English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 52 (4 milliseconds)
English Persian
pot herb سبزی پختنی
Other Matches
culinary پختنی
pot herbs سبزیجات پختنی
veg سبزی
greenth سبزی
greenness سبزی
greenless بی سبزی
green stuff سبزی
green meat سبزی
viridity سبزی
legume سبزی
virescence سبزی
greenery سبزی
vegetable سبزی
green jaundice سبزی
greenstuff سبزی
greengrocery سبزی فروشی
verdancy حالت سبزی
vegetably بشکل سبزی
green vegetable سبزی خوراکی
viridescence میل به سبزی
greengrocers سبزی فروش
obsequious سبزی پاک کن
wrack اشغال سبزی
vegetably سبزی وار
coster سبزی فروش
fawner سبزی پاک کن
greengrocer سبزی فروش
vegetable soup سوپ سبزی
What vegetables do you have? چه سبزی هایی دارید؟
verdure تازگی سبزیجات سبزی
virescence سبزی غیرعادی دربرگهای گل
vegetable diet خوراک سبزی دار
pickler پیازترشی سبزی ترشی
buble and squeak قیمه با سبزی یا کلم
maket garden باغ سبزی کاری
fawningly ازروی سبزی پاک کنی
minestrone سوپ غلیظ سبزی ولوبیاوماکارونی
garden stuff حاصل باغ :سبزی ومیوه
fawning دم لابه سبزی پاک کنی
olla یکجور اش سبزی دار دراسپانی
costermonger سبزی فروش دوره گرد
borsch نوعی ابگوشت سبزی دار روسی
borscht نوعی ابگوشت سبزی دار روسی
the greenish hue of blue حالتی از رنگ ابی که به سبزی بزند
flatteringly متملقانه ازروی سبزی پاک کنی
olericulture سبزی فروشی فراوردن و نگاهداری سبزیجات
Cooked vegetables digest easily. سبزی پخته زود هضم است.
gallows bird کسی که سرش بوی قرمه سبزی میدهد
green bice رنگ سبزی که از لاجوردوزرنیخ زرد درست شده باشد
gonidium یکی از سلولهای سبزی که زیر غشاء خارجی بدنه گیاه گلسنگها وجود دارد سلول جنسی جلبک ها وقارچ ها
pearlies جامه میوه فروش یا سبزی فروش دوره گرد که دکمههای مروارید دارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com