English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
other people سایر مردم
Other Matches
democracies مردم سالاری دمکراسی حکومت مردم برمردم
democracy مردم سالاری دمکراسی حکومت مردم برمردم
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
plebiscite مردم خواست رای قاطبه مردم
popular مردم پسند و مناسب حال مردم
plebiscites مردم خواست رای قاطبه مردم
to never let yourself get to thinking like them <idiom> نگذارند که نفوذ بقیه مردم مجبورشان بکند طرز فکر مانند بقیه مردم داشته باشند [اصطلاح روزمره]
home rule حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
populations تعداد مردم مردم
population تعداد مردم مردم
other <adj.> سایر
Other means of transport سایر وسایل نقلیه
ceteris paribus ثابت بودن سایر شرایط
leaders درباره سایر رکوردهای فایل
leader درباره سایر رکوردهای فایل
head توپی کامل و سایر متعلقات
purest پاکیزه یا ترکیب نشده با سایر چیزها
pure پاکیزه یا ترکیب نشده با سایر چیزها
fill رسم یک فضای بسته با یک رنگ یا سایر
exhaustable resources زغال سنگ و سایر مواد کانی
purer پاکیزه یا ترکیب نشده با سایر چیزها
highlights جدا کردن بخشی از متن از سایر آن
highlighted جدا کردن بخشی از متن از سایر آن
inert که با سایر مواد شیمیایی کار نمیکند
negative diheral تمایل بال یا سایر ایرفویلهابطرف پایین
fills رسم یک فضای بسته با یک رنگ یا سایر
FMS ربات و سایر وسایل خودکار در تولید
nave سالن کلیسا یا سایر سالنهای بزرگ
naves سالن کلیسا یا سایر سالنهای بزرگ
highlight جدا کردن بخشی از متن از سایر آن
He is the best physician as physicians go. نسبت به سایر پزشکان از همه بهتر است
breakers وسیله که با قط ع برق سایر اجزا را محافظت میکند
breaker وسیله که با قط ع برق سایر اجزا را محافظت میکند
babbles اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babble اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
babbled اختلال در سایر منابع که با یک سیگنال بیان میشود
priorities شینالی به کامپیوتر که از سایر کارها پیش می گیرد
priority شینالی به کامپیوتر که از سایر کارها پیش می گیرد
root بالاترین دایرکتوری که از آن سایر دایرکتورها شاخه می شوند
c استفاده مشابه از کامپیوتر و سایر اجزا در فرآیند
holding company شرکتی که سایر شرکتها را تحت کنترل دارد
departmental LAN چاپگرها و سایر منابع اشتراکی استفاده کنند
roots بالاترین دایرکتوری که از آن سایر دایرکتورها شاخه می شوند
book message نامهای که سایر گیرندگان دران قید نمیشود
casings جعبه پوشش که کامپیوتر و سایر اجزا در آن قرار دارند
e mail سیستم ارسال و دریافت پیام از سایر کاربران شبکه
opening hours ساعاتی که بانک، کتابخانه و سایر مراکز باز می شود.
casing جعبه پوشش که کامپیوتر و سایر اجزا در آن قرار دارند
electronic سیستم ارسال پیام و دریافت آن از سایر کاربران شبکه
office of the future ارتباطات داده و سایر تکنولوژیهای الکترونیکی بعمل می اورد
identity matrix ماتریسی مربع که در ان کلیه عناصرقطر اصلی یک و سایر عناصرصفر باشند
flexible استفاده از ماشین CNC , ربات یا سایر وسایل خودکار در تولید
interrogatory مجموعه سوالاتی که از شهودیا سایر اطراف دعوی در یک دادگاه میشود
pan germanism نظریه مبتنی بر برتری نژاد اریایی ژرمنی بر سایر نژادها
pounded محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
desk accessories وسائل کاری که به هنگام استفاده از سایر اسناد قابل دسترس است
pounding محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
billon الیاژی از طلا ونقره یامس یا قلع ویا سایر فلزات کم ارزش
formed ابتدا یا سایر بخشهای ذخیره شده که همراه متن چاپ میشود
pounds محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
CBMS استفاده از یک سیستم کامپیوتری برای دریافت و ارسال پیام ها از سایر کاربران
pound محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
form ابتدا یا سایر بخشهای ذخیره شده که همراه متن چاپ میشود
chip خرده فلزی که قابل رویت که از موتور یا سایر دستگاههاجدا شده باشد
benchmark نشانهای در اندیس که مهم است و قابل مقایسه با سایر نشانه هاست
benchmarks نشانهای در اندیس که مهم است و قابل مقایسه با سایر نشانه هاست
name کامپیوتری در اینترنت که حاوی سرویس نام میدان است به سایر کامپیوترها
interrupts سیگنال وقفه با تقدم بالا که نمیتواند پس از سایر دستورات انجام شود
interrupting سیگنال وقفه با تقدم بالا که نمیتواند پس از سایر دستورات انجام شود
chips خرده فلزی که قابل رویت که از موتور یا سایر دستگاههاجدا شده باشد
