Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
private siding
سایدینگ یا دوراهی ویژه راه اهن
Other Matches
classification yard line
سایدینگ راه اهن طبقه بندی خط
idiosyncrasies
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasy
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
to watch for certain symptoms
توجه کردن به نشانه های ویژه
[علایم ویژه مرض ]
rail switch
دوراهی
loop line
دوراهی
crossing
دوراهی
turn out
دوراهی
special interest groups
گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
switched
سوزن دوراهی
switches
سوزن دوراهی
switch
سوزن دوراهی
specialty
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialities
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
crossing
نقطه تلاقی دوراهی
railroad junction
دوراهی راه اهن
railway siding
دوراهی راه اهن
drop on
سوزن دوراهی خط اهن
idiocrasy
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
lie by
تورفتگی دیوار یا دوراهی معبر تنگ
parking siding
دوراهی راه آهن
[برای بیرون بودن از ترافیک]
stabling siding
دوراهی راه اهن
[برای بیرون بودن از ترافیک]
parking siding
دوراهی راه اهن
[برای بیرون بودن از ترافیک]
siding
[railway]
دوراهی راه اهن
[برای بیرون بودن از ترافیک]
stabling siding
دوراهی راه آهن
[برای بیرون بودن از ترافیک]
siding
[railway]
دوراهی راه آهن
[برای بیرون بودن از ترافیک]
praetorial
متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
sockets
بست لوله دوراهی لوله
special
ویژه
specialists
ویژه گر
specialist
ویژه گر
particular
ویژه
privilege
حق ویژه
nets
ویژه
net
ویژه
adhoc
ویژه
peculiar
ویژه
specific humidity
نم ویژه
specifics
ویژه
paticular
ویژه
priviege
حق ویژه
extra special
ویژه
idiocrasy
ویژه
specific
ویژه
prerogatives
حق ویژه
nett
ویژه
prerogative
حق ویژه
particulars
ویژه
expressing
ویژه
expresses
ویژه
expressed
ویژه
express
ویژه
special character
ویژه
extra
<adj.>
ویژه
specially
ویژه
expert
ویژه گر
special
<adj.>
ویژه
experts
ویژه گر
resistivity
مقاومت ویژه
characteristics
نشان ویژه
special bastard
حرامزاده ویژه
rarely
بااستادی ویژه
special drawing right
حق برداشت ویژه
specialities
ویژه گری
morbid
ویژه ناخوشی
speciality
ویژه گری
zoologist
ویژه گرجانورشناسی
versions
شرح ویژه
singular matrix
ماتریس ویژه
standing order
اوامر ویژه
version
شرح ویژه
standing orders
اوامر ویژه
special case
مورد ویژه
juvenile
ویژه نو جوانان
juveniles
ویژه نو جوانان
nutritionists
ویژه گر تغذیه
nutritionist
ویژه گر تغذیه
special character
دخشه ویژه
special deposits
سپردههای ویژه
singular matrix
ماتریش ویژه
self weight
ویژه وزن
booth
جای ویژه
booths
جای ویژه
special agreement
قرارداد ویژه
indicium
نشانه ویژه
extra equipment
متعلقات ویژه
equity capital
ارزش ویژه
endemical
ویژه یک قوم
electrical resistivity
مقاومت ویژه
eigenvalue
ویژه مقدار
eigenfunction
ویژه تابع
ecotype
بوم ویژه
particular lien
حق حبس ویژه
conizance
نشان ویژه
proper value
ویژه مقدار
favourite or vor
ویژه مخصوص
kink
ویژه گی فرریز
labeled cargo
کالای ویژه
lachrymal
ویژه اشک
lacrimal
ویژه اشک
life guard
هنگ ویژه
habiliments
جامه ویژه
monkish
ویژه راهبان
monocular
ویژه یک چشم
gastronomist
ویژه گرخوراک
net profit
سود ویژه
characteristic root
ویژه مقدار
characteristic number
ویژه مقدار
characteristic function
ویژه تابع
idioms
زبان ویژه
idiom
تعبیر ویژه
idiom
زبان ویژه
specific gravity
گرانی ویژه
specific gravities
گرانی ویژه
penologist
ویژه گر کیفرشناسی
regiospecific
جهت ویژه
relative density
گرانی ویژه
idioms
تعبیر ویژه
acoustician
ویژه گر اواشنود
cariologist
ویژه گر قلب
bylaw
قانون ویژه
byelaw
قانون ویژه
body guard
هنگ ویژه
praetorian guard
گارد ویژه
preceptorial
ویژه اموزگاری
prerogatived
دارای حق ویژه
proper function
ویژه تابع
proper volume
ویژه حجم
quantum state
ویژه حالت
traits
نشان ویژه
specific viscosity
گرانروی ویژه
specialising
ویژه گری
specific volume
حجم ویژه
specialises
ویژه گری
lingoes
زبان ویژه
lingo
زبان ویژه
specific weight
وزن ویژه
characteristically
نشان ویژه
specialize
ویژه گری
specializes
ویژه گری
specific lattice
شبکه ویژه
specific weight
سنگینی ویژه
specific resistance
مقاومت ویژه
specializing
ویژه گری
specific rotation
چرخش ویژه
specific yield
ابدهی ویژه
characteristic
نشان ویژه
(not one's) cup of tea
<idiom>
علاقه ویژه
physiologists
ویژه گر فیزیولوژی
monograph
ویژه نگاشت
garb
پوشاک ویژه
dead weights
ویژه وزن
dead weight
ویژه وزن
experts
ویژه کار
expert
ویژه کار
monographs
ویژه نگاشت
physiologist
ویژه گر فیزیولوژی
specialty
ویژه گری
speleologist
ویژه گر غارشناسی
neurologist
ویژه گر اعصاب
special session
نشست ویژه
specialists
ویژه کار
specialist
ویژه کار
special effects
جلوههای ویژه
trait
نشان ویژه
special drawing rights
حق برداشت ویژه
specific cost
هزینه ویژه
special party
گروه ویژه
stalling
لژ جایگاه ویژه
stall
لژ جایگاه ویژه
special symbol
نماد ویژه
special verdict
تصمیم ویژه
extraordinary meeting
نشست ویژه
lineament
نشان ویژه
prerogatives
دارای حق ویژه
prerogatives
حق یا امتیاز ویژه
prerogative
دارای حق ویژه
prerogative
حق یا امتیاز ویژه
special duty
کار ویژه
lineaments
نشان ویژه
species specific
نوع- ویژه
specific donor
دهنده ویژه
capital
ارزش ویژه
specialization
ویژه کاری
specific heat
گرمای ویژه
specialization
ویژه گری
specific drawdown
افت ویژه
specific humidity
رطوبت ویژه
special passport
پاسپورت ویژه
specific heat
دمای ویژه
metllurgist
ویژه گرفلز کاری
laid up in bed
پیشه ویژه رشته
lattice resistivity
مقاومت ویژه شبکه
it is particularly difficult
یک دشواری ویژه دارد
molar specific heat
گرمای ویژه مولی
to turn out
به نتیجه
[ویژه ای]
رسیدن
mourning paper
کاغذ ویژه عزاداری
molecular specific heat
گرمای ویژه مولی
characteristic of somebody
صفت ویژه کسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com