English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
physiological clock ساعت فیزیولوژیکی
Other Matches
sundial ساعت خورشیدی ساعت شمسی ساعت فلی
sundials ساعت خورشیدی ساعت شمسی ساعت فلی
physiological age سن فیزیولوژیکی
physiological فیزیولوژیکی
physiological gradient شیب فیزیولوژیکی
physiological limit کران فیزیولوژیکی
physiological psychology روانشناسی فیزیولوژیکی
physiological time زمان فیزیولوژیکی
physiological zero صفر فیزیولوژیکی
Look at the watch. نگاه کنید به ساعت [مچی] ببینید ساعت چند است.
zone time وقت یا ساعت منطقهای سیستم ساعت 42 ساعتی جهانی
By my watch it's five to nine. طبق ساعت [مچی] من ساعت پنج دقیقه به نه است.
My curfew is at 11. من ساعت ۱۱ باید خانه باشم. [چونکه پدر و مادر اجازه نمی دهند از آن ساعت به بعد]
spindles دسته کوک ساعت رقاصک ساعت
spindle دسته کوک ساعت رقاصک ساعت
standard time ساعت بین المللی ساعت استاندارد
He arrives at 4 O'clock instead of 3 O'clock. او [مرد] عوض ساعت ۳ ساعت ۴ می آید.
rem مقدار تابش یونیزه کننده که در صورت جذب توسط یک جسم همان تاثیرات فیزیولوژیکی را که یک رونتگن اشعه ایکس یاتابشهای گاما دارند خواهدداشت
coriolis effect پاسخهای فیزیولوژیکی شخصی که داخل یک محفظه در حال دوران در هر جهت بجز جهت موازی با محورهادرحال حرکت است
synchronous ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دو وسیله با یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسالی هم سان با سیگنال ساعت است
clockwise مطابق گردش عقربه ساعت در جهت عقربه ساعت
o'clock ساعت از روی ساعت
transmission وسایل ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دویی یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسال شده با سیگنال ساعت سنکرون شده است
transmissions وسایل ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دویی یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسال شده با سیگنال ساعت سنکرون شده است
watched ساعت
watching ساعت
watches ساعت
timepiece ساعت
ticker ساعت
timŠepiece ساعت
by my watch ساعت من
watch ساعت
clock ساعت
clocks ساعت
clock generator ساعت زا
clk ساعت
Every so often . Every hour on the hour. دم به ساعت
timepieces ساعت
self-esteem ساعت
hourly ساعت به ساعت
horologii ساعت
in hour's time دو ساعت
zero hour ساعت س
horologe ساعت
maypop گل ساعت
timepiece ساعت
horologium ساعت
time-piece ساعت
ticker [colloquial] [watch] ساعت
clock ساعت
hour ساعت
hours ساعت
clocks ساعت ها
oclock ساعت
passion flower گل ساعت
h hour ساعت س
hour ly ساعت به ساعت
passionflower گل ساعت
system time ساعت سیستم
shot clock ساعت مسابقه
solar time ساعت شمسی
ampere hour امپر ساعت
at eight o'clock در ساعت هشت
sandglass ساعت ریگی
balance wheel رقاص ساعت
atomic clock ساعت اتمی
sun dial ساعت افتابی
alarum clock ساعت شماطهای
alarum ساعت زنگی
sundial ساعت افتابی
kwh کیلووات- ساعت
sundials ساعت افتابی
time clock گاه ساعت
lights out ساعت خواب
the watch is warranted خوبی ساعت
hourglass ساعت ریگی
hourglasses ساعت ریگی
hourglasses ساعت شنی
man hour نفر ساعت
hourglass ساعت شنی
the two o'clock d. توزیع ساعت دو
internal clock ساعت داخلی
in the space of an hour بفاصله یک ساعت
ampere hour امپر- ساعت
business hours ساعت اداری
hour glass ساعت ریگی
clock work چرخهای ساعت
real time clock ساعت بلادرنگ
horary ساعت بساعت
hand glass ساعت شنی
half hour نیم ساعت
quarter hour ربع ساعت
pph تعدادصفحه در ساعت
mean time ساعت متوسط
moon dial ساعت مهتابی
navy time ساعت دریایی
game clock ساعت ورزشگاه
four o'clock ساعت چهار
electric clock ساعت الکتریکی
dutchmans یکجور گل ساعت
horology ساعت سازی
clock speed سرعت ساعت
watchmaker ساعت ساز
business hours ساعت کاری
man hours نفر در ساعت
by my watch مطابق ساعت من
capped watch ساعت شکاری
shooting ckock ساعت مسابقه
chess clock ساعت شطرنج
shipper اهرم ساعت
sext عبادت ساعت 21
civil time ساعت محلی
civil time ساعت معمولی
sext نماز ساعت شش
clock maker ساعت ساز
horologer ساعت ساز
watch maker ساعت ساز
digital clock ساعت رقمی
wall clock ساعت دیواری
face of the clock صفحه ساعت
clock ساعت ورزشگاه
clocks ساعت ورزشگاه
We will come at 8. ما ساعت 8 میاییم.
