Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 141 (7 milliseconds)
English
Persian
booth
سایبان خیمه پاسگاه
booths
سایبان خیمه پاسگاه
Other Matches
marquee
خیمه بزرگ سایبان
marquees
خیمه بزرگ سایبان
post-
پاسگاه
posted
پاسگاه
posts
پاسگاه
post
پاسگاه
stations
پاسگاه
stationed
پاسگاه
post of duty
پاسگاه
sentry post
پاسگاه
lodgment
پاسگاه
guard house
پاسگاه
citadel
پاسگاه
citadels
پاسگاه
station
پاسگاه
forward station
پاسگاه جلویی
command posts
پاسگاه فرماندهی
command post
پاسگاه فرماندهی
police office
پاسگاه پلیس
forward command post
پاسگاه مقدم
outpost
پاسگاه دور افتاده
outposts
پاسگاه دور افتاده
booth
پاسگاه یادکه موقتی
booths
پاسگاه یادکه موقتی
advance command post
پاسگاه رده جلو
advance command post
پاسگاه فرماندهی جلو
fixed post system
سیستم پاسگاه ثابت
command post exercise
تمرین پاسگاه فرماندهی
ambulance control post
پست یا پاسگاه کنترل امبولانسها
army airdefense command post
پاسگاه فرماندهی پدافندهوایی نیروی زمینی
shades
سایبان
shade
سایبان
dorse
سایبان
parasols
سایبان
parasol
سایبان
umbrellas
سایبان
shadings
سایبان
pergola
سایبان
hovels
سایبان
hovel
سایبان
pentice
سایبان
sun blind
سایبان
awning
سایبان
umbrella
سایبان
bower
سایبان
canopies
سایبان
bowers
سایبان
canopy
سایبان
pergolas
سایبان
awning
سایبان کرباسی
cockpit canopy
سایبان خلبان
car ports
سایبان اتومبیل
abat vent
سایبان کوچک
car port
سایبان اتومبیل
feast of tabernacles
عید سایبان
snowshed
سایبان برفی
awnings
سایبان کرباسی
sunshades
سایبان ساباط
baldachino
سایبان پایدار
baldacchino
سایبان پایدار
baldachin
سایبان پایدار
sunshade
سایبان ساباط
baldaquin
سایبان پایدار
ciborium
سایبان محراب
binds
خیمه
bind
خیمه
canopies
خیمه
tabernacle
خیمه
tents
خیمه
canopy
خیمه
tent
خیمه
stanchion
سایبان یا چادر جلومغازه
abat jour
سایبان پنجره هوا
canopy release knob
دکمه برقراری سایبان
ride rope
بند سایبان کشتی
sentry boxes
سایبان چوبی نگهبان
sentry box
سایبان چوبی نگهبان
front headlock and leg lever in knee
خیمه زدن
hovel
پناهگاه خیمه
pitches
خیمه زدن
maroczy bind
خیمه ماروکسی
wigwams
خیمه مسکن
pitch
خیمه زدن
tentmaker
خیمه دوز
puppetry
خیمه شب بازی
tenter
خیمه دوز
hovels
پناهگاه خیمه
decamping
خیمه بر بستن
tentage
خیمه زنی
lodges
خیمه زدن
lodge
خیمه زدن
puppeteer
خیمه شب باز
decamps
خیمه بر بستن
decamped
خیمه بر بستن
puppeteers
خیمه شب باز
decamp
خیمه بر بستن
puppet show
خیمه شب بازی
lodged
خیمه زدن
encage
خیمه برپاکردن
wigwam
خیمه مسکن
camp
خیمه سرا
embower
درداربست جادادن در سایبان نشاندن
canopy
کروک اتومبیل سایبان گذاشتن
canopies
کروک اتومبیل سایبان گذاشتن
sentry box
سایبان چوبی نگهبان سرپناه نگهبانی
dais
سایبان یااسمانه بالای تخت پادشاه
sentry boxes
سایبان چوبی نگهبان سرپناه نگهبانی
tents
خیمه زدن توجه
Punch and Judy shows
نمایش خیمه شب بازی
tent
خیمه زدن توجه
Punch and Judy show
نمایش خیمه شب بازی
underhook
خیمه و رکبی زدن
tenter
مستحفظ خیمه دار
encamp
خیمه برپا کردن
pitches
خیمه زدن برپاکردن
pitch
خیمه زدن برپاکردن
jumping jack
عروسک خیمه شب بازی
pavilions
درکلاه خیمه زدن
fantoccini
عروسک خیمه شب بازی
pavilion
درکلاه خیمه زدن
encamped
خیمه برپا کردن
encamping
خیمه برپا کردن
puppets
عروسک خیمه شب بازی
encamps
خیمه برپا کردن
teepee
خیمه سرخ پوستان
puppet
عروسک خیمه شب بازی
tepees
خیمه مخروطی سرخ پوستان
tepee
خیمه مخروطی سرخ پوستان
marionette
عروسک خیمه شب بازی نوعی مرغابی
front underlock
خیمه کامل و پریدن به پشت حریف
scaramouch
عروسک دلقک نمای خیمه شب بازی
yurt
خیمه کروی قرقیزهای ساکن سیبریه
yurta
خیمه کروی قرقیزهای ساکن سیبریه
scaramouche
عروسک دلقک نمای خیمه شب بازی
marionettes
عروسک خیمه شب بازی نوعی مرغابی
to pull the wires
سیمهای عروسک خیمه شب بازی رادردست داشتن
abat-voix
[قبه یا سایبان که صدا را در پشت و بالای سکوی خطابه منعکس می کند.]
reference position
محل پاسگاه فرماندهی تاکتیکی دریایی موضع فرماندهی
traffic post
پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com