English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 170 (8 milliseconds)
English Persian
procreation سازنده زایش
Other Matches
pertubative اشفته سازنده مضطرب سازنده
generations زایش
generation زایش
births زایش
birth زایش
procreator زایش
get زایش تولد
aborning در حال زایش
getting زایش تولد
generable زایش پذیر
natal day روز زایش
gets زایش تولد
net birth rate نرخ خالص زایش
net birth rate اهنگ خالص زایش
crude birth rate نرخ خام زایش
natality تعداد زایش وموالید جدید
psychogenesis ایجاددر اثر فعل وانفعالات درونی منشافعالیت ذهنی روان زایش
instrumentalist سازنده
constituent سازنده
instrumentalists سازنده
producers سازنده
producer سازنده
manufacturers سازنده
builders سازنده
builder سازنده
manufacturer سازنده
constituents سازنده
fomative سازنده
fabricator سازنده
fabricant سازنده
constructor سازنده
concoctor سازنده
wright سازنده
makers سازنده
constructive سازنده
components سازنده
compositors سازنده
compositor سازنده
maker سازنده
component سازنده
qualifier ملایم سازنده
factors سازنده فاکتور
melodist سازنده ملودی
inveigler گمراه سازنده
incorporator یکی سازنده
lutist سازنده عود
irradiative روشن سازنده
interceptive جدا سازنده
qualifiers ملایم سازنده
dispossessor بی بهره سازنده
dissipative پراکنده سازنده
distractive پریشان سازنده
elucidatory روشن سازنده
enslaver بنده سازنده
suppressor موقوف سازنده
composers سازنده مصنف
composer سازنده مصنف
fabricator سازنده وسایل
film developer سازنده فیلم
manifestative اشکار سازنده
manufacturer's agent نماینده سازنده
manufacturers' agent نماینده سازنده
renovator باز نو سازنده
separative جدا سازنده
sonneteer سازنده غزل
subjugator مطیع سازنده
supersessive لغو سازنده
suppressive موقوف سازنده
vitiator تباه سازنده
component جزء سازنده
refrigrative خنک سازنده
qualificatory محدود سازنده
factor سازنده فاکتور
components جزء سازنده
presentive مجسم سازنده
procreator موجد سازنده
purificative پا سازنده تطهیری
refrigerative خنک سازنده
coordinative متناسب سازنده
builders موسس سازنده
ingredient عنصر سازنده
computer manufacturer سازنده کامپیوتر
ingredients عنصر سازنده
lubricates روان سازنده
lubricant روان سازنده
assuror مطمئن سازنده
spoiler فاسد سازنده
restrictive محدود سازنده
lubricating روان سازنده
lubricants روان سازنده
depletive تهی سازنده
deific خدا سازنده
lubricate روان سازنده
lubricated روان سازنده
alterative دگرگون سازنده
builder موسس سازنده
assurer مطمئن سازنده
original equipment manufacturer سازنده تجهیزات اصلی
paper stainer سازنده کاغذهای دیواری
diallist سازنده ساعت افتابی
manufacturers تولید کننده سازنده
mitigatory سبک سازنده مخفف
procurer فراهم سازنده جاکش
producer advertising تبلیغ توسط سازنده
manufacturer تولید کننده سازنده
formative ترکیب کننده سازنده
reflective بازتابنده منعکس سازنده
wright کارگر سازنده نجار
toyer سازنده اسباب بازی
compositions نسبت اجزاء سازنده
composition نسبت اجزاء سازنده
composition نسبت اجزای سازنده
ideologue سازنده ایده ئولوژی
reflectional بازتابنده منعکس سازنده
compositions نسبت اجزای سازنده
purificatory پاک سازنده تطهیری
metrist سازنده نظم وشعر
ceramicist سازنده فروف سفالین
loathful دافع بیرغبت سازنده
indican ماده سازنده نیل
manufacturer's software نرم افزار سازنده
boilermaker سازنده دیگ بخار
boiler maker سازنده دیگ بخار
ceramist سازنده فروف سفالین
elucidative تفسیری روشن سازنده
producers عمل اورنده سازنده باراورنده
spoilsman تباه کننده فاسد سازنده
illusive گمراه کننده مشتبه سازنده
illusory گمراه کننده مشتبه سازنده
self discharging ازاد سازنده نفس خود
carver قلم سنگ تراشی سازنده
honeywell یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
humiliatingly پست سازنده خفیف کننده
perversive گمراه کننده منحرف سازنده
mitigative سبک سازنده تخفیف دهنده
unisys یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
data general corporation سازنده سیستمهای مینی کامپیوتر
detonating محترق شونده منفجر سازنده
wet cooper سازنده چلیک برای مایعات
humiliating پست سازنده خفیف کننده
pictorial تصویر نما مجسم سازنده
pastoralist سازنده شعرهای روستایی چوپان
producer عمل اورنده سازنده باراورنده
assimilator تحلیل برنده همانند سازنده
dry cooper سازنده چلیک برای خشکه بار
control data corporation یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری cyber
digital equipment corporation سازنده انواع سیستمهای مینی کامپیوتر
flag waver مضطرب سازنده تولیدکننده هیجان عمومی
Dec یک سازنده بزرگ سیستمهای مینی کامپیوتر
borland international یک شرکت سازنده نرم افزارهای ریزکامپیوتر
motorola سازنده تجهیزات الکترونیکی شامل ریزپردازنده ها
outriggers اعضای سازنده اولیه حامل قسمت دم هواپیما
leukosis زیاد شدن بافتهای سازنده گویچههای سفید
horner سازنده شانههای شاخی کرنازن شاخ تراش
smokescreen عمل یا حرف گمراه کننده یا مستتر سازنده
metencephalon قسمتی از مغز جنین که سازنده مخچه وبصل النخاع است
free issue materials موادی که خریدار جهت تولیدکالای موردنیاز خود به سازنده میدهد
radio sheck یک سازنده و توزیع کننده تجهیزات الکترونیکی شامل سیستمهای ریزکامپیوتر
parbasis سرودی که دسته تهلیل خوانان بنام سازنده ان وبعنوان تماشاکنندگان میخواند
doa شرح محصولی که به هنگام دریافت از سازنده یا تهیه کننده کار نمیکند
particular lien حق حبس مخصوص حق حبسی است برای فروشنده یا سازنده کالای بخصوص نسبت به ان کالا
third party lease توافقنامهای که بوسیله ان یک شرکت مستقل تجهیزاتی رااز سازنده خریده و به استفاده کننده کرایه میدهد
cost plus contracts به حساب خرید سفارش دهنده وجز فروش سازنده به حساب می اورند
compaq computer corporation شرکت کامپیوتری کامپک شرکت سازنده انواع گوناگون ریزکامپیوتر سازگار باریزکامپیوتر
unbundled اموزش و..... که مستقل از سخت افزارکامپیوتر توسط سازنده سخت افزاری فروخته میشود دسته نشده
disruptive pattern اشکار سازنده هدف استتارشده وسیله اشکار ساختن هدف استتار شده روی صفحه رادار
leukon عناصر سفید خون وسلولهای سازنده انها دودمان سفید خون
cray نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com