Face of the watch . صفحه ساعت
8 oclock sharp . On the stroke of 8. سر ساعت هشت
rush-hour ساعت شلوغی
rush-hour ساعت پرمشغله
passion fruit میوهی گل ساعت
pocket watch ساعت جیبی
clockhand عقربه [ساعت ...]
hand عقربه [ساعت ...]
clockwise درجهت ساعت
clockwise در جهت ساعت
watchband بند ساعت
watchbands بند ساعت
striker ساعت زنگی
solarium ساعت افتابی
solariums ساعت افتابی
kilowatt hours کیلووات در ساعت
kilowatt hour کیلووات در ساعت
hrs مخفف ساعت
universal time ساعت جهانی
w.h. وات ساعت
watch case قاب ساعت
watch glass شیشه ساعت
watt hour وات ساعت
watch glss شیشه ساعت
watchcase جعبه ساعت
watchcase قاب ساعت
alarm clock ساعت شماطهای
alarm clocks ساعت شماطهای
watch test ازمون ساعت
wristwatches ساعت مچی
wristwatch ساعت مچی
strikers ساعت زنگی
wrist watch ساعت مچی
fob زنجیر ساعت
watch key کلید ساعت
zulu time ساعت گرینویچ
biological clock ساعت زیستی
wristlet بند ساعت
daylight saving time ساعت تابستانی
wristlet watch ساعت مچی
hr مخفف ساعت
tower clock برج ساعت
military clock ساعت یا وقت نظامی
to carry a watch ساعت همراه داشتن
around 3 in the morning تقریبا ساعت ۳ صبح
time orderly نگهبان اعلام ساعت
lock spring قاب ساعت فنری
little hand عقربه کوچک [ساعت]
to set the clock forward ساعت را جلو آوردن
to carry a watch ساعت دربغل گذاشتن
man hour یک ساعت کار یک کارگر
toa one the time ساعت راازکسی پرسیدن
minute glass ساعت ریگی دقیقهای
the hour has struck زنگ ساعت زده شد
watt hour meter وات ساعت متر
stem winder ساعت دسته کوک
working day ساعت کار روزانه
wrislet بند ساعت مچی
in time <idiom> قبل از ساعت مقرر
sanchin dachi ایستادن ساعت شنی
What time is it?What time do you have? ساعت چند است
Greenwich Mean Time معیار ساعت گرینویچ
stem winding ساعت دسته کوک
stop watch ساعت وقت گذاری
that watch is a good t. k ان ساعت خوب کارمیکند
rush-hour traffic ساعت شلوغی ترافیک
set the clock ساعت را تنظیم کردن
strap [watchstrap] دستبند ساعت مچی
watt hour meter وات- ساعت سنج
mph مخفف مایل در ساعت
nut چرخ دنده ساعت
clock calendar board تخته ساعت / تقویم
hour hands عقربه ساعت شمار
zero hour ساعت شروع عملیات
watching ساعت جیبی و مچی
watches ساعت جیبی و مچی
counterclockwise در خلاف عقربههای ساعت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com