Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
stone work
ساختمان سنگی بنایی با سنگ
Other Matches
stonework
ساختمان سنگی
lithoidal
دارای شکل سنگ یا ساختمان سنگی
isodomun
[بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
isodomon
[بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
building sand
خاک و ماسه ساختمان ماسه برای بنایی
stela
ستون سنگی یادبود یاد بود یالوح سنگی دستگیره
stele
ستون سنگی یادبود یاد بود یالوح سنگی دستگیره
building system
اصول ساختمان طرز ساختمان نظم و ترتیب ساختمان
lithoprint
با چاپ سنگی چاپ کردن عکس از روی چاپ سنگی برداشتن
outline assembly drawing
نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
masonry
بنایی
brick work
بنایی
masonery
بنایی
builder level
تراز بنایی
spatula
ماله بنایی
brick workers tool
ابزار بنایی
spatulas
ماله بنایی
bricks
اجر بنایی
mason's board
ماله بنایی
masonry sand
ماسه بنایی
plumb
شاغول بنایی
brick
اجر بنایی
levels
تراز بنایی
levelled
تراز بنایی
leveled
تراز بنایی
masonry dam
سد با مصالح بنایی
masonry weir
شادروان بنایی
level
تراز بنایی
brick trowel
ماله بنایی
angle-post
[تیرک عمودی در گوشه ساختمان اسکلت چوبی، واقع در کنج ساختمان]
building material dealer
فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
masonery bond
بست مصالح بنایی
mason's scaffold
چوب بست بنایی
mason hammer
تیشه یا چکش بنایی
masonry weir
بند بنایی وزنی
uncoursed rubble masonery
بنایی سنگ لاشه در هم
dependency
[قسمتی از ساختمان های جدا از ساختمان اصلی]
gigantic building
ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
chaines
[عناصر بنایی شبیه پایه]
basket weave pattern
طرح شطرنجی که در کارهای بنایی بکارمیرود
coach-house
ساختمان خدمه
[در کنار ساختمان اصلی]
building enterprise
مقاطعه کاری ساختمان پیمانکاری ساختمان
civil engineering contractor
مقاطعه کار ساختمان پیمانکار ساختمان
enterprise network
شبکهای که همه ایستگاههای کاری و ترمینال ها یا کامپیوتر ها را در یک شرکت بهم وصل میکند. این میتواند در یک ساختمان یا چندین ساختمان درکشورهای مختلف باشد
long-and-short work
[بنایی با استفاده از بلوک های افقی و عمودی بلند و کوتاه]
rotunda
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
rotonda
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
constructional feature
ترکیب ساختمان کیفیت ساختمان
rotundas
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
foundation soil
شالوده ساختمان فونداسیون ساختمان
block structure
ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
double shell constraction
ساختمان دو جداره ساختمان دو غلافی
overbuild
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
base shear
نیروی کلی حاصل از زلزله در پای ساختمان برش پای ساختمان
stoney
سنگی
monolithic
تک سنگی
lithic
سنگی
equiponderance
هم سنگی
petrous
سنگی
barrier reef
سد اب سنگی
clapper bridge
پل سنگی
lithoid
سنگی
stony
سنگی
petrean
سنگی
petrolsal
سنگی
rock fill dam
سد سنگی
eolith
اسکله سنگی
gabion
تور سنگی
layer of rock
لایه سنگی
layer of rock
طبقه سنگی
lithographic print
چاپ سنگی
polyantography
چاپ سنگی
stone work
کار سنگی
stone lining
پوشش سنگی
cordon
ازاره سنگی
concretion
سنگی شدن
bracket
کژ پشت سنگی
lithographs
چاپ سنگی
rock salt
نمک سنگی
Stone Age
پارینه سنگی
cordons
ازاره سنگی
Lantern-cross
صلیب سنگی
lithograph
چاپ سنگی
autography
چاپ سنگی
lithography
چاپ سنگی
rock wash
پوشش سنگی
stone lining
روکش سنگی
mesolithic
میانه سنگی
paleolithic
دیرینه سنگی
paleolithic
پارینه سنگی
dutch stonewall
دیوار سنگی هلندی
slingshot
[American E]
تیر و کمان سنگی
bed rock ledge
لایه سنگی کف بستر
aggregate
کلوخه مصالح سنگی
aggregates
کلوخه مصالح سنگی
catapult
[British E]
تیر و کمان سنگی
boulder well
چاه قلوه سنگی
breccia
جوش خرده سنگی
columnar basalt
ستونهای سیاه سنگی
en delit
میل ستون سنگی
checkstone
گیره سنگی کوهنوردی
calcify
اهکی یا سنگی کردن
basaltic stratum
لایه سیاه سنگی
pertrosal bone
استخوان سنگی یاحجری
stone ballast
مصالح شکسته سنگی
lithography
روش چاپ سنگی
stone
سنگ میوه سنگی
stones
سنگ میوه سنگی
weather moulding
سنگی که اب باران راردمیکند
stoning
سنگ میوه سنگی
snowdrifts
تره تیزک سنگی
hard pan
قشر سنگی شده
snowdrift
تره تیزک سنگی
blocage
[بنایی با مواد مختلف و در اندازه های مختلف که در ساخت دیوارهای رومی بکار می رفت.]
