Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
north atlantic treaty organization (nato
سازمان پیمان اتلانتیک شمالی
Search result with all words
NATO
مخفف ناتو سازمان پیمان اتلانتیک شمالی
Other Matches
brucsels treaty organization
سازمان پیمان بروکسل پیمان دفاعی منعقده بین بلژیک و بریتانیا و فرانسه وهلند و لوکزامبورگ در 8491
central treaty organization
سازمان پیمان مرکزی سازمان دفاعی متشکل ازایران
cento
سازمان پیمان مرکزی
atlantic charter
منشور اتلانتیک
aurora borealis
فجر شمالی سپیده شمالی
beta librae
کفه شمالی زبانی شمالی
northern lights
سپیده شمالی فجر شمالی
northern dawn
سپیده شمالی فجر شمالی
norther
شمالی باد سرد شمالی
sub domain
سطح دوم آدرس دهی در اینترنت که مربوط به نام سازمان در یک سازمان بزرگتر است
secret police
سازمان پلیس مخفی سازمان کاراگاهی
concordat
پیمان دولت با جماعت مذهبی پیمان رسمی میان دو فرقه مذهبی
northen america nebula
ابری امریکای شمالی سحابی امریکای شمالی
ibi
Informatics of IntergovermentalBureauسازمانی متشکل از اعضای سازمان ملل UNESCO یانمایندگی سازمان ملل متحد
central treaty organization
پاکستان وترکیه که ایالات متحده امریکانیز در ان نظارت دارد و درمانورهایش شرکت میکند .این سازمان به سال 9591تاسیس یافته و دو سازمان دفاعی دیگر غرب یعنی Natoو Seato را به هم متصل میکند
economic and social council
شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
international labour organization
سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
stable
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stables
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
structuring
سازمان سازمان دادن
structure
سازمان سازمان دادن
apparatus
[machinery]
سازمان
[سازمان اداری ]
structures
سازمان سازمان دادن
contract
پیمان مقاطعه عقد و پیمان بستن تعهد کردن مقاطعه کردن
boreal
شمالی
norland
شمالی
northern
شمالی
Nordic
شمالی
north
شمالی
northerly
شمالی
arctic
شمالی
this line lies north
این خط شمالی
coronae borealis
اکلیل شمالی
northern dawn
شفق شمالی
corona borealis
اکلیل شمالی
eider
مرغابی شمالی
northwards
قسمت شمالی
papoose
درامریکای شمالی
north star
ستاره شمالی
boreas
باد شمالی
aurora borealis
شفق شمالی
north country
انگلستان شمالی
eider
قوی شمالی
herring gulls
گاکی شمالی
herring gull
گاکی شمالی
moose
گوزن شمالی
elks
گوزن شمالی
elk
گوزن شمالی
northward
قسمت شمالی
kingduck
قوی شمالی
kingduck
مرغابی شمالی
kiffa borealis
کفه شمالی
nordic council
شورای شمالی
first world
امریکای شمالی
Upper Volta
ولتای شمالی
foumart
گربه شمالی
Northern Ireland
ایرلند شمالی
cygni
طایر صلیب شمالی
caribous
گوزن امریکایی شمالی
the north star
ستاره قطبی یا شمالی
caribou
گوزن امریکایی شمالی
yankee doodle
سرباز شمالی امریکا
aurorean
مربوط به نور شمالی
solan
قاز دریای شمالی
caribous
گوزن امریکای شمالی
caribou
گوزن امریکای شمالی
zeta coronae borealis
زتا- اکلیل شمالی
NI
مخفف ایرلند شمالی
alpha coronae borealis
الفا- اکلیل شمالی
tho
اهل تونکن شمالی
gannet
غاز دریای شمالی
niagara nexus
رودخانهای درامریکای شمالی
northwardly
بطرف شمال شمالی
margarita
الفا- اکلیل شمالی
niagaranexus
رودخانهای درامریکای شمالی
auroral
مربوط به نور شمالی
malemute
سگ سورتمه کش امریکای شمالی
malamute
سگ سورتمه کش امریکای شمالی
cygnus
طایر صلیب شمالی
northern lights
نور فجر شمالی
cariboo
گوزن امریکایی شمالی
junco
سهره امریکای شمالی
Gospel side
[قسمت شمالی محراب یا کلیسا]
