English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (2 milliseconds)
English Persian
chafe of hands ساییدگی پوست دست ها
Search result with all words
gall زخم پوست رفتگی ساییدگی
galls زخم پوست رفتگی ساییدگی
Other Matches
erosion ساییدگی
attrition ساییدگی
precession ساییدگی
chafing ساییدگی
chafes ساییدگی
frazzle ساییدگی
chafe ساییدگی
detrition ساییدگی
abrasion ساییدگی
ablation ساییدگی
abrasions ساییدگی
abrasions ساییدگی خراشیدگی
chaffing gear وسایل ضد ساییدگی
wind corrosion ساییدگی بادی
endermic انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
scleroderma مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
dermatological مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
skinning پوست کندن با پوست پوشاندن
skinned پوست کندن با پوست پوشاندن
skins پوست کندن با پوست پوشاندن
skin پوست کندن با پوست پوشاندن
slough پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
tegumnentum پوست طبیعی پوست
peels پوست انداختن پوست
peel پوست انداختن پوست
xanthochroid شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
goatskins پوست بز
dermis پوست
goatskin پوست بز
hide پوست
husk پوست
strippers پوست کن
stripper پوست کن
husks پوست
skinning پوست
skins پوست
peltry پوست
skinless بی پوست
skinner پوست کن
tegmen پوست
peeling پوست
scalp پوست سر
crustal پوست
cortices پوست
cortex پوست
cuticle پوست
peels پوست
dermatalgia پوست
tunc پوست
peel پوست
shell پوست
hull پوست
barking پوست
rind پوست
integument پوست
neurilemma or lema پوست پی
rinds پوست
hulls پوست
swanskin پوست قو
bark پوست
glume پوست
shelling پوست
flayer پوست کن
shale پوست
barked پوست
parer پوست کن
hides پوست
skinned پوست
shells پوست
skin پوست
encrustations پوست
tegmentum پوست
barks پوست
encrustation پوست
goats پوست بز
goat پوست بز
picked پوست کنده
tegmentum پوست طبیعی
mantle پوست روکش
transcutaneal عبورکننده از پوست
taxidermist پوست ارا
slipe پوست کندن از
skiver پوست تراش
skinner پوست فروش
taxidermy پوست ارایی
skin effect اثر پوست
skin and bone پوست واستخوان
mantles پوست روکش
moulting پوست اندازی
scab پوست زخم
chafe پوست رفتگی
thin skinned پوست نازک
thick skinned پوست کلفت
peeled پوست کنده
crusted پوست دار
flench پوست کندن
moults پوست انداختن
skinning پوست پوستی
beaver پوست سگ ابی
beavers پوست سگ ابی
skin پوست پوستی
scalps پوست کندن از سر
scalps پوست سر بامو
scabs پوست زخم
scrota پوست بیضه
scrotum پوست بیضه
scrotums پوست بیضه
chafing پوست رفتگی
scalp پوست فرق سر
skins پوست پوستی
chafes پوست رفتگی
scalp پوست سر بامو
scalp پوست کندن از سر
scalps پوست فرق سر
skinned پوست پوستی
shuck پوست نخودوغیره
parer پوست تراش
entoderm درون پوست
pachydermatous ستبر پوست
oxhide پوست گاو
erythema التهاب پوست
onionskin پوست پیاز
ethiope سیاه پوست
ethiopian سیاه پوست
excoriate پوست کندن از
endoderm درون پوست
pachydermatous پوست کلفت
pachydrmatous پوست کلفت
drum head پوست طبل
drumhead پوست طبل
dry bones پوست واستخوان
ecdysis پوست اندازی
ecdysis پوست ریختن
ectorderm برون پوست
egg shell پوست تخم
parachroma بیرنگی پوست
papillose مانندبرامدگی پوست
excoriation پوست رفتگی
excorticate پوست کندن
malacodermous نرم پوست
kipskin دسته پوست
kid skin پوست بزغاله
glumaceous پوست دار
in plain english پوست کنده
impassiveness پوست کلفتی
hard shell سخت پوست
hardshell سخت پوست
hypodermis پوست زیرین
malicorium پوست انار
melanic سیاه پوست
melanotic سیاه پوست
unhusk پوست کندن
negress زن سیاه پوست
molt پوست اندازی
exuviate پوست انداختن
fellmonger پوست فروش
fellmonger دلال پوست
moleskin پوست کورموش
mesoderm میان پوست
flense پوست کندن
husked پوست کنده
aboveboard پوست کنده
blach hulled سیاه پوست
hulled پوست کنده
broadtail پوست بره
calf skin پوست گوساله
calfskin پوست گوساله
dermatopathy ناخوشی پوست
pityriasis شوره پوست
phyma برامدگی پوست
cuticular وابسته به پوست
bast پوست درخت
rhytidome پوست درخت
ross پوست درخت
albinism سفیدی پوست
alphosis بیرنگی پوست
scscalable پوست کندنی
scarf skin پوست برونی
apple peel پوست سیب
ross پوست کندن
barky پوست دار
corticate پوست دار
corticated پوست دار
cuticular پوست مانند
cutis پوست زیرین
dermatozoa انگلهای پوست
peltmonger پوست فروش
dermoid شبیه پوست
dermoid پوست مانند
dermoidal شبیه پوست
dermoidal پوست مانند
dermotropic متمایل به پوست
dermotropic پوست گرای
desquamate پوست انداختن
dermatosis اماس پوست
dermatology پوست شناسی
percutaneous از راه پوست
periderm پوست اطراف
periderm پوست برونی
debark پوست کندن از
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com