English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English Persian
scheme سامان سازی
schemed سامان سازی
schemes سامان سازی
Other Matches
orderless بی سامان
repose سامان
unsettled بی سامان
mask الگو سامان
furniture سامان اسباب
reintegrate سر و سامان دادن
anarchist سامان ستیز
masks الگو سامان
anarchism سامان ستیزی
furnisher تهیه کننده سامان واثاثیه
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
irritancy پوچ سازی باطل سازی
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
frustrations خنثی سازی محروم سازی
frustration خنثی سازی محروم سازی
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
Indeo فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
individualized تک سازی
individualizes تک سازی
individualises تک سازی
stylization مد سازی
padding له سازی
local anasthesia سر سازی
individualization تک سازی
individuation تک سازی
bridge building پل سازی
bridgework پل سازی
compaction تو پر سازی
retortion کج سازی
repk lection پر سازی
individualize تک سازی
individualising تک سازی
flection خم سازی
individualised تک سازی
retortion خم سازی
pavements کف سازی
idolization بت سازی
pavement کف سازی
truncation بی سر سازی
individualizing تک سازی
deflexion خم سازی
flooring کف سازی
machine building ماشین سازی
microminiaturization ریز سازی
materialization مادی سازی
machicolation مزغل سازی
maximization بیشینه سازی
mealing نرم سازی
liquefaction ابگونه سازی
levigation نرم سازی
seduction گمراه سازی
manumission ازاد سازی
industrialization صنعتی سازی
magnifcation بزرگ سازی
insulating عایق سازی
pacification ارام سازی
exclusion محروم سازی
fading محو سازی
insulate عایق سازی
neutralization بی اثر سازی
malting مالت سازی
neutralization خنثی سازی
enrichment غنی سازی
humanization مردمی سازی
nationalization ملی سازی
insulates عایق سازی
inspissation غلیظ سازی
secretion پنهان سازی
synchronizing همزمان سازی
integration مجتمع سازی
cooling خنک سازی
doping ناخالص سازی
miniaturization کوچک سازی
substructures زیر سازی
metabolic سوخت و سازی
illumination روشن سازی
intensification پر قوت سازی
conditioning شایسته سازی
tuning میزان سازی
overturns واژگون سازی
overturned واژگون سازی
overturn واژگون سازی
illuminations روشن سازی
substructure زیر سازی
brewing ابجو سازی
equating هم ارز سازی
irreticence فاش سازی
refreshments تازه سازی
refreshment تازه سازی
strangling خفه سازی
lamponery هجونامه سازی
lancination مجروح سازی
lancination پاره سازی
landscape painting منظره سازی
lapidation سنگسار سازی
lapidification سنگ سازی
wearisomeness کسل سازی
irksomeness کسل سازی
invalidation باطل سازی
reclamation اباد سازی
bedding ثابت سازی
bedding محکم سازی
bedding کف سازی بسترسازی
beautification زیبا سازی
bookbinding کتاب سازی
fitting جفت سازی
formulation قاعده سازی
inurement معتاد سازی
latticing شبکه سازی
reductions ساده سازی
reduction ساده سازی
roofing سقف سازی
implementation پیاده سازی
paralysation فلج سازی
paralyzation فلج سازی
pattern making نمونه سازی
pattern making مدل سازی
forgery صورت سازی
panification نان سازی
paneling قاب سازی
panel work تنکه سازی
simulation فاهر سازی
simulation شبیه سازی
coking chamber اطاقک کک سازی
ostosis استخوان سازی
notification اگاه سازی
relocation جابجا سازی
overconditioning پرشرطی سازی
paling نرده سازی
forgery سند سازی
abbreviation کوته سازی
replacements جانشین سازی
replacement جانشین سازی
pilework foundation پی سازی با شمع
extinction خاموش سازی
pimpling حباب سازی
plasticization نرم سازی
popularization محبوب سازی
vaporization بخار سازی
abbreviations کوته سازی
separating جدا سازی
mutilation معیوب سازی
forgeries صورت سازی
forgeries سند سازی
solutions چاره سازی
solution چاره سازی
stripping برهنه سازی
pedogenesis جلگه سازی
peneplanation دشت سازی
perpetuation جاودان سازی
curtailment کوتاه سازی
precipitousness work خلاصه سازی
simulation همانند سازی
microsoft بهنگام سازی
mystification گیج سازی
rejuvenation جوان سازی
depletion تهی سازی
displacement جانشین سازی
packing فشرده سازی
mythopoetic اساطیر سازی
withdrawal رها سازی
nest building لانه سازی
wording عبارت سازی
mutualization دو طرفه سازی
arching طاق سازی
smoothing صاف سازی
minimalization کمینه سازی
minimization کمینه سازی
miseenscene صحنه سازی
modeller قالب سازی
mortar mixing ملات سازی
milling ارد سازی
assimilation همگون سازی
assimilation درون سازی
municipalize شهر سازی
optimality بهینه سازی
networking شبکه سازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com