English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
soy سبوس یا چاشنی چینی یاژاپونی مرکب از لوبیای جوشانده وشیر وغیره
Other Matches
panade نان جوشانده درشیر با زرده تخم مرغ وغیره
panada نان جوشانده درشیر با زرده تخم مرغ وغیره
beansprouts جوانهی سویا و یا لوبیای مانگ که در سالاد و خوراکهای چینی به کار برده میشود
beansprout جوانهی سویا و یا لوبیای مانگ که در سالاد و خوراکهای چینی به کار برده میشود
tom collins نوعی مشروب الکلی مرکب ازجین واب وغیره
timbale خوراکی مرکب از گوشت ماهی وجوجه وپنیر وغیره
soya لوبیای روغن لوبیای ژاپنی
fuze ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
sinicism متابعت از اداب ورسوم چینی چینی پرستی
sinicize جنبه چینی دادن چینی کردن
parve بدون گوشت وشیر
pareve بدون گوشت وشیر
flash tube لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
first fire mixture خرج انفجاری یا چاشنی انفجاری سریع العمل چاشنی اولیه
soda cracker بیسکویت دارای سودا وشیر ترش
soda biscuit بیسکویت دارای سودا وشیر ترش
sodden جوشانده
coction جوشانده
Loudon's hollow wall [دیوار آجری با دونوع آجر چینی کله راسته و راسته چینی]
salis bury steak خوراک گوشت گاو مخلوط باتخم مرغ وشیر
parboils جوشانده کردن
tisane داروهای جوشانده
parboiling جوشانده کردن
parboil جوشانده کردن
parboiled جوشانده کردن
husk سبوس
chaff سبوس
bran سبوس
husks سبوس
pollard سبوس
shuck سبوس
pigeon pea لوبیای سودانی
French bean لوبیای سبز
French beans لوبیای سبز
green bean لوبیای سبز
Hard-boiled egg. تخم مرغ سفت ( جوشانده )
boiled eggs تخم مرغ اب پزیا جوشانده
husk بی سبوس کردن
husks بی سبوس کردن
furfuraceous سبوس مانند
husker سبوس گیر
slough پوست سبوس
cowpea لوبیای چشم بلبلی
Chile خوراک لوبیای پر ادویه
chilies خوراک لوبیای پر ادویه
scarlet runner نوعی لوبیای سبز
chilli خوراک لوبیای پر ادویه
chillies خوراک لوبیای پر ادویه
chili خوراک لوبیای پر ادویه
tortellini خوراک رشته فرنگی پر ازچاشنی جوشانده
shell سبوس گیری کردن
shells سبوس گیری کردن
cod چنته غلاف سبوس
purofier ماشین سبوس گیری
shelling سبوس گیری کردن
graham flour اردگندم سبوس دار
navy bean لوبیای چشم بلبلی سفید
prayer beads لوبیای گیاه چشم خروس
marrow bean لوبیای تخم درشت باغی
pumpernickel نان جو سیاه سبوس دارالمانی
sowens شوربای سبوس ارد جو دوسر
combined influence mine مین با مکانیسم عامل مرکب مین مجهز به مدار باحساسیت مرکب
fudges غذایی که از مخلوط شکلات وشیر وقند درست شده باشد سخن بی معنی وبیهوده جفنگ
fudging غذایی که از مخلوط شکلات وشیر وقند درست شده باشد سخن بی معنی وبیهوده جفنگ
fudge غذایی که از مخلوط شکلات وشیر وقند درست شده باشد سخن بی معنی وبیهوده جفنگ
fudged غذایی که از مخلوط شکلات وشیر وقند درست شده باشد سخن بی معنی وبیهوده جفنگ
haricot دانههای رسیده یانارس لوبیای سبز
haricots دانههای رسیده یانارس لوبیای سبز
baked beans لوبیای قرمز پخته شده و گوشت خوک
kedgeree خوراک فرنگی که عبارت است ازماهی سردوبرنج جوشانده وتخم مرغ
bran pie فرف بزرگ پراز سبوس که اسباب بازیهایی درمیان ان پنهان می کنند
fuzing چاشنی گذاری چاشنی گذاری کردن
combined operations عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
alpha pegasi مرکب الفرس متن الفرس مرکب
primers چاشنی
capsules چاشنی
capsule چاشنی
