English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
whole wheat ساخته شده از گندم ساییده
Other Matches
manchet قرص نام ساخته شده از گندم اعلی وخالص
cost plus contracts قسمتی از کالا را که به سفارش کسی ساخته میشود و هنوزعملا " ساخته نشده
attrited ساییده
chafed ساییده
to wear away ساییده شدن
wear away ساییده شدن
worn to a frazzle فرسوده ساییده
the stone was worn سنگ ساییده
to wear off ساییده شدن
eroding ساییده شدن
erodes ساییده شدن
eroded ساییده شدن
erode ساییده شدن
water worn ساییده شده ازاب
seaworn ساییده بواسطه دریا
fraying چیز ساییده شده
boulder سنگ ساییده شده
to wear down ساییده شدن خواباندن
boulders سنگ ساییده شده
frets ساییده شدن هایهو کردن
wave off به زمین ساییده شدن هواپیما
fret ساییده شدن هایهو کردن
rub اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
rubbed اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
rubs اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
to freshen rope جای طنابی راکه بواسطه خوردن بچیزی ساییده میشودعوض کردن
grain یک گندم
cornflower گل گندم
cash crops گندم جو
wheat گندم
centaurea گل گندم
corn flower گل گندم
cornflowers گل گندم
musteline گندم گون
grain rust زنگ گندم
cornmeal ارد گندم
moory گندم گون
crap گندم سیاه
crapped گندم سیاه
crapping گندم سیاه
frit fly مگس گندم
to winnow the grain گندم راباددادن
grain field گندم زار
parched corn گندم بریان
corn weevil شپشه گندم
buckwheat گندم سیاه
french wheat گندم سیاه
husker گندم پاک کن
tawniness گندم گونی
tawny گندم گون
saracen corn گندم سیاه
tawniest گندم گون
corn chandler گندم فروش
tawnier گندم گون
corn field گندم زار
jointworm کرم گندم
parched corn گندم برشته
buck wheat گندم سیاه
bran پوست گندم
wheat rust زنگ گندم
flailed گندم کوب
flailing گندم کوب
wheaten برنگ گندم
wheatear سنبله گندم
pugs خاشاک گندم
wheaten وابسته به گندم
pug خاشاک گندم
flails گندم کوب
flail گندم کوب
wholewheat گندم ناب
sheaf دسته گندم
wheat bread نان گندم
wheatgerm جنین گندم
wheaten bread نان گندم
wheat chaff کاه گندم
wheatgerm گیاهک گندم
wholewheat گندم خالص
the wheat was scanted گندم را کم کم بیرون دادند
ptisan گندم پوست کنده
wheatgerm آرد مغز گندم
bunt ناخوشی قارچی گندم
sheaf دسته یابافه گندم
groats گندم یاجوپوست کنده
weevils سوسه شپشه گندم
weevil سوسه شپشه گندم
wheat stack خرمن کومه گندم
hessian fly حشره گندم خوار
loose smut بیماری زنگ گندم
gluten ماده چسبنده گندم
marabout ادم سبزه یا گندم گون
rye گندم سیاه مرد کولی
marabou ادم سبزه یا گندم گون
polygonaceous وابسته به تیره گندم سیاه
production ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
productions ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
basic crops محصولات کشاورزی اساسی مانند گندم
harvest mouse یکجورموش که درساقههای گندم لانه میکند
wheat eel کرم کوچک انگل گندم و علوفه
groat بلغور جو یا گندم یاجو پوست کنده
wheatworm کرم کوچک انگل گندم و علوفه
hard wheat گندم ماکارونی دارای مقدارگلوتن زیادی است
emmer نوعی گندم سرخ بنام شعیر ابلیس
breadstuff مواد نان مانند گندم و ارد و غیره
sloe gin عرق گندم که دارای اب میوه گوجه باشد
modular construction ساختمان پیش ساخته ساختمان با بلوک پیش ساخته
