English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
word salad سالاد کلمات
Other Matches
speeches بررسی کلمات صحبت به طوری که کامپیوتر کلمات و دستورات را تشخیص دهد
speech بررسی کلمات صحبت به طوری که کامپیوتر کلمات و دستورات را تشخیص دهد
semantics 1-بخشی از زبان که مربوط به معنای کلمات بخشهای کلمات یا ترکیبات آنهاست . 2-
slices ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
slice ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
spellchecker لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود
spelling checker لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود
french dressing سس سالاد
salad سالاد
salads سالاد
coleslaw سالاد کلم
fruit salad سالاد میوه
acetarious مربوط به سالاد
slaw سالاد کلم
potato salad سالاد سیب زمینی
French dressing چاشنی سالاد فرانسوی
acetarious سبزیهای مخصوص سالاد
salad dressings چاشنی وادویه مخصوص سالاد
salad dressing چاشنی وادویه مخصوص سالاد
witloof انواع کاسنی مخصوص سالاد
dictionaries 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionary 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
to dress [salad] چاشنی زدن [آرایش دادن ] [سالاد]
to dress a salad with mayonnaise مزین کردن [ترتیب دادن ] سالاد با مایونز
salmagundi سالاد پیاز داغ وتخم مرغ وماهی
macedoine مخلوطی ازسبزیجات پخته که در سالاد یاروی لرزانک وامثال ان بکارمیرود
beansprouts جوانهی سویا و یا لوبیای مانگ که در سالاد و خوراکهای چینی به کار برده میشود
beansprout جوانهی سویا و یا لوبیای مانگ که در سالاد و خوراکهای چینی به کار برده میشود
VIP مخفف کلمات
the f. words کلمات زیرین
i ran the words through ان کلمات را خط زدم
code word کلمات رمزی
VIPs مخفف کلمات
code words کلمات رمزی
addressing و کلمات افست
shan't مخفف کلمات not shall
verbalist منقد کلمات
apothegm کلمات قصار
contents کلمات یک نامه
play on words <idiom> بازی با کلمات
word of mouth کلمات مصطلح
terminology کلمات فنی
control words کلمات کنترلی
terminologies کلمات فنی
declension صرف کلمات
logion کلمات قصار
spate سیل کلمات
she'd مخفف کلمات had sheوwould she
jive کلمات بیهوده واحمقانه
opposites test ازمون کلمات متضاد
malapropism سوء استعمال کلمات
in so many words با عین این کلمات
permutation table جدول کلمات رمز
jives کلمات بیهوده واحمقانه
jiving کلمات بیهوده واحمقانه
phonics تلفظ وهجاهای کلمات
phonetic alphabet کلمات قراردادی مخابراتی
jived کلمات بیهوده واحمقانه
charade جدول کلمات متقاطع
word square جدول کلمات متقاطع
wordage کلمات واژه بندی
delete بریدن کلمات یک متن
Acrimonious words کلمات تلخ و نیشدار
deleted بریدن کلمات یک متن
deletes بریدن کلمات یک متن
deleting بریدن کلمات یک متن
aphorize کلمات قصار گفتن
padding کلمات یارکوردهای ساختگی
crossword puzzle جدول کلمات متقاطع
voder یک ترکیب کننده کلمات
prowords کلمات جلوی جملات
reserved words کلمات ذخیره شده
euphony خوش اهنگی کلمات
anastrophe تعویض کلمات یک عبارت
end spell خاتمه کلمات رمز
aphorism پند کلمات قصار
aphorisms پند کلمات قصار
helminth کلمات پیشوندیست بمعنی کرم
helmintho کلمات پیشوندیست بمعنی کرم
acephalo که با کلمات دیگر ترکیب میشود
awol مخفف کلمات leave absentwithout
wpm تعداد کلمات دردقیقه inute
posy کلمات حک شده بر انگشتری دسته گل
sweet words (voice,sleep کلمات ( صدا خواب )شیرین
anastrophe قلب عبارت کلمات مقلوب
epigrammatic وابسته به لطیفه و کلمات قصار
gulps گروهی از کلمات معمولا دو بایت
lip-read کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
semantics معنای کلمات یا نشانها در برنامه ها
