Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (3 milliseconds)
English
Persian
man made
ساخت بشر
man-made
ساخت بشر
Search result with all words
field
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
fielded
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
fields
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
database
مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
databases
مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
confection
ترکیب ساخت
confections
ترکیب ساخت
indexing
زبان ساخت کتابخانه یا اندیس کتاب
indexing
فرآیند ساخت و ذخیره سازی لیستی از رکوردها
slice
ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
slices
ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
built
ساخت
syntheses
ساخت
synthesis
ساخت
construct
ایجاد کردن ساخت
constructed
ایجاد کردن ساخت
constructing
ایجاد کردن ساخت
constructs
ایجاد کردن ساخت
structure
ساخت
structure
ساختار ساخت
structures
ساخت
structures
ساختار ساخت
structuring
ساخت
structuring
ساختار ساخت
robotics
مط العه هوش مصنوعی , برنامه ریزی و سافت مربوط به ساخت رباتها
workmanship
ساخت
workmanship
کار ساخت
forbade
نا مقدور ساخت
manufacture
ساخت
manufacture
عمل اوردن ساخت
manufactured
ساخت
manufactured
عمل اوردن ساخت
manufactures
ساخت
manufactures
عمل اوردن ساخت
structured
ساخت یافته
structured
دارای ساخت
unstructured
بی ساخت
fabrication
ساخت
fabrication
ساختمان طرز ساخت
array
ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
arrays
ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
postscript
زبان استاندارد شرح صفحه ساخت Adobe Systems. حاوی نوع نوشتاری انعط اف پذیر و قابل تغییر است و در چاپگرهای لیزری دیده میشود
postscripts
زبان استاندارد شرح صفحه ساخت Adobe Systems. حاوی نوع نوشتاری انعط اف پذیر و قابل تغییر است و در چاپگرهای لیزری دیده میشود
SOS
Sapphire On Silicon فرایند ساخت تراشههای مجتمع روی لایههای سیلیکان و یاقوت کبود
graft
ساخت وپاخت
grafted
ساخت وپاخت
grafts
ساخت وپاخت
building block
کنده ساخت
building blocks
کنده ساخت
formation
ساخت
sequential
پروتکل ارسال شبکه ساخت شبکه سافت VOVELL برای اجرای ارسال و دریافت شبکه IPX
framework
بسته نرم افزاری ساخت ASHTON-TATE که پردازش کلمه
frameworks
بسته نرم افزاری ساخت ASHTON-TATE که پردازش کلمه
texture
ساخت
textures
ساخت
design
ساخت
design
برنامه ریزی یا رسم چیزی پیش از ساخت یا تولید
designs
ساخت
designs
برنامه ریزی یا رسم چیزی پیش از ساخت یا تولید
performance
ساخت
performances
ساخت
elaborate
ساخت استاد
elaborated
ساخت استاد
elaborates
ساخت استاد
elaborating
ساخت استاد
paper
ماده باریک برای ساخت کتاب یا روزنامه یا صفحات کاغذ کار روزمره
papered
ماده باریک برای ساخت کتاب یا روزنامه یا صفحات کاغذ کار روزمره
papering
ماده باریک برای ساخت کتاب یا روزنامه یا صفحات کاغذ کار روزمره
papers
ماده باریک برای ساخت کتاب یا روزنامه یا صفحات کاغذ کار روزمره
die
قطعه نازک مستطیلی از یک قرص نیمه هادی سیلیکان که به هنگام ساخت مدارهای مجتمع بریده شده یا لایه لایه می گردد
manufacturing
ساخت
loop
ساخت یک قطعه سیم یا نوار به شکل دایره
looped
ساخت یک قطعه سیم یا نوار به شکل دایره
loops
ساخت یک قطعه سیم یا نوار به شکل دایره
privilege
ساخت پردازنده Intel که در حالت محافظت شده است و به برنامه امکان افزودن بخشهای حیاتی محیط عملیات را میدهد
devise
برنامه ریزی یا ساخت یک سیستم
devised
برنامه ریزی یا ساخت یک سیستم
devises
برنامه ریزی یا ساخت یک سیستم
devising
برنامه ریزی یا ساخت یک سیستم
construction
ساخت
constructions
ساخت
generation
ساخت
generations
ساخت
normal
روش ساخت اطلاعات در پایگاه داده برای جلوگیری از افزونگی و بهبود کارایی ذخیره
make
ساختمان ساخت
make
رسیدن به ساخت
make
ساخت ترکیب
makes
ساختمان ساخت
makes
رسیدن به ساخت
makes
ساخت ترکیب
interface
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
production
عمل اوری ساخت
production
ارائه ساخت
production
کنترل ساخت یک محصول
production
سرعت ساخت محصول
production
ساخت مواد برای فروش
productions
عمل اوری ساخت
