Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
plagiary
سارق اثار ادبی و هنری دیگران
Other Matches
epigone
مقلد اثار ادبی و هنری
plagiarizing
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarist
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarizes
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarized
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarize
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarising
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarises
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarised
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarist
سارق ادبی
vandalized
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalize
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalizing
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalising
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalised
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalises
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
cognoscente
متخصص در اثار هنری عتیقه شناس
vandalizes
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
local colour
نمایش جا و زبان و عادات محلی در اثار ادبی
chef-d'oeuvre
شاهکار ادبی یا هنری
chef d'oeuvre
شاهکار ادبی یا هنری
chefs-d'oeuvre
شاهکار ادبی یا هنری
magnum opus
مهمترین اثر ادبی یا هنری
cool one's heels
<idiom>
به علت بی ادبی دیگران منتظر ماندن
High Renaissance
[سبک معماری دوره رنسانس تا تجدد هنری و ادبی ایتالیا در قرن شانزد میلادی]
scholiast
مفسر مفسر اثار ادبی کهن
encroachment
تخطی به حقوق دیگران یا سرزمین دیگران
encroachments
تخطی به حقوق دیگران یا سرزمین دیگران
thief
سارق
robber
سارق
robbers
سارق
kidnapper
سارق
thieves
سارق
kidnappers
سارق
burglar
سارق منازل
bandits
سارق مسلح
burglars
سارق منازل
bandit
سارق مسلح
fine art
آثار هنری نمایشگاه آثار هنری
The thief surrender himself to the police.
سارق خود را تسلیم پلیس کرد
brigands
سارق مسلح سرباز پیاده سبک اسلحه
brigand
سارق مسلح سرباز پیاده سبک اسلحه
remnant
اثار
remains
اثار
tracks
اثار
remnants
اثار
indications
اثار
track
اثار
tracked
اثار
waifs
اموالی که سارق حین فراربیرون از محل سرقت به جامی گذارد
relativistic effects
اثار نسبیتی
reliquix
اثار باقیمانده
natural phenomena
اثار طبیعی
poetical works
اثار شعری
growth effects
اثار رشد
consequence of a sale
اثار بیع
ancient relics
اثار باستانی
relic
اثار مقدس
relics
اثار مقدس
mammaliferous
دارای اثار پستانداران
juvenilia
اثار دوره جوانی
summa
اثار دانش بشری
reliquix
اثار برگ خشگیده برساقه
physiography
مبحث اثار وپدیدههای طبیعی
time capsule
محفظه محتوی اثار تاریخی وفرهنگی
reliquary
فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
prognostic
وابسته به اثار اتی وپیش بینی مرض
reliquaries
فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
prehistorian
مورخی که اثار ما قبل تاریخ را خوب میداند
archeologic
وابسته به باستان شناسی مربوط بعلم اثار قدیم
artlessness
بی هنری
artistical
هنری
henry
هنری
humanist
دانشجوی رشته انسانیت یا ادبیات و اثار باستانی یونان و روم
objet d'art
چیز هنری
chiyjah
معماری هنری
chiyjah
به سبک هنری
work of art
کار هنری
chujjah
به سبک هنری
mongram
امضای هنری
artistic sense
ذوق هنری
connoisseur
منتقد هنری
inartistic
غیر هنری
henry the f.
هنری اول
henry the f.