gulping گروهی از کلمات معمولا دو بایت
gulped گروهی از کلمات معمولا دو بایت
gulp گروهی از کلمات معمولا دو بایت
lip read کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
SOS مخفف کلمات ship our save
syllabary فهرست سیلاب یا هجاهای کلمات
headers کلمات در بالای صفحه متن
header کلمات در بالای صفحه متن
posies کلمات حک شده بر انگشتری دسته گل
oxymoron استعمال کلمات مرکب ضدونقیض
talk down to someone <idiom> از کلمات ساده استفاده کردن
heading کلمات ابتدای هر صفحه متن
oxymoron استعمال کلمات مرکب متضاد
headings کلمات ابتدای هر صفحه متن
word تعداد کلمات در فایل یا متن
lip-reads کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
worded تعداد کلمات در فایل یا متن
navigation چند رسانهای با کلمات کلیدی
A dictionary tell you what words mean . فرهنگ زبان معنی کلمات را میدهد
diabol کلمات پیشوندیست بمعنی "شیطان " و " شیطانی "
diabolo کلمات پیشوندیست بمعنی "شیطان " و " شیطانی "
kilo واحد اندازه گیری کلمات کامپیوتری
cardi کلمات پیشوندی بمعنی >دل < یا >قلب < است
cardio کلمات پیشوندی بمعنی >دل < یا >قلب < است
cardia کلمات پیشوندی بمعنی >دل < یا >قلب < است
epexegesis کلمات افزوده شده برای توضیح
speech تولید کلمات صوتی با بررسی صدا
slobbering تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
slobbered تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
slobber تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
wac حروف اول کلمات armycorps s"women
phonemics علم شناسایی تلفظ کلمات وصداها
speeches صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
speeches تولید کلمات صوتی با بررسی صدا
speech صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
slobbers تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
chain مجموعهای از کلمات که هر کلمه مشتق شده
lipreading فهم کلمات از راه حرکات لب لب خوانی
chains مجموعهای از کلمات که هر کلمه مشتق شده
kilos واحد اندازه گیری کلمات کامپیوتری
purists شخصیکه در استعمال کلمات صحیح وسواس دارد
purist شخصیکه در استعمال کلمات صحیح وسواس دارد
syllabary جدول راهنمای تلفظ هجاهای مقطع کلمات
colons که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
colon که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
keying material مواد موردلزوم برای رمز کردن کلمات
diachrony تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
logograph واژه یا علامت یا حرفی که مخفف کلمات یا کلمهای باشد
logogram واژه یا علامت یا حرفی که مخفف کلمات یا کلمهای باشد
wordprocessing شرکت متخصص در پردازش کلمات برای شرکتهای دیگر
cunclude تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
hyphenation تنظیم خط وط با پهنای مشخص به تقسیم کلمات طولانی در انتهای هر خط به درستی
edited کلمات دستوری و دستور العملی که در هنگام ویرایش به کار می روند
acronym کلمه ای که از حرف اول کلمات دیگری ترکیب شده باشد
languages سیستم کلمات و نشانه ها که امکان ارتباط با کامپیوترها را فراهم میکند.
worded کلمات داده ارسالی در امتداد باس موازی یکی پس از دیگری
kyrie دعای مناجاتی که با کلمات >ای خداوند بر مارحم فرما<اغاز میشود
aligns ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
align ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
aligning ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
edit کلمات دستوری و دستور العملی که در هنگام ویرایش به کار می روند
aligned ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
language سیستم کلمات و نشانه ها که امکان ارتباط با کامپیوترها را فراهم میکند.