productions
ارائه ساخت
productions
کنترل ساخت یک محصول
Other Matches
work in process
کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
work in progress
کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
Visual Basic
ابزار برنامه نویسی ساخت ماکروسافت که باعث ساخت برنامههای کاربردی ویندوز به آسانی میشود
os/
سیستم عامل چندکاره برای کامپیوترهای PC ساخت IBM و ماکروسافت که ساخت آن توسط IBM ادامه دارد تا تغییری در ویندوز ماکروسافت باشد
composition
ساخت
make-up
ساخت
making
ساخت
fecit
ساخت
make up
ساخت
conformation
ساخت
invenit
ساخت
compositions
ساخت
manufactory
ساخت
form
ساخت
substandard
بد ساخت
habitus
ساخت
formed
ساخت
forms
ساخت
formatio reticularis
ساخت شبکهای
family structure
ساخت خانواده
home made
ساخت داخلی
group structure
ساخت گروهی
reticular formation
ساخت شبکهای
field strcture
ساخت میدانی
covin
ساخت وپاخت
file structure
ساخت پرونده
factory order
سفارش ساخت
dynamic structure
ساخت پویا
deep structure
ژرف ساخت
agro industry
کشت و ساخت
affect structure
ساخت عاطفه
collusion
ساخت و پاخت
structuralism
ساخت گرایی
home-made
ساخت میهن
collusion
ساخت وپاخت
brand names
علامت ساخت
brand name
علامت ساخت
american make
ساخت امریکایی
block structure
ساخت کندهای
data structure
ساخت داده ها
covinous
ساخت وپاختی
control structure
ساخت کنترل
class structure
ساخت طبقاتی
capital structure
ساخت سرمایه
block structured
با ساخت کندهای
shops
محل ساخت
home made
ساخت بومی
tectonic
زمین ساخت
static structure
ساخت ایستا
simple structure
ساخت ساده
prototyping
ساخت یک نمونه
program structure
ساخت برنامه
production time
زمان ساخت
production cost
ارزش ساخت
production process
روند ساخت
tectonics
زمین ساخت
tree structure
ساخت درختی
unstructured interview
مصاحبه بی ساخت
design and construction
طراحی و ساخت
manufacturing
صنعت ساخت
structuralists
ساخت گرای
structuralist
ساخت گرای
well made
خوش ساخت
power structure
ساخت قدرت
population structure
ساخت جمعیت
manufacturing cost
هزینه ساخت
manufacture process
فراگرد ساخت
manufacture process
فرایند ساخت
manufacture cost
ارزش ساخت
machine made
ساخت ماشین
latent structure
ساخت نهفته
infra structure
زیر ساخت
manufacturing process
فرایند ساخت
manufacturing process
پویش ساخت
market structure
ساخت بازار
phrase structure
با ساخت عبارتی
personality structure
ساخت شخصیت
perceptual structure
ساخت ادراکی
social strcture
ساخت اجتماعی
newmade
تازه ساخت
new buit
تازه ساخت
new built
تازه ساخت
mental structure
ساخت ذهنی
homemade
ساخت میهن
shopped
محل ساخت
reconstitute
تجدید ساخت
assembly
نصب ساخت
reconstituted
تجدید ساخت
rebuilds
تجدید ساخت
shop
محل ساخت
rebuild
تجدید ساخت
reconstituting
تجدید ساخت
reconstitutes
تجدید ساخت
clinker
آجر
[ساخت و ساختمان]
brick-bat
آجر
[ساخت و ساختمان]
man made wealth
ثروت ساخت بشر
man made goods
کالاهای ساخت بشر
Intel
بیتی ساخت intel
make or buy decision
تصمیم به ساخت یاخرید
it occasioned his death
مرگ اورافراهم ساخت
claybrick
آجر
[ساخت و ساختمان]
the lord will provide
خداوسیله خواهد ساخت
brick
آجر
[ساخت و ساختمان]
structured english
انگلیسی ساخت یافته
make-up
ساخت
[سازمانی یا سیستمی]
packaging
ساخت
[سازمانی یا سیستمی]
layout
ساخت
[سازمانی یا سیستمی]
design
ساخت
[سازمانی یا سیستمی]
style
ساخت
[سازمانی یا سیستمی]
structured interview
مصاحبه ساخت دار
structured walkthroughs
بررسیهای ساخت یافته
structural psychology
روانشناسی ساخت گرا
he betray himself
او خودرا رسوا ساخت
glandulation
ترکیب و ساخت غدد
productions
سرعت ساخت محصول
What can't be cured must be endured.
<idiom>
باید سوخت و ساخت.
colluding
ساخت وپاخت کردن
colludes
ساخت وپاخت کردن
clay brick
آجر
[ساخت و ساختمان]
colluded
ساخت وپاخت کردن
collude
ساخت وپاخت کردن
development order
دستور ساخت اماد
reproducibility
قابلیت ساخت یاتولید مجدد
plummet
شاقول
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
construction costs
هزینه های ساخت و ساز
You cannot make bricks without straw.
