Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English
Persian
wet cooper
سازنده چلیک برای مایعات
Other Matches
dry cooper
سازنده چلیک برای خشکه بار
hydro kinetic
وابسته به حرکت مایعات ونیروی محرکه مایعات
plug compatible
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
particular lien
حق حبس مخصوص حق حبسی است برای فروشنده یا سازنده کالای بخصوص نسبت به ان کالا
pertubative
اشفته سازنده مضطرب سازنده
emission
دفع مایعات
viscosity
چسبندگی مایعات
succussion
لرزش مایعات
emissions
دفع مایعات
hosghead
پیمانه مایعات
equilibrium
حد تعادل مایعات
drum
چلیک
casks
چلیک
cask
چلیک
firkin
چلیک
drummed
چلیک
cade
چلیک
hydrostatics
علم تعادل مایعات
wet tank
تانکر حمل مایعات
hydrokinetics
علم جنبش مایعات
buttery
[انبار غذا و مایعات]
aeration
هوا دادن به مایعات
rundlet
واحدگنجایش مایعات قدیمی
runlet
واحدگنجایش مایعات قدیمی
hydraulics
هیدرولیک مکانیک مایعات
strawberry
چلیک خوراکی
hosghead
چلیک بزرگ
gantry
جای چلیک
cooperage
چلیک سازی
kegs
چلیک کوچک
keg
چلیک کوچک
strawberries
چلیک خوراکی
gauntry
جای چلیک
lagvt
تخته چلیک
cooper
چلیک ساز
gantries
جای چلیک
agitator
اسباب بهم زدن مایعات
agitators
اسباب بهم زدن مایعات
pneumercator
شاغول سنجش ارتفاع مایعات
powder kegs
چلیک یابشکه باروت
barrel
چلیک لوله تفنگ
barrels
چلیک لوله تفنگ
powder keg
چلیک یابشکه باروت
phosphate esters
مایعات هیدرولیکی مقاوم در برابراتش و حرارت
hydrometer
الت سنجش وزن ویژه مایعات
hydrometallurgy
استخراج یاتهیه فلزات بوسیله اب یا مایعات
turbulator
اسباب مخصوص بهم زدن مایعات
fluid ounces
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
fluid ounce
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
bail
حلقه دور چلیک سطل
liquid measure
مقیاس اندازه گیری مایعات حجم سنج
fluor
مایعات بدن حیوانات مواد فلورین دار
fluid dram
واحد سنجش مایعات برابر با8/1 اونس مایع
aerostatics
مبحث مطالعهء اجسام ساکن و مایعات و گازها در هوا
adsorption
انقباض گازها و مایعات روی سطوح سخت و جامد
gauger
کسیکه گنجایش چلیک وغیره رامعین میکند
back pressure valve
سوپاپ مخصوص ممانعت ازپس زنش مایعات در داخل لوله
viscosity valve
شیر کنترل در سیستم مایعات که توسط ویسکوزیته سیال فعال میشود
kilderkin
چلیک یابشکه کوچکی معادل نصف یاربع بشکه معمولی
wet stowage
نوعی روش بارگیر مهمات درخودروها با غوطه ور کردن انها در مایعات ضد شعله
parbuckle
طناب دولاکه بان چلیک یاچیزدیگر رامی غلتانند باطناب غلتاندن
polar motion
وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
instrumentalist
سازنده
instrumentalists
سازنده
producer
سازنده
builders
سازنده
fomative
سازنده
wright
سازنده
builder
سازنده
maker
سازنده
manufacturer
سازنده
constituent
سازنده
constituents
سازنده
compositors
سازنده
compositor
سازنده
constructive
سازنده
concoctor
سازنده
producers
سازنده
components
سازنده
constructor
سازنده
fabricator
سازنده
component
سازنده
fabricant
سازنده
manufacturers
سازنده
makers
سازنده
subjugator
مطیع سازنده
purificative
پا سازنده تطهیری
qualificatory
محدود سازنده
builders
موسس سازنده
spoiler
فاسد سازنده
ingredient
عنصر سازنده
ingredients
عنصر سازنده
vitiator
تباه سازنده
renovator
باز نو سازنده
presentive
مجسم سازنده
refrigrative
خنک سازنده
fabricator
سازنده وسایل
suppressor
موقوف سازنده
suppressive
موقوف سازنده
procreator
موجد سازنده
film developer
سازنده فیلم
builder
موسس سازنده
supersessive
