English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
ribbing ساختمان دندههای هر چیز راه ها یا خطوط بر جسته مجموعه تیریا دگلهای کشتی
Other Matches
stepped lines خطوط کنگره ای [خطوط شکسته] [در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
glistens جسته جسته برق زدن
glistening جسته جسته برق زدن
glistened جسته جسته برق زدن
glisten جسته جسته برق زدن
gridding محدودیت ساختمان یک تصویرگرافیکی که مستلزم افتادن نقاط پایانی خطوط روی نقاط شبکه است
direct loading مجموعه نیروهائیکه مستقیمابه ساختمان اثر میکند وشامل بارهای زنده و مرده میباشد
cambers تیریا الوار خمیده و کج
camber تیریا الوار خمیده و کج
Alhambra تزئینات الحمرا [در ساختمان غربی اسپانیا استفاده می شود که شامل مجموعه ای از غرفه های به هم متصل شده با دو حیاط بزرگ در هر گوشه می شود.]
isotherm خطوط هم حرارت خطوط متحدالحرارت اب دریا
isobars خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
isobar خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
building system اصول ساختمان طرز ساختمان نظم و ترتیب ساختمان
docking plan نقشه مسیر ورود کشتی به حوضچه تعمیر نقشه ساختمان قسمت زیر ناوlongshoreman
gearing دندههای ماشین
floating ribs دندههای ازاد
trapezoidal thread دندههای ذوزنقهای
false or asternal ribs دندههای کاذب
basic gearing چرخ دندههای اصلی
longitudinal دندههای طولی موتور
isohaline خطوط هم نمک خطوط میزان منحنی نمایش غلظت نمک دریا
transposing gears چرخ دندههای تبدیل دور
rachet دندههای چرخ ضامن دار
true or sternal ribs دندههای حقیقی اضلاع پیوسته به قص
relief خط بر جسته
slab sided دارای دندههای باریک ونمایان لاغر
outline assembly drawing نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
notables شخص بر جسته
relieves بر جسته ساختن
relieve بر جسته ساختن
indents بر جسته کردن
indenting بر جسته کردن
indent بر جسته کردن
patchwork جسته گریخته
notable شخص بر جسته
relieving بر جسته ساختن
ribby دارای دندههای بیرون امده شبیه دنده
scrapbook مجموعه عکسها وقطعاتی که از کتب مختلف بریده شده مجموعه
scrapbooks مجموعه عکسها وقطعاتی که از کتب مختلف بریده شده مجموعه
subset مجموعه کوچک داده ها که خود بخشی از یک مجموعه بزرگتر هستند
restatement of the law مجموعه قواعد حقوقی مجموعه اخرین تفسیرهای ارائه شده برای قوانین
universal مجموعه کامل عناصر که یک مجموعه قوانین تشکیل میدهد
burster block مجموعه منفجر کننده مجموعه خرج تلاش
browser کسیکه جسته وگریخته میخواند
browse جسته گریخته عباراتی از کتاب خواندن
browses جسته گریخته عباراتی از کتاب خواندن
browsed جسته گریخته عباراتی از کتاب خواندن
character set دخشگان مجموعه دخشه ها مجموعه کاراکترها
coragne line خطوط جذر و مد یکسان خطوط کشند یکسان
topgallant سکوب بالای دکل کشتی بالاترین شکوب دکل کشتی وسایل بی مصرف کشتی
angle-post [تیرک عمودی در گوشه ساختمان اسکلت چوبی، واقع در کنج ساختمان]
building material dealer فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
gigantic building ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
dependency [قسمتی از ساختمان های جدا از ساختمان اصلی]
isobath خطوط میزان منحنی نقشه عمق نما خطوط میزان عمق
civil engineering contractor مقاطعه کار ساختمان پیمانکار ساختمان
coach-house ساختمان خدمه [در کنار ساختمان اصلی]
building enterprise مقاطعه کاری ساختمان پیمانکاری ساختمان
enterprise network شبکهای که همه ایستگاههای کاری و ترمینال ها یا کامپیوتر ها را در یک شرکت بهم وصل میکند. این میتواند در یک ساختمان یا چندین ساختمان درکشورهای مختلف باشد
isotach خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
auxiliary contours خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
rotonda ساختمان مدور ساختمان گنبددار
rotundas ساختمان مدور ساختمان گنبددار
rotunda ساختمان مدور ساختمان گنبددار
foundation soil شالوده ساختمان فونداسیون ساختمان
constructional feature ترکیب ساختمان کیفیت ساختمان
block structure ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
double shell constraction ساختمان دو جداره ساختمان دو غلافی
overbuild زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
base shear نیروی کلی حاصل از زلزله در پای ساختمان برش پای ساختمان
cisc مجموعه دستورات پیچیده کامپیوتری طرحی از CPU که مجموعه دستورات آن شامل تعدادی دستورات طولانی و پیچیده است که نوشتن برنامه را ساده تر ولی سرعت اجرا را کندتر میکند
scuppering سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppered سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scupper سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppers سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
respondentia وامی که به صاحب کشتی داده و کشتی او به رهن گرفته میشود
load line خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
