English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
pigeon ساده وگول خور
pigeons ساده وگول خور
Other Matches
simple design طرف کف ساده [هرگاه قسمتی و تمام فرش را بصورت ساده و بدون هیچگونه طرحی می بافند. نمونه آن فرش قائنات یا آستان قدس است که فضای بین لچک و ترنج کف ساده و قرمز می باشد.]
basics یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
basic یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
mirror carpet طرح آینه [در این طرح زمینه اصلی فرش بصورت کاملا ساده و بدون هیچ نقش و نگاری بافته شده و تنها از یک یا دو حاشیه ساده استفاده می شود.]
structure با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structures با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structuring با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
simple minded ساده دل
plainest ساده
plains ساده
simplistic ساده
positive ساده
plainer ساده
freestanding ساده
unceremoniously ساده
unceremonious ساده
plain ساده
inexpensive ساده
naif ساده
clodhoppers ساده
taffetized ساده
fructose ساده
clean ساده
cleaned ساده
cleanest ساده
cleans ساده
free spoken ساده گو
fraudless ساده
fanciless ساده
downright ساده
daff ساده دل
charmless ساده
untutored ساده
unaadorned ساده
frugal ساده
unassuming ساده
homespun ساده
unsophisticated ساده
incomposite ساده
incomplex ساده
naive ساده
idiot ساده
idiots ساده
explicit ساده
conversable <adj.> ساده دل
simplex ساده
simplest ساده
simplest ساده دل
semplice ساده
simpler ساده
clodhopper ساده
simpler ساده دل
slick ساده
slickest ساده
unaffected ساده
simple ساده
simple ساده دل
baldly ساده
unmeaning ساده
innocent <adj.> ساده دل
seemly <adj.> ساده دل
good-humored ساده دل
simple hearted ساده دل
plain hearted ساده دل
sheepishly ساده دل
expansive <adj.> ساده دل
artless ساده
simple-hearted <adj.> ساده دل
sheepish ساده دل
simpleminded ساده دل
bald ساده
balder ساده
baldest ساده
basic circuit مدار ساده
credulity ساده لوحی
nincompoops ساده لوح
single bond پیوند ساده
unfigured بی صورت ساده
credulousness ساده لوحی
simplifying ساده سازی
single entry حسابداری ساده
soft eye چشمی ساده
smpleton ساده لوح
cats paw ساده لوح
book keeping by single e. دفترداری ساده
unskilled worker کارگر ساده
booby ساده لوح
sketch طرح ساده
sketch نقشه ساده
underhand service سرویس ساده
navvy کارگر ساده
penny whistle نی لبک ساده
nincompoop ساده لوح
simpletons ساده لوح
lamb ادم ساده
lambs ادم ساده
simpleton ساده لوح
sketches نقشه ساده
simplified ساده شده
simple interest سود ساده
sketches طرح ساده
sketched نقشه ساده
penny whistles نی لبک ساده
navvies کارگر ساده
two time دو حرکت ساده
sketched طرح ساده
sot ساده لوح
simplistic ساده طبع
simple attack حمله ساده
primary cell پیل ساده
simple distillation تقطیر ساده
plain weave بافت ساده
plain rib تیغه ساده
plain paper کاغذ ساده
plain flap فلپ ساده
pick wickian ساده بی تکلف
phonemes صداهای ساده
phoneme صدای ساده
simple eye چشم ساده
perfect gazes گازهای ساده
overhand knot گره ساده
simple correlation همبستگی ساده
simple compression فشار ساده
reducible ساده شدنی
simplex channel مجرای ساده
simpleminded ساده لوح
simple truss خرپای ساده
simple structure ساخت ساده
simple stress تنش ساده
simple shear برش ساده
simple schizophrenia اسکیزوفرنی ساده
simple parry دفاع ساده
simple oscillator نوسانگر ساده
sementem معنی ساده
simple beam تیره ساده
simple beam تیر ساده
simple fraction کسر ساده
natively بطور ساده
naivete ساده لوحی
galah ساده لوح
gaby ساده لوح
frugal food خوراک ساده
free spokenness ساده گویی
flat rate نرخ ساده
simple average میانگین ساده
simplifier ساده کننده
empirical formula فرمول ساده
dupable ساده لوح
single bevel but weld جوش لب به لب "وی " ساده
clean collection وصولی ساده
clean bill of lading بارنامه ساده
gobemouche ساده لوح
gowk ساده لوح
gullibility ساده لوحی
simple magnet مغناطیس ساده
simple mean میانگین ساده
martin ساده لوح
simple minded ساده لوح
simplex transmission مخابره ساده
lamblkin ساده لوح
lamblike ساده لوح
king post truss خرپای ساده
ingenue دختر ساده
infrugal غیر ساده
in plain english به انگلیسی ساده
simplifcation ساده سازی
clean bill برات ساده
goofing ادم ساده
goofed ادم ساده
goof ادم ساده
plain design طرح کف ساده
liquidation ساده سازی
(a) snap <idiom> خیلی ساده
open and shut ساده واضح
noddy ساده لوح
goofs ادم ساده
simple bending خمش ساده
dupes ساده لوح
barer ساده اشکار
duped ساده لوح
dupe ساده لوح
bares ساده اشکار
barest ساده اشکار
baring ساده اشکار
simple-minded ساده لوح
soft headed ساده لوح
naive ساده لوح
candid صاف و ساده
open-and-shut ساده واضح
plain clothes ساده پوش
plain-clothes ساده پوش
simplification ساده سازی
fall guy ساده لوح
fall guys ساده لوح
simplifications ساده سازی
reductions ساده سازی
reduction ساده سازی
ingenuous صاف و ساده
take it easy <idiom> ساده بگیر
oaf ساده لوح
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com