هنری یکم
objets d'art
چیز هنری
mh
میلی هنری
millihenry
میلی هنری
chujjah
معماری هنری
studio
کارگاه هنری
works of art
کار هنری
studios
کارگاه هنری
compositions
ترکیب هنری
composition
ترکیب هنری
artistic aptitude
استعداد هنری
atelier
کارگاه هنری
athenaeum
مدرسهء هنری
atheneum
مدرسهء هنری
artist's workshop studio
کارگاه هنری
work
اثارادبی یا هنری
worked
اثارادبی یا هنری
idealism
سبک هنری خیالی
compositions
سرایش قطعه هنری
ballets
رقص ورزشی و هنری
composition
سرایش قطعه هنری
masterstrokes
نازک کاری هنری
masterstroke
نازک کاری هنری
piracy
دزدی هنری یاادبی
artistically
بطور هنرمندانه یا هنری
ballet
رقص ورزشی و هنری
prolusion
اثر هنری مقدماتی
fine art
هر مهارت هنری وفریف
Art Nouveau
مکتب هنری آرنوو
romanticism
مکتب هنری رومانتیک
theft bote
استرداد مال مسروقه ازسارق به این شرط که مال باخته از تعقیب سارق منصرف شود
inartistic
فاقد اصول هنری بی هنر
blazonry
نمایش و جلوه هنری پرشکوه
galleries
نقب اصلی نمایشگاه هنری
potboiler
هنرمند یا کار هنری مبتذل
cubist
وابسته به مکتب هنری کوبیسم
cubistic
وابسته به مکتب هنری کوبیسم
tp perfect oneself in an art
در هنری سرامد یا کامل شدن
gallery
نقب اصلی نمایشگاه هنری
meier art judgement test
ازمون قضاوت هنری مایر
bric-a-brac
[اشیا عتیقه و هنری کوچک]
virtuosi
خوش قریحه دارای ذوق هنری
schmalz
موسیقی یااثر هنری خیال انگیزورویایی
virtuosos
خوش قریحه دارای ذوق هنری
postimpressionism
سبک هنری تجسم عین منافر
Impressionism
سبک هنری امپرسیونیسم یاتئوری هیوم
virtuoso
خوش قریحه دارای ذوق هنری
discourtesy
بی ادبی
churlishness
بی ادبی
clownishness
بی ادبی
belletristic
ادبی
irreverence
بی ادبی
literary
ادبی
misbehaciour
بی ادبی
inurbanity
بی ادبی
literay
ادبی
indecorousness
بی ادبی
impoliteness
بی ادبی
lowliness
بی ادبی
rococo
سبک هنری قرن 81 میلادی عجیب و غریب
sgraffito
تزئینات هنری روی فروف سفالین وغیره
pirating
دزد ادبی
gobbets
گلچین ادبی
skits
هجو ادبی
gobbet
گلچین ادبی
analecta
گلچین ادبی
analecta
قطعات ادبی
analects
گلچین ادبی
plagiarism
دزدی ادبی
skit
هجو ادبی
pirates
دزد ادبی
garlands
گلچین ادبی
pirated
دزد ادبی
anthologies
گلچین ادبی
anthology
گلچین ادبی
reviewer
منقد ادبی
reviewers
منقد ادبی
imagery
تشبیه ادبی
pirate
دزد ادبی
garland
گلچین ادبی
apologias
پوزش ادبی
misbehave
بی ادبی کردن
moral theology
لاهوت ادبی
florilegium
گلچین ادبی
miscellanea
جنگ ادبی
literal interpretation
تفسیر ادبی
literary property
حق مالکیت ادبی
cribs
دزدی ادبی
cribbing
دزدی ادبی
cribbed
دزدی ادبی
crib
دزدی ادبی
misbehaves
بی ادبی کردن
misbehaved
بی ادبی کردن
figure of speech
صنایع ادبی
plagiary
دزدی ادبی
plagiarizer
دزد ادبی
literarily
بطور ادبی
stylistic
ادبی ادیبانه
to misbehave oneself
بی ادبی کردن
misbehaving
بی ادبی کردن
criticism
نقد ادبی
criticisms
نقد ادبی
locus
مثال ادبی
piracy
دزدی ادبی
apologia
پوزش ادبی
outside art
[هنری که خارج از چهارچوب رسمی و فرهنگی اجتماع باشد]
eroticism
تحریک احساسات شهوانی بوسیله تخیل ویابوسایل هنری
architectonics
ساختمان اثر ادبی
textual critic
نقدگر متون ادبی
locus classicus
عبارت نمونه ادبی
criticizing
نقد ادبی کردن
He is courteous ( respectful ).
آدم با ادبی است
textual critic
نقد ادبی متون
textual critic
ناقد ادبی منقد
analects
قطعات ادبی منتخبات
pirates
دزدی ادبی کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com