English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
hill myna سار سیاه وبزرگ اسیایی
Other Matches
splayfoot پای پهن وبزرگ
splayfooted پای پهن وبزرگ
Asians اسیایی
Asian اسیایی
asiatic اسیایی
Young and old. کوچک وبزرگ (همه و همگی )
pugs بینی کوتاه وبزرگ وسرببالا
pug بینی کوتاه وبزرگ وسرببالا
Eurasian اروپایی و اسیایی
Eurasians اروپایی و اسیایی
asian games بازیهای اسیایی
oriental اسیایی خاوری
block letter چاپ نوعی حروف چوبی وبزرگ
falconet باز کوچک اسیایی
tiger lily سوسن بلند اسیایی
limulus خرچنگ نعل اسبی وبزرگ سواحل امریکا
woodcock خروس جنگلی اسیایی و اروپایی
woodwaxen طاوسی پا کوتاه اسیایی و اروپایی
chimere خرقه بدون استین ویا بااستین گشاد وبزرگ
water buffalo گاو میش اهلی شده اسیایی
basalt نوع سنگ چخماق یا اتش نشانی سیاه مرمر سیاه
anlage اساس و پایهء رشد بعدی قسمت کوچکی که بعدا رشدنموده وبزرگ میشود
silhouette نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
silhouettes نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
melanin رنگ سیاه ولکههای سیاه روی پوست
crape نوار ابریشمی سیاه سیاه پوشانیدن
black holes حفره سیاه چاله سیاه
sables رنگ سیاه لباس سیاه
bold face طرح سیاه حرف سیاه
black hole حفره سیاه چاله سیاه
ethiops سیاب سیاه جیوه سیاه
smutted whcat گندم سیاه یا زنگ سیاه
sable رنگ سیاه لباس سیاه
colombo plan طرح ایجاد شده به وسیله وزیران خارجه ملتهای مشترک المنافع بریتانیا در سال 0591 که هدف ان تشریک مساعی درکمک به رشد اقتصادی کشورهای اسیایی جنوب وجنوب شرقی است
black body radiation تابش جسم سیاه پرتو جسم سیاه
paper white monitor صفحه نمایش که متن سیاه را روی صفحه سفید نمایش میدهد و نه مثل متنهای معمولی درخشان روی صفحه سیاه
pitch dark سیاه
blackest سیاه
pitchy سیاه
blacker سیاه
sad coloured سیاه
bogs سیاه اب
blacked سیاه
marsh سیاه اب
bog سیاه اب
sooty سیاه
grimy سیاه
dogwood سیاه ال
ebon سیاه
quagmire سیاه اب
night black سیاه
blacks سیاه
marshes سیاه اب
black سیاه
jetties سیاه
swamping سیاه اب
swamps سیاه اب
jet-black سیاه سیاه
mossy سیاه اب
Negroes سیاه
Negro سیاه
jetty سیاه
swamped سیاه اب
glaucoma اب سیاه
quagmires سیاه اب
swamp سیاه اب
blackbody جسم سیاه
I was put to shame. I was shame-stricken. رو سیاه شدم
stoned سیاه مست
boldface حروف سیاه
black light نور سیاه
bone black عاج سیاه
black level تراز سیاه
black letter حرف سیاه
black lead سرب سیاه
black liqour شربت سیاه
black list لیست سیاه
black list فهرست سیاه
hohlraum جسم سیاه
blackamoor سیاه زنگی
black wash رنگ سیاه
black shortness ترک سیاه
blackcap کاکل سیاه
black short شکستگی سیاه
black sheet ورق سیاه
black propaganda تبلیغات سیاه
blackcock باقرقره سیاه نر
black powder باروت سیاه
black load سرب سیاه
black coffee قهوه سیاه
black gang غلام سیاه
black anneal سیاه گداختن
blach hulled سیاه پوست
bitumen macadam ماکادام سیاه
biotite میکای سیاه
begrime سیاه کردن
blackboard تخته سیاه
aniline black سیاه انیلینی
achromatic سیاه و سفید
caraway زیره سیاه
livers جگر سیاه
liver جگر سیاه
pitch-black خیلی سیاه
pitch black خیلی سیاه
black holes سیاه چال
black hole سیاه چال
black ash خاکستر سیاه
black bile صفرای سیاه
black body جسم سیاه
black finish پوشش سیاه
black eyed سیاه چشم
black diamond الماس سیاه
black cap کلاه سیاه
black brittleness ترک سیاه
black brittleness شکستگی سیاه
black book کتاب سیاه
shame on you! <idiom> رویتان سیاه
black wool پشم سیاه
bottle-dungeon سیاه چال
donjon سیاه چال
blackboards تخته سیاه
scoter مرغابی سیاه
to black out سیاه کردن
to wear willow سیاه پوشیدن
pertussis سیاه سرفه
viper's grass سفورجنه سیاه
wash drawing ابرنگ سیاه
oubliette سیاه چال
nigritian سیاه افریقایی
nigrify سیاه کردن
nigrescent سیاه شونده
water proofed mortar اهک سیاه
nigrescence سیاه شدگی
nigella seed زیر سیاه
nigella seed سیاه دانه
niello مینای سیاه
niello سیاه قلم
niellist سیاه قلم
negrophilism سیاه دوستی
piper nigrum فلفل سیاه
the black sea دریای سیاه
the black race نژاد سیاه
schorl کهربای سیاه
sadly dressed سیاه پوش
sealing coat روکاری سیاه
zonked سیاه مست
sabled سیاه پوش
robed in bleck سیاه پوشیده
robed in bleck سیاه پوش
red cent پول سیاه
quercitron بلوط سیاه
substantia nigra جسم سیاه
sycamine توت سیاه
plumbago سرب سیاه
plumbaginous مانندسرب سیاه
platinum black پلاتین سیاه
tamarack سیاه کاج
negrophil سیاه دوست
negro slave غلام سیاه
negrillo کوتوله سیاه
eriochrome black سیاه اریوکروم
jet-black سیاه شبقی
dunggeon سیاه چال
doit پول سیاه
darky سیاه زنگی
dark coloured سیاه رنگ
d.'s cow سوسک سیاه
crowberry سنگروی سیاه
pissed سیاه مست
Congo یکجورچای سیاه
sozzled سیاه مست
colly سیاه کردن
pertussus سیاه سرفه
chiaroscurist سیاه قلمکار
charbon سیاه زخم
saracen corn گندم سیاه
french wheat گندم سیاه
ethiope سیاه پوست
ethiopian سیاه پوست
ethiops مهجون سیاه
negress زن سیاه پوست
melanuria پیشاب سیاه
melanotic سیاه پوست
melanite لعل سیاه
melanic سیاه پوست
mammy دده سیاه
lampblack سیاه یکدست
kibitka سیاه چادرنمدی
iron mould سیاه کردن
in mourning کثیف سیاه
in mourning سیاه پوش
humus سیاه خاک
black and white سیاه و سفید
heathbird باقرقره سیاه
fuel oil نفت سیاه
black eye چشم سیاه
black eyes چشم سیاه
buck wheat گندم سیاه
black board تخته سیاه
sandstone سنگ سیاه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com