English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 214 (11 milliseconds)
English Persian
illumination method سبک روشنایی
Search result with all words
incandescence روشنایی سیمابی
flare روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
flares روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
ether جسم قابل ارتجاعی که فضاوحتی فواصل میان ذرات اجسام را پر کرده ووسیله انتقال روشنایی و گرمامیشود
image [برای تغییر شدت روشنایی یا میزان جذابیت تصویر]
images برای تغییر شدت روشنایی یا میزان جذابیت تصویر
picture کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
pictured کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
pictures کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
picturing کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
glare روشنایی زننده
glared روشنایی زننده
glares روشنایی زننده
ray روشنایی تشعشع
phosphorescence روشنایی شب تابی
flash روشنایی مختصر
flash روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashed روشنایی مختصر
flashed روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes روشنایی مختصر
flashes روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
lighting روشنایی
lighting سیستم روشنایی ماشین
light روشنایی
lighted روشنایی
lightest روشنایی
nit واحد غیرمتداول روشنایی درسیستم متریک
nits واحد غیرمتداول روشنایی درسیستم متریک
optics علم روشنایی
sidelight اطلاعات ضمنی وفرعی روشنایی غیر مستقیم
sidelights اطلاعات ضمنی وفرعی روشنایی غیر مستقیم
candlelight روشنایی شمع
shimmer روشنایی لرزان داشتن دارای تصویر یا شکل لرزان ومرتعش بودن
shimmered روشنایی لرزان داشتن دارای تصویر یا شکل لرزان ومرتعش بودن
shimmering روشنایی لرزان داشتن دارای تصویر یا شکل لرزان ومرتعش بودن
shimmers روشنایی لرزان داشتن دارای تصویر یا شکل لرزان ومرتعش بودن
glimmer روشنایی ضعیف
glimmered روشنایی ضعیف
glimmers روشنایی ضعیف
neon شبیه روشنایی نئون
loom هاله روشنایی
loomed هاله روشنایی
looming هاله روشنایی
looms هاله روشنایی
photogenic ایجاد شده در اثرنور و روشنایی
illumination روشن کردن منطقه روشنایی
illumination روشنایی
illumination شدت روشنایی
illuminations روشن کردن منطقه روشنایی
illuminations روشنایی
illuminations شدت روشنایی
gas light نور یا روشنایی گازی
gas lights نور یا روشنایی گازی
luminosity بازده روشنایی
luminosity روشنایی
peep روشنایی کم
peeped روشنایی کم
peeping روشنایی کم
peeps روشنایی کم
glimmering روشنایی ضعیف
glimmerings روشنایی ضعیف
lightness روشنایی
airglow روشنایی که در هنگام غروب به علت تابش افتاب به جوزمین پدید می اید
artifical light روشنایی مصنوعی
asterism روشنایی و نور
at first light در اولین روشنایی روز
b y signal b y پیام روشنایی ب- ایگرگ
brightness control پیچ روشنایی
brightness signal پیام روشنایی
ceiling light روشنایی سقفی
clearness روشنایی
constant luminance روشنایی ثابت
continuous illumination روشنایی مداوم
continuous illumination روشنایی پایدار منطقه رزم
coordinated illumination روشنایی هم اهنگ شده طرح روشنایی هم اهنگ شده
corposant گلولههای روشنایی که گاهی درهوای طوفانی بردکلهای کشتی دیده م
country life زندگی روشنایی
course light روشنایی باند فرودگاه چراغهای مخصوص روشن کردن باند فرود
decorative ligthing روشنایی تزیینی
direct lighting روشنایی مستقیم
earth light روشنایی خاکستری
earth shine روشنایی خاکستری
electric light روشنایی برقی
electric lighting روشنایی
electroluminescent قابل انتشار نور طبق روشنایی الکترونیکی
electroluminescing که نور را طبق روشنایی الکترونیکی انتشار میدهد
emergency lighting روشنایی اضطراری
fluorescent light روشنایی فلورسنت
fog dog روشنایی کم که درهنگام مه گرفتگی نزدیک افق دیده میشود
footcandle واحد روشنایی برابر تابش نور در یک فوت مربع
friars lantern روشنایی شبانه بر روی باطلاق
front lighting روشنایی جلو ساختمان
full beam spread باندکامل روشنایی
g y signal پیام روشنایی جی ایگرگ
gaslight روشنایی گاز
icebink روشنایی که دراثرانعکاس نور یخ درافق پیدامیشود
iceblink روشنایی که ازبازتاب روشنایی یخ در افق پیدا میشود
ignisfatuus روشنایی شبانه بر روی زمینهای باتلاقی که تصور میرفت ازاحتراق گازهای باتلاقی بوجودمیاید
illuminance شدت روشنایی
illuminating aperture روزنه روشنایی
Other Matches
it is insensitive to light روشنایی را حس نمیکند نسبت به روشنایی حساس نیست
luminance روشنایی
luminouity روشنایی
night light روشنایی شب