ship's manifest صورت محمولههای کشتی فهرست کالاهای در حال حمل در کشتی
hawse سوراخهای دماغه کشتی که مخصوص عبورطناب است طنابهای نگاه دارنده کشتی درحوضچه
carry ship کشتی حامل زندانیان جنگی کشتی غیر مسلحی که تضمین عبور داشته باشد
embarkation بارگیری کشتی یا خودرو سوار شدن در کشتی یاخودرو
supercargo نماینده مالک محمولات کشتی که با کشتی به سفر می رود
lazar housek عمارت یا کشتی برای قرنطینه 8 انبار عقب کشتی
gunroom مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
keels حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
dan runner کشتی رهاکننده علایم شناور در اب کشتی تعیین مسیر
waterline خط بار گیری کشتی خط میزان و تراز کشتی باسطح اب
keel حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
bill of health گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
usura maritima دادن وام با بهره سنگین به مالک کشتی که در صورت سالم برگشتن کشتی قابل وصول است
the vessel was put a bout جهت کشتی را تغییر دادند کشتی را برگردانند
windjammer یکی از کارکنان کشتی کشتی بادبانی
quarterdeck عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
quarterdecks عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
yawed انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yaw انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
sailboats کشتی بادبانی کشتی بادی
sailboat کشتی بادبانی کشتی بادی
overboard از کشتی بدریا روی کشتی
piracy هرعملی که کارگران یا سرنشینان کشتی علیه کشتی خود انجام دهند استفاده غیر قانونی از تالیف دیگری برای تالیف کتاب یارساله و غیره
cartel ship کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
gynoecium مجموعه الت مادگی گل مجموعه مادگی
cable assembly مجموعه کابل و پیچ مجموعه کابل
tricking خطوط
tricked خطوط
cotidal lines خطوط هم مد
trick خطوط
formula مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
free on boand تحویل روی کشتی قیمت کالای تحویلی روی کشتی
zigzagged خطوط منکسر
zigzagging خطوط منکسر
grid lines خطوط شبکه
closed traverse خطوط متقاطع
symmetry lines خطوط تقارن
curvature lines خطوط منحنی
street railway خطوط تراموا
zigzag خطوط منکسر
lines of force خطوط قوا
lines of force خطوط نیرو
isochromatique خطوط همرنگ
isocline خطوط هم شیب
dark lines خطوط تاریک
spectral lines خطوط طیفی
isovent خطوط هم باد
dedicated lines خطوط اختصاصی
cotidal lines خطوط مدیکسان
emission spectrum lines خطوط نشری
front lines خطوط مقدم
fraunhofer lines خطوط فرانهوفر
stream lines خطوط جریان
flowlines خطوط جریان
flow lines خطوط جریان
extension lines خطوط دنباله
equipotential lines خطوط هم پتانسیل
curvature lines خطوط مدور
isostatic lines خطوط ایزواستاتیک
line of communications خطوط مواصلات
air way station خطوط هوایی
absorption spectrum خطوط جذبی
absorption lines خطوط دراشامی
outside lines خطوط حمله
line to line fault تماس خطوط
zigzags خطوط منکسر
leading فاصله خطوط
line spacing فاصله خطوط
along line در امتداد خطوط
line of induction خطوط القا
lines of communication خطوط مواصلاتی
balmer lines خطوط بالمر
line of flux خطوط قوا
gules خطوط موازی عمودی
microwave transmission lines خطوط انتقال ریزموج
contour lines خطوط میزان منحنی
leased line network شبکه با خطوط استیجاری
rivulose دارای خطوط مارپیچی
sheetlines خطوط کناره نقشه
sheetlines خطوط حاشیه نقشه
grid interval فاصله خطوط شبکه
contour interval فاصله خطوط واصل
communications خطوط مواصلاتی ارتباطات
voltage between lines ولتاژ بین خطوط
contours خطوط تراز زمین
contours خطوط کناره نما
phraseogram خط یا خطوط نماینده عبارات
curvilinear ornament زینتکاری با خطوط خمیده
advance of defensive line در جلو خطوط پدافندی
isohyetal map نقشه خطوط هم باران
diplomatics شناسایی خطوط باستانی
domestic air traffic خطوط هوایی داخلی
river سفیدی بین خطوط
electric line of force خطوط نیروی برق
dark line spectrum طیف خطوط تاریک
air line of communications خطوط مواصلات هوایی
vermiculate دارای خطوط موجی
cutting line of force قطع خطوط قوا
endline خطوط موازی با 04 مترفاصله
crawl trench خطوط رابط سنگرها
line of communications خطوط ارتباطی زمین
front lines خطوط جلو جبهه
equal cost lines خطوط هزینه برابر
open lines خطوط باز شطرنج
trackage خطوط راه اهن
retrace blanking خاموشی خطوط بازگشتی
magnetic lines of force خطوط قوای مغناطیسی
magnetic lines of force خطوط نیروی مغناطیسی
magnetic path مسیر خطوط قوا
hoseline خطوط لوله لاستیکی
meridian خطوط نصف النهار
zigzagging خطوط جناغی پیوسته
meridians خطوط نصف النهار
hypen ladder ردیف خطوط تیره
hypen ladder خطوط تیره نردبانی
collimate منطبق کردن خطوط
rivers سفیدی بین خطوط
zigzag خطوط جناغی پیوسته
zigzags خطوط جناغی پیوسته
magnetic line of force خطوط قوای مغناطیسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com