ice-foot
[دیواره یخ در کنار نواحی شمالی]
coyote
گرگ صحرایی امریکای شمالی
massasauge
مار زنگی امریکای شمالی
lynx
وشق صورت فلکی شمالی
coyotes
گرگ صحرایی امریکای شمالی
mockingbird
مرغ مقلد امریکای شمالی
boreal forest
جنگل سوزنی برگ شمالی
saddle tree
یکجورگل لاله درامریکای شمالی
passenger pigeon
کبوتر وحشی امریکای شمالی
kiffa borealis
زبان شمالی بتا- میزان
horseweed
خزه معمولی امریکای شمالی
copperlndian
سرخ پوست امریکای شمالی
redskin
سرخ پوست امریکای شمالی
redskins
سرخ پوست امریکای شمالی
booby
نوعی قاز دریای شمالی
lynxes
وشق صورت فلکی شمالی
mallemuck
مرغ طوفان اقیانوس منجمد شمالی
eider down
پرنرمی که ازمرغابی شمالی بدست میاید
musquash
موش ابی امریکایی شمالی کرموش
musk rat
موش ابی امریکایی شمالی کرموش
thule
اخرین نقطه شمالی مسکون دنیا
tarheel
اهل استان کارولینای شمالی امریکا
eiderdowns
پرنرمی که از مرغابی شمالی بدست می اید
casbah
محله بومیهای شهرهای شمالی افریقا
eiderdown
پرنرمی که از مرغابی شمالی بدست می اید
musk ox
یکجور گاو عنبر در دریاهای شمالی امریکا
flathead
سرخ پوست امریکای شمالی ماهی سرپهن
indigo bunting
یکجورسهره در امریکای شمالی که نر ان نیلی رنگ است
compass error
جمع انحراف تغییرپذیری وخطای گردش شمالی
snow goose
غاز آمریکای شمالی که پرهای سفیدی دارد.
snow geese
غاز آمریکای شمالی که پرهای سفیدی دارد.
mistral
باد خشک سرد شمالی درجنوب فرانسه
indigo bird
یکجوره سهره در امریکای شمالی که نر ان نیلی رنگ است
hyperborean
ساکن دورترین نقطه شمالی زمین بسیار سرد
reindeer
گوزن شمالی وابسته بدوران کهنه سنگی اروپا
ling
ماهی روغنی اروپای شمالی وامریکا از خانواده gadidae
allying
هم پیمان
pacts
پیمان
act
پیمان
pact
پیمان
acted
پیمان
oath
پیمان
oaths
پیمان
ally
هم پیمان
troth
پیمان
federate
هم پیمان
federated
هم پیمان
federates
هم پیمان
federating
هم پیمان
league
پیمان
leagues
پیمان
confederate
هم پیمان
confederates
هم پیمان
agreement
پیمان
treaties
پیمان
obstriction
پیمان
deed of covenant
پیمان
treaty
پیمان
convenant
پیمان
allegiant
هم پیمان
agreements
پیمان
compaction
پیمان
lague
پیمان
in league
هم پیمان
compacted
پیمان
avows
پیمان
promise
پیمان
testaments
پیمان
vows
پیمان
vow
پیمان
avow
پیمان
promises
پیمان
compact
پیمان
compacting
پیمان
compacts
پیمان
testament
پیمان
avowing
پیمان
covenants
پیمان
vowing
پیمان
covenant
پیمان
vowed
پیمان
handing
پیمان
hand
پیمان
contract
پیمان
allied
هم پیمان
prairie chicken
یکجور با قرقر امریکای شمالی در دره رود میسی سیپی
wampun
خر مهرهای که هندیهای امریکای شمالی بجای زر وزیور بکار می برند
Benin
خور بنین که بخش شمالی خلیج گینه راتشکیل میدهد
glacial epoch
عصریخ :عصری که یخ بیشترنیم کره شمالی راپوشانده بوده است
offensive alliance
پیمان تهاجمی
contract
: پیمان بستن
perfidy
پیمان شکنی
concord
یکجوری پیمان
compacted
پیمان معاهده
contract
کنترات پیمان .
covenants
پیمان بستن
covenant
پیمان بستن
contractors
پیمان کار
purchase notice agreements
پیمان خرید
reneger
پیمان شکن
compacting
پیمان معاهده
abjuration
پیمان شکنی
compacts
پیمان معاهده
abjurer or abjuror
پیمان شکن
perjured
پیمان شکن
compact
پیمان معاهده
peace pact
پیمان صلح
affiance
پیمان ازدواج
perfidiousness
پیمان شکنی
contractor
پیمان کار
renewal of the convention
تجدید پیمان
conspire
هم پیمان شدن
conspired
هم پیمان شدن
faith
دین پیمان
faiths
دین پیمان
conspires
هم پیمان شدن
conspiring
هم پیمان شدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com