<proverb>
بى کاه نتوان خشت ساخت .
aircraft company
شرکت ساخت هواپیما
[اقتصاد]
flying facade
[ساخت نیمه چوبی کاذب]
claybrick
آجر سفالی
[ساخت و ساختمان]
clinker
آجر سفالی
[ساخت و ساختمان]
brick-bat
آجر سفالی
[ساخت و ساختمان]
clay brick
آجر سفالی
[ساخت و ساختمان]
weheelbarrow
فرغون
[ساخت و ساختمان]
[ابزار]
cement mixer
بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
concrete mixer
بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
brick
آجر سفالی
[ساخت و ساختمان]
barrow
[wheelbarrow]
فرقون
[ساخت و ساختمان]
[ابزار]
plumbline
شاقول
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
shovel
بیل
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
wheel barrow
فرقون
[ساخت و ساختمان]
[ابزار]
weheelbarrow
فرقون
[ساخت و ساختمان]
[ابزار]
plumb bob
شاقول
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
barrow
[wheelbarrow]
فرغون
[ساخت و ساختمان]
[ابزار]
wheel barrow
فرغون
[ساخت و ساختمان]
[ابزار]
structured programming
برنامه نویسی ساخت یافته
cultigen
گیاه دست ساخت ه بشر
productions
ساخت مواد برای فروش
intermediate stock
موجودی کالاهای درحال ساخت
silk manufactures of home
کالاهای ابریشمی ساخت میهن
file structure
ساخت پرونده ساختمان فایل
chemotrophic treatment
تسویه خوراک ساخت شیمیایی
structures coding
برنامه نویسی ساخت یافته
cmos
طراحی مدار پیچیده و روشهای ساخت
trowel
ماله گچ کاری
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
resample
تغییرتعداد پیکسل ها برای ساخت یک تصویر
complementary metal oxide semiconductor
طرح مدار پیچیده و روش ساخت
did he a the king
ایاشاه رامخاطب ساخت روکردبه شاه
caterpillar bulldozer
بولدوزر
[ساخت و ساختمان]
[وسایل نقلیه]
earthmover
[bulldozer]
بولدوزر
[ساخت و ساختمان]
[وسایل نقلیه]
structured flowchart
نمودار گردش کار ساخت یافته
This car is of Iranian make (manufacture).
این اتوموبیل ساخت ایران است
dozer
[colloquial]
[bulldozer]
بولدوزر
[ساخت و ساختمان]
[وسایل نقلیه]
ready-mix truck
تراک میکسر
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
transit-agitator truck
تراک میکسر
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
transit-truck mixer
تراک میکسر
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
ready-mix truck
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
transit-agitator truck
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
transit-truck mixer
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
cement truck
کامیون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
netware
سیستم عامل شبکه اختصاصی ساخت Novell
audio
پنجرههای با قالب چند رسانهای ساخت میکروسافت
c
استفاده مشابه از کامپیوتر در هر جنبه طراحی و ساخت
brick trowel
ماله آجر کاری
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
smalltalk
زبان برنامه نویس گرا ساخت Xerox
famos
Floating تکنولوژی ساخت دستگاههای ذخیره بار
Iranian goods are usally solid.
جنس ساخت ایران غالبا" محکم است
cement truck
تراک میکسر
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
ascending reticular activating system
دستگاه فعال ساز صعودی ساخت شبکهای
trowel
ماله آجر کاری
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
mason's trowel
ماله آجر کاری
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
bricklayer's trowel
ماله آجر کاری
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
alnico
الیاژی از اهن جهت ساخت اهنربای دائمی
cim
استفاده هماهنگ از کامپیوتر در هر مرحله از طراحی و ساخت
ready-mix truck
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
transit-agitator truck
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
transit-truck mixer
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
cement truck
کامیون بتون مخلوط کن
[ساخت و ساختمان]
[حمل و نقل]
interlace
روش ساخت تصویر روی صفحه تلویزیونی در دو مرحله
business park
[ساخت شرکت تجاری در منطقه ای با چشم انداز طبیعی]
daedalus
نام معماری که ساختمان پرپیچ و خم جزیره کرت را ساخت
COMAL
زبان برنامه نویسی ساخت نیافته مشابه با BASIC
irreversibly
چنانکه نتوان دگرگون یا واژگون ساخت یا لغو نمود
metal oxide semiconductor
طراحی مدار مجتمع و روش ساخت با استفاده جفت تراتریستورهای p و n
aras
system reticularactivating ascendingدستگاه فعال ساز صعودی ساخت شبکهای
Z0
بیتی ساخت Zilog که در کامپیوترهای خیلی قدیمی تر به کار می رفت
built in
وسیلهای که از ابتدای ساخت روی دستگاه سوار شده باشد
Industrialized building
[تکنیک ساخت و معماری ساختمان های صنعتی پیش ساخته]
telephony
سیستم ساخت ماکروسافت ,intel که به PC امکان کنترل تلفن را میدهد
annotations
علاماتی که در ساخت فلوچارت به کار می روند تا توضیحات اضافی نوشته شوند
annotation
علاماتی که در ساخت فلوچارت به کار می روند تا توضیحات اضافی نوشته شوند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com