English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
file organization سازمان پرونده
Other Matches
father file پرونده بنیادی پرونده اصلی
sub domain سطح دوم آدرس دهی در اینترنت که مربوط به نام سازمان در یک سازمان بزرگتر است
central treaty organization سازمان پیمان مرکزی سازمان دفاعی متشکل ازایران
secret police سازمان پلیس مخفی سازمان کاراگاهی
ibi Informatics of IntergovermentalBureauسازمانی متشکل از اعضای سازمان ملل UNESCO یانمایندگی سازمان ملل متحد
central treaty organization پاکستان وترکیه که ایالات متحده امریکانیز در ان نظارت دارد و درمانورهایش شرکت میکند .این سازمان به سال 9591تاسیس یافته و دو سازمان دفاعی دیگر غرب یعنی Natoو Seato را به هم متصل میکند
economic and social council شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
international labour organization سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
stable گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stables گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
structuring سازمان سازمان دادن
structures سازمان سازمان دادن
structure سازمان سازمان دادن
apparatus [machinery] سازمان [سازمان اداری ]
dossiers پرونده
dossier پرونده
record پرونده
records پرونده ها
file پرونده
filed پرونده
file structure ساخت پرونده
tape file پرونده نواری
target dossiers پرونده هدفها
frame-up پرونده سازی
volatile file پرونده فرار
logical file پرونده منطقی
file management مدیریت پرونده ها
file name نام پرونده
test file پرونده ازماینده
file management مدیریت پرونده
file mark نشان پرونده
threaded file پرونده نخی
transaction file پرونده تراکنش
static file پرونده ایستا
master file شاه پرونده
sequential file پرونده ترتیبی
fill gap شکاف پرونده
filer پرونده دار
s.c همان پرونده
file system سیستم پرونده ها
random file پرونده تصادفی
file protection حفافت پرونده
policy book پرونده خط مشیها
tag file پرونده برچسب
file number شماره پرونده
system catalog پرونده شاخص
qualification record پرونده خدمتی
sysctlg پرونده شاخص
suspense file پرونده بلاتکلیف
suspense file پرونده معلق
string file پرونده رشتهای
file processing پرونده پردازی
file پرونده ستون
problem file پرونده مسئلهای
disk file پرونده گردهای
document file پرونده اسناد
backup file پرونده پشتیبان
end of file indicator انتهانمای پرونده
event file پرونده رویدادها
amendment file پرونده ترمیمی
direct file پرونده مستقیم
filed پرونده ستون
data file پرونده داده ها
clinical record پرونده بیمارستانی
clinical record پرونده بهداشتی
clinical record پرونده بالینی
dead file پرونده راکد
detail file پرونده جزئیات
card file پرونده کارتی
fiel conversion تبدیل پرونده
active file پرونده فعال
end of file انتهای پرونده
binder کلاسور پرونده
file index فهرست پرونده
file identification هویت پرونده
file handling پرونده گردانی
file gap شکاف پرونده
file label برچسب پرونده
file compatibility همسازی پرونده ها
binders پوشه پرونده
file length درازای پرونده
binders کلاسور پرونده
file maintenance نگاهداشت پرونده ها
binder پوشه پرونده
frame-ups پرونده سازی
evocation احالهء پرونده یادگار
file purging پاک سازی پرونده
evocations احالهء پرونده یادگار
file protect ring حلقه حفافت پرونده
document file پرونده اسناد یکان
automated intelligence file پرونده اطلاعاتی کامپیوتری
end of file mark نشان انتهای پرونده
file activity ratio نسبت فعالیت پرونده
labeled file پرونده برچسب دار
pay records پرونده لیست حقوق
documents پرونده ها [اسناد] [اوراق]
engineering documents پرونده های فناوری
qualification record پرونده مهارت فنی
file layout طرح بندی پرونده
policy file پرونده خط مشیها و دستورات
multireel file پرونده چند حلقهای
file structure ساخت پرونده ساختمان فایل
due in suspense file پرونده درخواستهای منتظردریافت معلق
partitioned file پرونده جزء بندی شده
medical records پرونده پزشکی مدارک بهداشتی
chained file پرونده یا فایل زنجیر شده
file maintenaee اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
to revisit a criminal case [judicial proceedings] یک پرونده جنایی [رسیدگی قضائی] را بازدید کردن
court of record دادگاهی که پرونده و سوابق دعاوی مطروحه را حفظ میکند
certiorari حکم فرستادن پرونده که ازمحکمه بالاتربمحکمه پایین ترابلاغ میشود
target dossiers پرونده اطلاعات جمع اوری شده درمورد هدفهای منطقه
multivolume file نوارمغناطیسی یا فلاپی دیسک جهت نگهداری ان میباشد پرونده چند حجمی
departments سازمان
organizations سازمان
organization سازمان
organisations سازمان
department سازمان
systems سازمان
inst سازمان
institution سازمان
machinery سازمان
activities سازمان
activity سازمان
structuring سازمان
structures سازمان
structure سازمان
system سازمان
organisms سازمان
organism سازمان
planning organization سازمان برنامه
data organization سازمان داده ها
organization chart لوحه سازمان
nonprofit organization سازمان غیرانتفاعی
force structure سازمان یکانها
sensory organization سازمان حسی
labor organization سازمان کارگری
file organization سازمان فایل
unit structure سازمان یکان
social organization سازمان اجتماعی
economic organization سازمان اقتصادی
visual organization سازمان دیداری
United Nations سازمان ملل
task organization سازمان رزمی
labor service سازمان کار
table of organization جدول سازمان
counterintelligence سازمان ضد جاسوسی
organisations سازمان بندی
board of inspection and survey سازمان بازرسی
organizational مربوط به سازمان
physique سازمان بدن
organize سازمان دادن
clandestine سازمان پنهانی
physiques سازمان بدن
organises سازمان دادن
organized سازمان یافته
reorganization تجدید سازمان
organising سازمان دادن
foundation سازمان خیریه
systems مجموعه سازمان
organizations سازمان بندی
organizes سازمان دادن
organization سازمان بندی
charity organization سازمان خیریه
organizing سازمان دادن
tailors سازمان دادن
tailor سازمان دادن
system مجموعه سازمان
task organization سازمان برای رزم
organized سازمان داده شده
reorganization تجدید سازمان کردن
reorganized تجدید سازمان کردن
u.n. سازمان ملل متحد
reorganising دوباره سازمان دادن
reorganising تجدید سازمان کردن
the church e. سازمان قانونی کلیسا
reorganized دوباره سازمان دادن
reorganize دوباره سازمان دادن
reorganize تجدید سازمان کردن
type table نوع جدول سازمان
food and agricultural organization سازمان خواروبار وکشاورزی
reorganizes دوباره سازمان دادن
reorganizes تجدید سازمان کردن
order of battle سازمان نیروهایا یکان
organizes بازار سازمان یافته
Organization of American States سازمان دول امریکایی
organizing بازار سازمان یافته
organized market بازار سازمان یافته
organize بازار سازمان یافته
organising بازار سازمان یافته
organises بازار سازمان یافته
social security organization سازمان تامین اجتماعی
stablishment قسمت نظامی سازمان
hiring hall اژانس یا سازمان کاریابی
direction سازمان دهی یامدیریت
geological survey سازمان زمین شناسی
table of organization and equipment (toe جدول سازمان و تجهیزات
front office سیاستمداران وگردانندگان یک سازمان
reorganizing تجدید سازمان کردن
reorganizing دوباره سازمان دادن
nonprofit organization سازمان غیر انتفاعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com