forms ابتدا یا سایر بخشهای ذخیره شده که همراه متن چاپ میشود
interrupt سیگنال وقفه با تقدم بالا که نمیتواند پس از سایر دستورات انجام شود
fraud دزدی داده یا استفاده نادرست یا سایر جرم های مربوط به کامپیوتر
names کامپیوتری در اینترنت که حاوی سرویس نام میدان است به سایر کامپیوترها
diagnostic قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی سایر مدارها یا قط عات است
frauds دزدی داده یا استفاده نادرست یا سایر جرم های مربوط به کامپیوتر
folks مردم
people مردم
folk مردم
peoples مردم
public مردم
the people مردم
peopled مردم
population [pop.] مردم
peopling مردم
the deaf مردم کر
anti- سوئیچی که در حین کار مودم از زنگ زدن سایر تلفن ها جلوگیری میکند
optical اشبعه لیزر و سایر منابع نور برای داده به صورت پاسهای نوری
enterprise سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
enterprises سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
buffer مدار که سیستم را از آسیب ورودی سایر مدارها یا وسایل جانبی حفظ میکند
machines یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
outdent خطی از متن که نسبت به سایر خطوط یک پاراگراف بیشتر به سمت چپ بسط می یابد
machined یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
machine یری را تقلید می کنند و حاوی دلایل اولیه و سایر خصوصیات انسان هستند
communists مردم گرا
demos توده مردم
citizenship مردم تبعیت
paraded اجتماع مردم
parading اجتماع مردم
parade اجتماع مردم
commons مردم عادی
ruck مردم عادی
rucks مردم عادی
most people بیشتر مردم
parades اجتماع مردم
other people مردم دیگر
on the tongues of men سر زبان مردم
commoners : مردم عوام
population [pop.] تعداد مردم
common : مردم عوام
men of intellgence مردم باهوش
commonest : مردم عوام
many people بسیاری از مردم
communist مردم گرا
demography مردم نگاری
many people خیلی از مردم
popular مردم پسند
unsociable مردم گریز
anarchy خودسری مردم
populace توده مردم
all men همه مردم
all men مردم همه
all men کلیه مردم
anthropometry مردم سنجی
canaille مردم پست
citizenry مردم تبعیت
jawsmith مردم فریب
communism مردم داری
townsfolk مردم شهری
rush ازدحام مردم
rushed ازدحام مردم
rushing ازدحام مردم
manragora مردم گیاه
popularity مردم پسندی
mandrake مردم گیاه
laotian مردم تایی
public-spirited خیرخواه مردم
lao مردم تایی
land n قوم مردم
anthropology مردم شناسی
sociability مردم امیزی
flower people مردم معتقدبهآئینیکهطرفدارصلحوعشقبودند
mobs انبوه مردم
mandate دستور مردم به
mandated دستور مردم به
mandates دستور مردم به
mandating دستور مردم به
the public عموم مردم
the old مردم سالخورده
reputedly در نظر مردم
the offscourings humanity مردم پست
the multitude توده مردم
the million توده مردم
the many بیشتر مردم
the dregs of the people مردم پست
mobbing انبوه مردم
mob انبوه مردم
omnibuses توده مردم
ombudsmen فریادرس مردم
ombudsman فریادرس مردم
lowest common denominators مردم پذیر
lowest common denominator مردم پذیر
head counts شمارش مردم
head count شمارش مردم
underfed مردم گرسنه
unsocial مردم گریز
misanthrope مردم گریز
misanthropes مردم گریز
unsociability مردم گریزی
the total population همه مردم
omnibus توده مردم
mobbed انبوه مردم
masses توده مردم
people say مردم می گویند
plebeian توده مردم
hoi polloi توده مردم
public notice آگهی به مردم
openly در انظار مردم
massing توده مردم
outside opinion عقیده مردم
the american public مردم امریکا
mass توده مردم
plebeians توده مردم
outside opinion رای مردم
Among the people . درمیان مردم
corporation گروهی از مردم
corporations گروهی از مردم
main مجموعه دستوراتی که بخش اصلی برنامه را می سازند و از آنجا سایر توابع فراخوانی می شوند
adjunct register ثبات بیت که در آن بیتهای ابتدایی اطلاعات کنترلی و سایر بیتها در اختیار برنامه است
linkages نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند
linkage نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند
comdex نمایشگاه بازرگانی کامپیوترهای بزرگ در امریکا و سایر کشورها کامدکس processing Data municationand
bandpass filter فیلتر الکترونیکی که به فرکانسهای خالص اجازه عبور میدهد و سایر فرکانسها را ترد میکند
up front جلو چشم مردم
finnish زبان مردم فنلاند
vox populi اراء یا افکار مردم
civic action عملیات مردم یاری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com