obelisks
ستون هرمی شکل سنگی
dry mansory
[دیوار سنگی خشکه چین]
high cross
[صلیب سنگی دوره آنگلوساکسون]
Celtic cross
[چلیپا سنگی تاریخی سلتی]
obelisk
ستون هرمی شکل سنگی
aggregate cement ratio
نسبت مواد سنگی به سیمان
aguilla
[ستون هرمی شکل سنگی]
photolighograph
عکسبردری بوسیله چاپ سنگی
dripstone
سنگی که اب باران راردمیکند ابریز
stonewall formation
اسکلت پیادهای دیوار سنگی
greybeard
کوزه سنگی برای باده
hermes
هرمس
[تندیس سنگی چار پیکر]
herm
هرمس
[تندیس سنگی چار پیکر]
neolith
الت سنگی مربوط به عصرحجر جدید
ballast
سنگینی شن و خرده سنگی که درراه اهن بکارمیرود
stylolite
ستون سنگی همجنس صخره متصل بخود
plant mix
مواد سنگی اغشته شده درماشین اسفالت
dolmen
ساختمانی که دارای چندستون یک پارچه سنگی است
paleolith
الات سنگی نتراشیده عصر حجر قدیم
his leg rested on a stone
پایش روی سنگی قرار گرفته بود
formula
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
paleontologist
ویژه گر زیست شناسی دوران قدیم یا کهنه سنگی
reindeer
گوزن شمالی وابسته بدوران کهنه سنگی اروپا
acrolith
مجسمهای که سر و دست وپای ان سنگی و بقیه اش چوب باشد
sisyphus
سیسیفوس که محکوم به غلتاندن سنگی بروی کوه بود
bedrock
سنگی که در زیر طبقه سطحی زمین واقع است
muller
سنگی که برای ساییدن دارو یا رنگ بکار میبرند
chromolithograph
عکس رنگی که بوسیله چاپ سنگی تهیه میشود
acrolith
[مجسمه ای که سر و دست و پای آن سنگی و بقیه چوبی است.]
acrolithus
[مجسمه ای که سر و دست و پای آن سنگی و بقیه چوبی است.]
underpin
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpins
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
paleolithic
وابسته به دوره دوم عصر حجر قدیم یا کهنه سنگی
underpinned
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
terrane
طبقه سنگی که روی ان نوع سنگ خاصی تشکیل شده باشد
embassy
سفیرکبیر و اعضای سفارتخانه شهر محل اقامت سفیر بنایی که سفیر در ان اقامت دارد
embassies
سفیرکبیر و اعضای سفارتخانه شهر محل اقامت سفیر بنایی که سفیر در ان اقامت دارد
colluvim
تخته سنگی که در اثر شکاف سنگ وغیره غلتیده وبپای کوه افتاده
beneficial occupancy
اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
construction batalion
گردان مهندسی ساختمان گردان ساختمان
pilloried
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillory
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillories
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillorying
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
modular construction
ساختمان پیش ساخته ساختمان با بلوک پیش ساخته
herma
ستون هرمس :ستون سنگی چارپرکه پیکربربالای ان بود
parapets
حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
parapet
حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
stake
ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
stakes
ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
staked
ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
over break
خاکبرداری اضافی و کندن وجابجا شدن اضافی خاک یاقطعات سنگی که دراثر موارمنفجره بدون اینکه بخواهیم کنده شود
warp-weighd loom
دارهای وزنی
[این نوع دار در گذشته بیشتر بکار میرفته و در آن انتهای نخ های تار به وزنه های سنگی یا فلزی گره زده می شد.]
building line
بر ساختمان
type
ساختمان
typed
ساختمان
types
ساختمان
building
ساختمان
structuring
ساختمان
structure of an animal
ساختمان
structureless
بی ساختمان
built up
پر از ساختمان
built-up
پر از ساختمان
erections
ساختمان
constructions
ساختمان
homoplastic
هم ساختمان
foundation
پی ساختمان
construction
ساختمان
carbody
ساختمان
erection
ساختمان
making
ساختمان
substructure
پی ساختمان
stance
ساختمان
structures
ساختمان
structure
ساختمان
mechanism
ساختمان
mechanisms
ساختمان
frame
ساختمان
substructures
پی ساختمان
stances
ساختمان
construction
تعبیر ساختمان
laminated structure
ساختمان متورق
laminated structure
ساختمان لایهای
laminated construction
ساختمان ورقهای
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com