red reg چیزی که موجب خشم وبرانگیختگی گرد د یکجورزنگ در گندم
wheat germ گیاهک گندم که هنگام اسیاب کردن جدا میشود
washed-out از کارافتاده شسته شده و ساییده شده
washed out از کارافتاده شسته شده و ساییده شده
wrought ساخته
framed ساخته
soi disant خود ساخته
manufactured head سر ساخته شده
paved ford گدار ساخته
hand made ساخته دست
officinal ساخته واماده
i do not have it in me از من ساخته نیست
fecit ساخته است
haniwork دست ساخته
prefabricated پیش ساخته
self-made خود ساخته
irowork اهن ساخته
self made خود ساخته
immature نیم ساخته
makable ساخته شدنی
it is made ساخته میشود
precast پیش ساخته
prefabricate پیش ساخته
ruled surface سطح خط ساخته
artificalism ساخته پنداری
simulated شبیه ساخته
prefabs پیش ساخته
prefab پیش ساخته
made ساخته شده
bamboo ساخته شده از نی
pukka ساخته شده
self constituted خود ساخته
self formed خود ساخته
pucka ساخته شده
bamboos ساخته شده از نی
finished goods کالاهای ساخته شده
high wrought با استادی ساخته شده
marmoreal ساخته شده از مرمر
marmorean ساخته شده از مرمر
modular design مدل پیش ساخته
stanchion ستون پیش ساخته
man made ساخته دست انسان
intermediate product محصول نیم ساخته
man-made ساخته دست انسان
it is made ساخته شده است
unregenerate دوباره ساخته نشده
heparin که در کبد ساخته میشود
tubular ساخته شده ازلوله
blueprints نقشه پیش ساخته
blueprint نقشه پیش ساخته
unregenerated دوباره ساخته نشده
zipgun طپانچه دست ساخته
teacher made test ازمون معلم ساخته
synthetic tar قطران باز ساخته
cellulosic ساخته شده از سلول
semi finished goods کالاهای نیمه ساخته
fabrication کالاهای ساخته شده
build up beam تیر ساخته شده
built up beam تیر ساخته شده
pre cast concrete بتن پیش ساخته
india rubber ساخته شده از لاستیک
india rubbers ساخته شده از لاستیک
pre fabricated پیش ساخته شده
wolframic ساخته شده ازتنگستن
swiple قسمتی از گندم کوب یاخرمن کوب که تاب خورده مستقیمابرگندم فرودمی اید
spar bridge پل ساخته شده ازگرده چوب
icehouse خانه وساختمان ساخته شده از یخ
piragua ساخته شده ازتنه درخت
ice crete بتون یک پارچه یا پیش ساخته
plate girder تیر ساخته شده از تسمه
pinwale ساخته شده ازالیاف باریک
on site concrete بتن ساخته شده در کارگاه
Who has composed this tune? این آهنگ راکی ساخته ؟
sculpturesque ساخته شده بشکل مجسمه
home-made <adj.> در خانه ساخته [تهیه] شده
sapphirine ساخته شده ازیاقوت کبود
modular design مدل ساختمانی پیش ساخته
reed قصب ساخته شده ازنی
alligators ساخته شده ازپوست تمساح
gimmal ساخته شده از حلقههای تودرتو
finish stock موجودی کالای ساخته شده
fictile فرف سفالی ساخته شده از گل
rebuild چیز دوباره ساخته شده
rebuilds چیز دوباره ساخته شده
wickerwork ساخته شده از ترکه سبدسازی
slatted ساخته شده از تکههای باریک
boxes are made of wood جعبه ها از چوب ساخته میشوند
wooden از چوب ساخته شده خشن
half timber ساخته شده از الوار کوتاه
alligator ساخته شده ازپوست تمساح
broadloom ساخته شده درکارگاه وسیع
herbal ساخته شده از علف وگیاه
paisley ساخته شده از پشم نرم کشمیری
one address computer دستور ساخته شده از اپراتور و آدرس
collapsible form work قالب قطعات پیش ساخته بتونی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com