rushlight روشنایی کم
light conditions نسبتهای روشنایی
lambert واحد روشنایی
light adaptation انطباق با روشنایی
light brightness control کنترل روشنایی
lighting control کنترل روشنایی
lighting effect اثر روشنایی
light control کنترل روشنایی
lighting battery باتری روشنایی
light point منبع روشنایی
light meter روشنایی سنج
light gap فاصله روشنایی
light fluctuation نوسان روشنایی
intensity of illumination شدت روشنایی
illuminating gas گاز روشنایی
illuminating fixture لوازم روشنایی
illuminating engineering تکنیک روشنایی
illuminating engineering مهندسی روشنایی
illuminating device تجهیزات روشنایی
illuminating beam پرتو روشنایی
illuminating system سیستم روشنایی
illumination change تعویض روشنایی
illumination method روش روشنایی
intensity level سطح روشنایی
indirect lighting روشنایی غیرمستقیم
illumniation aperture روزنه روشنایی
incandescent lamp لامپ روشنایی
image brightness روشنایی تصویر
illuminator وسیله روشنایی
illuminator دستگاه روشنایی
lighting engineering تکنیک روشنایی
luminous intensity شدت روشنایی
luminous power قوه روشنایی
lux meter روشنایی سنج
phot واحد روشنایی
photology دانش روشنایی
photometer روشنایی سنج
room lighting روشنایی اطاق
search light illumination روشنایی با نورافکن
street lighting روشنایی خیابان
sustained illumination روشنایی مداوم
sustained illumination روشنایی پایدار
luminous flux فلوی روشنایی
luminous flux شاره روشنایی
lighting engineering مهندسی روشنایی
lighting feeder تهیه روشنایی
lighting line سیم روشنایی
lighting mains خط روشنایی اصلی
lighting outlet خروجی روشنایی
lighting plant تاسیسات روشنایی
lighting scheme ترتیب روشنایی
lighting set دستگاه روشنایی
lighting source منبع روشنایی
lighting switch کلید روشنایی
lighting transformer مبدل روشنایی
lighting unit واحد روشنایی
ligting conditions نسبتهای روشنایی
luminance channel کانال روشنایی
luminance decay کم شدن روشنایی
luminous efficiency ضریب روشنایی
luminous efficiency راندمان روشنایی
luminous flux شار روشنایی
zodiacal light روشنایی صبح کاذب
to i. light from anything گذر کردن روشنایی
train lighting battery باتری روشنایی ترن
lucifugous گریزان از روشنایی روز
sensitive to light حساس نسبت به روشنایی
photothermic مربوط به گرماو روشنایی
r y signal پیام روشنایی ار ایگرگ
photomrtry سنجش شدت روشنایی
over expose زیاد روشنایی دادن
lighting point محل یا نقطه روشنایی
it is pervious to light روشنایی ازان می گذرد
illumination plan طرح روشنایی منطقه
illumination photometer شدت روشنایی سنج
lambent دارای روشنایی ملایم
lighting hours زمان روشنایی یا سوختن
lighting equipments الات و ادوات روشنایی
lighting cable کابل نور روشنایی
intensity amplifier تقویت کننده شدت روشنایی
lambency ملایمت در گفتگو روشنایی ملایم
paraselene روشنایی اطراف هاله ماه
will o the wisp روشنایی مردابی فانوس شیطان
photodynamics اثر روشنایی در جنبش گیاهان
photorealistic که کیفیت و روشنایی عکس را دارد
photodynamic اثر روشنایی در جنبش گیاهان
light is necessary to life روشنایی لازمه زندگی است
ligting conditions شرایط روشنایی نسبتهای نور
photothropism جنبش در تحت تاثیر روشنایی
will o the wisp روشنایی کاذب درباغ سبز
phototherapy معالجه ناخوشیهای پوست بوسیله روشنایی
light is necessary to life روشنایی برای زندگی لازم است
lumen واحد فلوی روشنایی درسیستم متریک
phot واحد شدت روشنایی در سیستم غیرمتریک
photosynthesis ایجاد وتشکیل موادالی در گیاهان بکمک روشنایی
sheet lighning برقی که روشنایی ان پخش شده همه جا را میگیرد
photoconductive مادهای که مقاومت الکتریکی ان با شدت روشنایی تغییرمیکند
photoglyph صفخهای که دراثر روشنایی حکاکی شده باشد
rushlight چراغ کم نور روشنایی چراغی که فتیله ان از پیزر باشد
tromsillumination معاینه اندامی بوسیله انداختن روشنایی زیاد بر روی ان
lime light روشنایی سفیدی که از داغ کردن اهک حاصل میشود
mithra نام دارگونه روشنایی یا خورشید در میان ایرانیان باستانی
phosphene حلقههای روشنایی که ازفشردن تخم چشم دیده میشود
paraheliotropism موازی شدن برگ با پرتوافتاب برای نگرفتن روشنایی زیاد
photoemissive مادهای که در اثر روشنایی یانور از خود الکترون تابش میکند
opaquely چنانکه روشنایی پشت را بپوشاند بطور مبهم یا غیر مفهوم
optophone الت تبدیل روشنایی بصدابدانگونه که کوران موادچاپی را ازراه به گوش بخواند
picture element کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com