detonating charge چاشنی
sauces چاشنی
sauce چاشنی
amorce چاشنی
safety fuze چاشنی
flavourings چاشنی
flavouring چاشنی
salmagundi چاشنی
stuffing چاشنی
flavorings چاشنی
flavoring چاشنی
destructor چاشنی
detonator چاشنی
dressings چاشنی
percussion caps چاشنی
detonators چاشنی
lure چاشنی
lures چاشنی
igniter چاشنی
device چاشنی
capped چاشنی
devices چاشنی
fuze چاشنی
ignitor چاشنی
luring چاشنی
lured چاشنی
seasoning چاشنی
primer چاشنی
cap چاشنی
dressing چاشنی
percussion cap چاشنی
spices چاشنی غذا
spicing چاشنی غذا
seasoner چاشنی زننده
percussion cap چاشنی ضربتی
relished چاشنی ذوق
cannon primer چاشنی توپ
igniter train مجموعه چاشنی
igniting powder خرج چاشنی
sauces چاشنی زدن به
sauce چاشنی زدن به
ignition cap کلاهک چاشنی
blasting cap کلاهک چاشنی
primer seat مقر چاشنی
primer pouch محفظه چاشنی
percussion caps چاشنی ضربتی
spiced چاشنی غذا
relishing چاشنی ذوق
relishes چاشنی ذوق
garnish چاشنی زدن
tutti frutti چاشنی میوهدار
prime چاشنی گذاشتن
electric primer چاشنی الکتریکی
adapter booster چاشنی خوران
primed چاشنی گذاشتن
defuse چاشنی کشیدن
primes چاشنی گذاشتن
garnishes چاشنی زدن
flash fuze چاشنی الکتریکی
garnished چاشنی زدن
ketchup چاشنی غذا
destructor چاشنی انفجاری
defused چاشنی کشیدن
relish چاشنی ذوق
detonating cord مدار چاشنی
detonation cap کلاهک چاشنی
detonation cord فتیله چاشنی
defuses چاشنی کشیدن
garniture تزیین چاشنی
defusing چاشنی کشیدن
spice چاشنی غذا
garnish چاشنی زدن به ارایش
garnished چاشنی زدن به ارایش
primming چاشنی گذاری کردن
primer setback عقب نشستن چاشنی
seasoned دوران چاشنی زدن
season دوران چاشنی زدن
seasons دوران چاشنی زدن
adhesion agent چاشنی چسب افزا
condiment چاشنی ادویه زدن
au naturel ساده و بدون چاشنی
French dressing چاشنی سالاد فرانسوی
chutney یکنوع چاشنی غذا
sauce boat فرف چاشنی خوری
sauce-boat فرف چاشنی خوری
sauce-boats فرف چاشنی خوری
safing چاشنی برداری کردن
uncharged چاشنی گذاری نشده
garnishes چاشنی زدن به ارایش
flavored چاشنی زدن به معطرکردن
flavors چاشنی زدن به معطرکردن
flavour چاشنی زدن به معطرکردن
cannon primer چاشنی خرج توپ
flavours چاشنی زدن به معطرکردن
condiments چاشنی ادویه زدن
primer pouch کیف یافانوسقه چاشنی
flavor چاشنی زدن به معطرکردن
initiator چاشنی مشتعل کننده
activate چاشنی مین را کشیدن
igniting primer چاشنی مشتعل کننده
melinite مخصوص تهیه چاشنی
precussion detonator چاشنی ضربتی یا دنگی
primer leak نشد کردن چاشنی
primer leak خروج گازاز ته چاشنی
flavored چاشنی مزه دار کردن
initiator چاشنی اولیه خرج ابتدایی
gamey چاشنی زده افتضاح اور
salad dressing چاشنی وادویه مخصوص سالاد
salad dressings چاشنی وادویه مخصوص سالاد
hung striker ضارب چاشنی معیوب نارنجک
gamy چاشنی زده افتضاح اور
coupling base اتصال دهنده چاشنی به کلاهک
firing mechanism چاشنی مین مکانیسم تیراندازی
flavor چاشنی مزه دار کردن
hung striker چاشنی عمل نکرده نارنجک
flavors چاشنی مزه دار کردن
flavour چاشنی مزه دار کردن
squib چاشنی خرج راکتهای دریایی
squibs چاشنی خرج راکتهای دریایی
electric squib نوعی چاشنی با فتیله الکتریکی
flavours چاشنی مزه دار کردن
china چینی
porcelain چینی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com