Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 111 (8 milliseconds)
English
Persian
lull
ساکت شدن
lulled
ساکت شدن
lulling
ساکت شدن
lulls
ساکت شدن
Search result with all words
sockets
ساکت
imperturbable
خونسرد ساکت
quiet
ساکت کردن
quietest
ساکت کردن
sh
ساکت
still
خاموش ساکت
still
ساکت کردن خاموش شدن
stiller
خاموش ساکت
stiller
ساکت کردن خاموش شدن
stillest
خاموش ساکت
stillest
ساکت کردن خاموش شدن
stills
خاموش ساکت
stills
ساکت کردن خاموش شدن
silent
ساکت بیصدا
appease
ساکت کردن تسکین دادن
appeased
ساکت کردن تسکین دادن
appeases
ساکت کردن تسکین دادن
appeasing
ساکت کردن تسکین دادن
shush
ساکت
shush
ساکت کردن
mum
ساکت بودن
mums
ساکت بودن
quieten
ساکت کردن
quietened
ساکت کردن
quietening
ساکت کردن
quietens
ساکت کردن
muffle
خاموش کردن ساکت کردن
muffles
خاموش کردن ساکت کردن
muffling
خاموش کردن ساکت کردن
extinguish
ساکت کردن ملغی کردن
extinguishes
ساکت کردن ملغی کردن
extinguishing
ساکت کردن ملغی کردن
serene
ساکت
conciliate
ساکت کردن
conciliated
ساکت کردن
conciliates
ساکت کردن
conciliating
ساکت کردن
calm
ساکت ساکن
calm
: ارام کردن ساکت کردن
calmed
ساکت ساکن
calmed
: ارام کردن ساکت کردن
calmer
ساکت ساکن
calmer
: ارام کردن ساکت کردن
calmest
ساکت ساکن
calmest
: ارام کردن ساکت کردن
calming
ساکت ساکن
calming
: ارام کردن ساکت کردن
calms
ساکت ساکن
calms
: ارام کردن ساکت کردن
silencer
فرونشاننده ساکت کننده
silencers
فرونشاننده ساکت کننده
unsettled
ساکت نشده فروننشسته
whist
ساکت
whist
ساکت کردن
dormant
ساکت
silence
ساکت کردن
silenced
ساکت کردن
silences
ساکت کردن
silencing
ساکت کردن
hush
ساکت ارام
acquiescent
ساکت
assuasive
ساکت کننده
at pause
ساکت
dead spot
منطقه ساکت
h!
ساکت باش
he stood still
ساکت ایستاد
input socket
ساکت ورودی
keep still
ساکت باش
lown
ساکت
mome
ادم ساکت وگیج
mutely
بطور ساکت
pipe down
راحت باش دادن ساکت شدن
soundless
ساکت
stanch
خاموش کردن ساکت شدن
still brith
خاموش کردن ساکت کردن
tace
ساکت باش
tace
ساکت
tacet
ساکت باش
tacet
ساکت
talk down
ساکت کردن
the sea was lulled
دریا ساکت شد
to hold one's tongue
ساکت ماندن زبان خودرانگاه داشتن
to hush up
ساکت نگاه داشتن
to put down
ساکت کردن
whish
ساکت باش
Quiet!silence!
خاموش ( ساکت ) !
hold one's tongue
<idiom>
جلوی زبان خود را گرفتن،ساکت ماندن
keep quiet
<idiom>
ساکت ماندن
save one's breath
<idiom>
به صرفت است که ساکت باشی
Do you have anything quieter?
آیا چیزی ساکت تر دارید؟
quieter
ساکت تر
It must be quiet.
باید ساکت و آرام باشد.
to lie dormant
ساکت بودن
Keep your trap shut!
ساکت باش !
pipe down !
<idiom>
ساکت باش!
Be quiet so as not to wake the others.
ساکت باشید تا دیگران را بیدار نکنید.
Be quiet, will you!
ساکت باش!
[صدایت خیلی بلند است]
Silence!
<idiom>
ساکت باش!
Be quiet!Hold your tongue!
<idiom>
ساکت باش!
Hush up!
<idiom>
ساکت باش!
Other Matches
cut it out
<idiom>
ساکت شو
Hush!
<idiom>
ساکت باش!
Keep quiet!
<idiom>
ساکت باش!
Shush!
<idiom>
ساکت باش!
Stop talking!
<idiom>
ساکت باش!
Dry up!
ساکت باش!
I'm sick of that jike, cut it out, can't you?
حالم از این جوک به هم می خورد، ساکت شو. نمیتونی؟
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com