English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
covinous ساخت وپاختی
Other Matches
work in process کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
work in progress کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
Visual Basic ابزار برنامه نویسی ساخت ماکروسافت که باعث ساخت برنامههای کاربردی ویندوز به آسانی میشود
os/ سیستم عامل چندکاره برای کامپیوترهای PC ساخت IBM و ماکروسافت که ساخت آن توسط IBM ادامه دارد تا تغییری در ویندوز ماکروسافت باشد
manufactures ساخت
composition ساخت
fabrication ساخت
manufactured ساخت
make-up ساخت
making ساخت
constructions ساخت
unstructured بی ساخت
compositions ساخت
fecit ساخت
manufactory ساخت
manufacturing ساخت
performances ساخت
performance ساخت
designs ساخت
design ساخت
textures ساخت
texture ساخت
formation ساخت
make up ساخت
conformation ساخت
invenit ساخت
construction ساخت
manufacture ساخت
synthesis ساخت
syntheses ساخت
built ساخت
structure ساخت
formed ساخت
form ساخت
structuring ساخت
substandard بد ساخت
habitus ساخت
generations ساخت
workmanship ساخت
generation ساخت
forms ساخت
structures ساخت
family structure ساخت خانواده
home made ساخت داخلی
field strcture ساخت میدانی
file structure ساخت پرونده
group structure ساخت گروهی
reticular formation ساخت شبکهای
covin ساخت وپاخت
formatio reticularis ساخت شبکهای
factory order سفارش ساخت
dynamic structure ساخت پویا
agro industry کشت و ساخت
affect structure ساخت عاطفه
collusion ساخت و پاخت
structuralism ساخت گرایی
home-made ساخت میهن
collusion ساخت وپاخت
brand names علامت ساخت
brand name علامت ساخت
american make ساخت امریکایی
block structure ساخت کندهای
deep structure ژرف ساخت
data structure ساخت داده ها
control structure ساخت کنترل
class structure ساخت طبقاتی
capital structure ساخت سرمایه
block structured با ساخت کندهای
shops محل ساخت
home made ساخت بومی
tectonic زمین ساخت
static structure ساخت ایستا
simple structure ساخت ساده
prototyping ساخت یک نمونه
program structure ساخت برنامه
production time زمان ساخت
production cost ارزش ساخت
production process روند ساخت
tectonics زمین ساخت
tree structure ساخت درختی
unstructured interview مصاحبه بی ساخت
design and construction طراحی و ساخت
manufacturing صنعت ساخت
structuralists ساخت گرای
structuralist ساخت گرای
well made خوش ساخت
power structure ساخت قدرت
population structure ساخت جمعیت
grafted ساخت وپاخت
manufacturing cost هزینه ساخت
manufacture process فراگرد ساخت
manufacture process فرایند ساخت
manufacture cost ارزش ساخت
machine made ساخت ماشین
latent structure ساخت نهفته
infra structure زیر ساخت
manufacturing process فرایند ساخت
manufacturing process پویش ساخت
market structure ساخت بازار
phrase structure با ساخت عبارتی
personality structure ساخت شخصیت
perceptual structure ساخت ادراکی
social strcture ساخت اجتماعی
newmade تازه ساخت
new buit تازه ساخت
new built تازه ساخت
mental structure ساخت ذهنی
homemade ساخت میهن
shopped محل ساخت
make ساختمان ساخت
productions ارائه ساخت
building blocks کنده ساخت
building block کنده ساخت
grafts ساخت وپاخت
graft ساخت وپاخت
man-made ساخت بشر
structures ساختار ساخت
structured دارای ساخت
elaborate ساخت استاد
elaborated ساخت استاد
make رسیدن به ساخت
make ساخت ترکیب
makes ساختمان ساخت
makes رسیدن به ساخت
makes ساخت ترکیب
production ارائه ساخت
structure ساختار ساخت
elaborating ساخت استاد
elaborates ساخت استاد
structuring ساختار ساخت
workmanship کار ساخت
structured ساخت یافته
reconstitute تجدید ساخت
assembly نصب ساخت
reconstituted تجدید ساخت
rebuilds تجدید ساخت
forbade نا مقدور ساخت
confection ترکیب ساخت
shop محل ساخت
rebuild تجدید ساخت
man made ساخت بشر
confections ترکیب ساخت
reconstituting تجدید ساخت
reconstitutes تجدید ساخت
clinker آجر [ساخت و ساختمان]
brick-bat آجر [ساخت و ساختمان]
man made wealth ثروت ساخت بشر
fabrication ساختمان طرز ساخت
man made goods کالاهای ساخت بشر
Intel بیتی ساخت intel
make or buy decision تصمیم به ساخت یاخرید
it occasioned his death مرگ اورافراهم ساخت
claybrick آجر [ساخت و ساختمان]
the lord will provide خداوسیله خواهد ساخت
brick آجر [ساخت و ساختمان]
structured english انگلیسی ساخت یافته
make-up ساخت [سازمانی یا سیستمی]
packaging ساخت [سازمانی یا سیستمی]
layout ساخت [سازمانی یا سیستمی]
design ساخت [سازمانی یا سیستمی]
style ساخت [سازمانی یا سیستمی]
structured interview مصاحبه ساخت دار
manufacture عمل اوردن ساخت
manufactured عمل اوردن ساخت
structured walkthroughs بررسیهای ساخت یافته
manufactures عمل اوردن ساخت
structural psychology روانشناسی ساخت گرا
productions عمل اوری ساخت
he betray himself او خودرا رسوا ساخت
constructing ایجاد کردن ساخت
glandulation ترکیب و ساخت غدد
constructed ایجاد کردن ساخت
productions سرعت ساخت محصول
constructs ایجاد کردن ساخت
production عمل اوری ساخت
production کنترل ساخت یک محصول
production سرعت ساخت محصول
productions کنترل ساخت یک محصول
construct ایجاد کردن ساخت
What can't be cured must be endured. <idiom> باید سوخت و ساخت.
colluding ساخت وپاخت کردن
colludes ساخت وپاخت کردن
clay brick آجر [ساخت و ساختمان]
colluded ساخت وپاخت کردن
collude ساخت وپاخت کردن
development order دستور ساخت اماد
reproducibility قابلیت ساخت یاتولید مجدد
plummet شاقول [ابزار] [ساخت و ساختمان]
construction costs هزینه های ساخت و ساز
You cannot make bricks without straw. <proverb> بى کاه نتوان خشت ساخت .
aircraft company شرکت ساخت هواپیما [اقتصاد]
flying facade [ساخت نیمه چوبی کاذب]
claybrick آجر سفالی [ساخت و ساختمان]
clinker آجر سفالی [ساخت و ساختمان]
brick-bat آجر سفالی [ساخت و ساختمان]
clay brick آجر سفالی [ساخت و ساختمان]
weheelbarrow فرغون [ساخت و ساختمان] [ابزار]
cement mixer بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان]
concrete mixer بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان]
brick آجر سفالی [ساخت و ساختمان]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com