب میشود
tweaked تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
showdowns چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
trigraph حروف رمز سه گانه مربوط به کد فنی تجهیزات انفرادی
radio sheck یک سازنده و توزیع کننده تجهیزات الکترونیکی شامل سیستمهای ریزکامپیوتر
footprints شکل و سطح لازم برای قطعهای از تجهیزات جای کامپیوتر
footprint شکل و سطح لازم برای قطعهای از تجهیزات جای کامپیوتر
downtime پریودی که تجهیزات موردنظردراثر نقص فنی از فعالیت بازمانده است
so علامتی برای معین کردن قابلیتهای فقط فرستادنی تجهیزات
beneficial occupancy اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
power house building ساختمانهائی که برای نصب ونگهداری تجهیزات نیروی برق بکار می روند
decus Society Users EqupmentComputer Digital انجمن استفاده کنندگان تجهیزات کامپیوتری
pcm تلفیق رمزضربان Compatible Plug شرکت تولید تجهیزات کامپیوتری anufacturerodulation
construction batalion گردان مهندسی ساختمان گردان ساختمان
fallout خرابی مولفههای الکترونیکی که به هنگام کنترل کیفی یک قطعه جدید از تجهیزات به وقوع می پیوندد
bundling بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundles بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundle بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
accumulated depreciation کل مقدار پولی که شرکت یا سازمان می تواند از ارزش ماشین یا تجهیزات به دلیل مستهلک شدن کسر کند
collimate تنظیم کردن هرنوع تجهیزات اپتیکی برای داشتن پرتو نوری موازی از یک منبع نقطهای نور یا برعکس
modular construction ساختمان پیش ساخته ساختمان با بلوک پیش ساخته
beach gear وسایل پیاده کردن بار وسایل تخلیه کشتی تجهیزات اسکله
claimant agency شعبه کارپردازی شعبه تعیین امادو تجهیزات عمومی ارتش
serviceability criteria وضعیت امادگی تجهیزات وضعیت قابلیت استفاده ازوسایل
martial نظامی
warlike نظامی
soldier نظامی
military نظامی
mil نظامی
serviced نظامی
fort دژ نظامی
service نظامی
soldiers نظامی
martin نظامی
two way telephone equipment تجهیزات مکالمه متقابل تاسیسات مکالمه تلفنی
ceremony مراسم نظامی
paramilitaries شبه نظامی
militarily از لحاظ نظامی
ceremonies مراسم نظامی
paramilitary شبه نظامی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com