لغو سازنده
refrigerative
خنک سازنده
restrictive
محدود سازنده
depletive
تهی سازنده
lubricant
روان سازنده
lubricants
روان سازنده
manufacturer's agent
نماینده سازنده
manifestative
اشکار سازنده
coordinative
متناسب سازنده
composer
سازنده مصنف
deific
خدا سازنده
composers
سازنده مصنف
alterative
دگرگون سازنده
lutist
سازنده عود
separative
جدا سازنده
incorporator
یکی سازنده
distractive
پریشان سازنده
melodist
سازنده ملودی
qualifiers
ملایم سازنده
qualifier
ملایم سازنده
interceptive
جدا سازنده
inveigler
گمراه سازنده
manufacturers' agent
نماینده سازنده
dispossessor
بی بهره سازنده
dissipative
پراکنده سازنده
computer manufacturer
سازنده کامپیوتر
irradiative
روشن سازنده
components
جزء سازنده
assuror
مطمئن سازنده
elucidatory
روشن سازنده
lubricate
روان سازنده
assurer
مطمئن سازنده
factor
سازنده فاکتور
procreation
سازنده زایش
enslaver
بنده سازنده
factors
سازنده فاکتور
lubricated
روان سازنده
sonneteer
سازنده غزل
component
جزء سازنده
lubricates
روان سازنده
lubricating
روان سازنده
reflectional
بازتابنده منعکس سازنده
compositions
نسبت اجزای سازنده
compositions
نسبت اجزاء سازنده
procurer
فراهم سازنده جاکش
reflective
بازتابنده منعکس سازنده
loathful
دافع بیرغبت سازنده
composition
نسبت اجزای سازنده
composition
نسبت اجزاء سازنده
toyer
سازنده اسباب بازی
manufacturer
تولید کننده سازنده
manufacturers
تولید کننده سازنده
manufacturer's software
نرم افزار سازنده
boilermaker
سازنده دیگ بخار
ideologue
سازنده ایده ئولوژی
paper stainer
سازنده کاغذهای دیواری
ceramist
سازنده فروف سفالین
ceramicist
سازنده فروف سفالین
wright
کارگر سازنده نجار
elucidative
تفسیری روشن سازنده
formative
ترکیب کننده سازنده
producer advertising
تبلیغ توسط سازنده
mitigatory
سبک سازنده مخفف
metrist
سازنده نظم وشعر
purificatory
پاک سازنده تطهیری
indican
ماده سازنده نیل
original equipment manufacturer
سازنده تجهیزات اصلی
boiler maker
سازنده دیگ بخار
diallist
سازنده ساعت افتابی
carver
قلم سنگ تراشی سازنده
unisys
یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
honeywell
یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
pictorial
تصویر نما مجسم سازنده
pastoralist
سازنده شعرهای روستایی چوپان
mitigative
سبک سازنده تخفیف دهنده
illusory
گمراه کننده مشتبه سازنده
detonating
محترق شونده منفجر سازنده
humiliatingly
پست سازنده خفیف کننده
humiliating
پست سازنده خفیف کننده
data general corporation
سازنده سیستمهای مینی کامپیوتر
illusive
گمراه کننده مشتبه سازنده
perversive
گمراه کننده منحرف سازنده
self discharging
ازاد سازنده نفس خود
spoilsman
تباه کننده فاسد سازنده
producer
عمل اورنده سازنده باراورنده
assimilator
تحلیل برنده همانند سازنده
producers
عمل اورنده سازنده باراورنده
borland international
یک شرکت سازنده نرم افزارهای ریزکامپیوتر
Dec
یک سازنده بزرگ سیستمهای مینی کامپیوتر
flag waver
مضطرب سازنده تولیدکننده هیجان عمومی
motorola
سازنده تجهیزات الکترونیکی شامل ریزپردازنده ها
digital equipment corporation
سازنده انواع سیستمهای مینی کامپیوتر
control data corporation
یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری cyber
smokescreen
عمل یا حرف گمراه کننده یا مستتر سازنده
leukosis
زیاد شدن بافتهای سازنده گویچههای سفید
horner
سازنده شانههای شاخی کرنازن شاخ تراش
outriggers
اعضای سازنده اولیه حامل قسمت دم هواپیما
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com