VRML سیستمی که به سازندگان امکان ایجاد کلمات سه بعدی در صفحه وب میدهد
word کلمات داده ارسالی در امتداد باس موازی یکی پس از دیگری
achromat کلمات پیشوندی است یونانی مشتق از کلمهء achromatos بمعنی
achromato کلمات پیشوندی است یونانی مشتق از کلمهء achromatos بمعنی
thirty two bit system سیستم ریز کامپیوتر یا CPU که داده را در کلمات سی و دو بیتی کنترل میکند
serial کلمات داده که یکی پس از دیگری روی باس موازی ارسال می شوند
serials کلمات داده که یکی پس از دیگری روی باس موازی ارسال می شوند
shares پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
shared پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
acronyms کلمه ایکه از حرف اول کلمات دیگری ترکیب شده باشد
share پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
hypermedia متن با کلمات کلیدی خاص که قادر به نمایش تصویر و صوت باشد
alliterate اوردن کلمات با صدای مترادف مثل :sun the was whensoft season summer in
list لیستی از کلمات که استفاده نمیشوند یا برای جستجوی در فایل به کار نمیروند
linguistics علم السنه واشتقاق لغات وساختمان وترکیب کلمات وصرف ونحو لسانیات
names لیست کلمات رزرو و دستورات در یک زبان و آدرس ها در کامپیوتر که به آنها مربوط می شوند
kwic روش شاخص بندی اطلاعات توسط کلمات یا عبارات از قبل تعیین شده
anagram مقلوب تشکیل لغت یا جملهای ازدرهم ریختن کلمات یالغات جملهء دیگر
serials ارسال بیتهای جداگانه که کلمات داده را می سازند.روی خط سیگنال در واحد زمان
name لیست کلمات رزرو و دستورات در یک زبان و آدرس ها در کامپیوتر که به آنها مربوط می شوند
serial ارسال بیتهای جداگانه که کلمات داده را می سازند.روی خط سیگنال در واحد زمان
anagrams مقلوب تشکیل لغت یا جملهای ازدرهم ریختن کلمات یالغات جملهء دیگر
justifies تغییر فضای بین کلمات یا حروف در متن به طوری که حاشیه راست و چپ مستقیم شود
justify تغییر فضای بین کلمات یا حروف در متن به طوری که حاشیه راست و چپ مستقیم شود
voice توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
voices توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
voicing توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
interword spacing فضای متغیر بین کلمات متن برای اینکه خط وط وسط و مرتب قرار گیرند
microprocessor UPC با کلمات با اندازه بزرگ که با اتصال یک عدد با بلاکهای سایز کوچک ساخته میشود
central که برای تولید کلمات بزرگ CPU با استفاده از روش ها تقسم بیت به کار می رود
microprocessors UPC با کلمات با اندازه بزرگ که با اتصال یک عدد با بلاکهای سایز کوچک ساخته میشود
acr میباشدو با کلمات ترکیب میشودمانند: Acro-Carpous که بمعنی " دارای میوه در راس " است
acro میباشدو با کلمات ترکیب میشودمانند: Acro-Carpous که بمعنی " دارای میوه در راس " است
justifying تغییر فضای بین کلمات یا حروف در متن به طوری که حاشیه راست و چپ مستقیم شود
nomenclature سیستم از پیش تعریف شده برای انتساب کلمات و نشانه ها به اعداد یا اصط لاحات
word star یک برنامه پردازش کلمه مشهور که شامل هجی کردن کلمات و ویژگی ادغام پستی استacrostic
intercharacter spacing خصوصیت کلمه پرداز که حاوی فضاهای متغیر بین کلمات است تا خط در وسط قرار گیرد
thesauruses فایلی که حاوی کلمات هم معنی با کلمهای است که در متن در صورت دیکته غلط جایگزین شود
phonetician متخصص استعمال علائم وحروف خاصی برای نشان دادن طرزتلفظ کلمات صوت شناس
thesaurus فایلی که حاوی کلمات هم معنی با کلمهای است که در متن در صورت دیکته غلط جایگزین شود
justifies تقسیم کلمات بزرگ به درستی به طوری که در انهای خط نصف شوند تاحاشیه سمت راست مستقیم شود
text پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
justify تقسیم کلمات بزرگ به درستی به طوری که در انهای خط نصف شوند تاحاشیه سمت راست مستقیم شود
texts پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
justifying تقسیم کلمات بزرگ به درستی به طوری که در انهای خط نصف شوند تاحاشیه سمت راست مستقیم شود
tabulator بخشی از ماشین تایپ یا کلمه پرداز که کلمات و اعداد رابه صورت خودکار در ستون هایی قرار میدهد
string سری از حروف به ترتیب الفبا- عددی یا کلمات که تغییر کرده اند و به عنوان واحد مجزا درکامپیوتر به کار می روند
flash card ورقهای که روی ان کلمات یااعداد یا تصاویری نوشته شده و معلم انرا برای زمان کوتاهی بشگردان نشان میدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com