English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 111 (8 milliseconds)
English Persian
stramineous سبک ناچیز
Search result with all words
mean جزیی ناچیز
mean ناچیز
meaner جزیی ناچیز
meaner ناچیز
meanest جزیی ناچیز
meanest ناچیز
of no account ناچیز
small time ناچیز
small-time ناچیز
piddling ناچیز
pin money مبلغ ناچیز
inconsequential ناچیز
trivia ناچیز
fiddling ناچیز
trifling ناچیز
peppercorn ناچیز
peppercorns ناچیز
teenier کوچک ناچیز
teeniest کوچک ناچیز
teeny کوچک ناچیز
insignificant ناچیز
sag کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
sagged کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
sags کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
straw ناچیز
straws ناچیز
poor ناچیز
poorer ناچیز
poorest ناچیز
vain ناچیز
little ناچیز جزئی
tinier کوچک ناچیز
tiniest کوچک ناچیز
tiny کوچک ناچیز
meagre ناچیز
potties ناچیز
potty ناچیز
peddling ناچیز
inconsiderable ناچیز
trivial ناچیز
underestimate ناچیز پنداشتن
underestimated ناچیز پنداشتن
underestimates ناچیز پنداشتن
underestimating ناچیز پنداشتن
underrate ناچیز شمردن دست کم گرفتن
underrated ناچیز شمردن دست کم گرفتن
underrates ناچیز شمردن دست کم گرفتن
underrating ناچیز شمردن دست کم گرفتن
trifle ناچیز
trifles ناچیز
scrimp ناچیز
slight مقدار ناچیز
slight ناچیز شماری
slighted مقدار ناچیز
slighted ناچیز شماری
slighter مقدار ناچیز
slighter ناچیز شماری
slightest مقدار ناچیز
slightest ناچیز شماری
slighting مقدار ناچیز
slighting ناچیز شماری
slights مقدار ناچیز
slights ناچیز شماری
cheapen ناچیز شمردن
cheapened ناچیز شمردن
cheapening ناچیز شمردن
cheapens ناچیز شمردن
trace مقدار ناچیز ترسیم
traced مقدار ناچیز ترسیم
traces مقدار ناچیز ترسیم
sparing ناچیز
pint size خرد ناچیز
pint-size خرد ناچیز
chicken feed مبلغ ناچیز
pelting ناچیز
negligible ناچیز
poorly بطور ناچیز بطور غیر کافی
piffle ناچیز
worthless ناچیز و بی قیمت
carbon tracking باقیمانده بسیار ناچیز کربن که در اثر تخلیه الکتریکی درداخل دینام دلکو یا محفظه شمع باقی میماند
inappreciable ناچیز بی بها
inappreciable ناچیز
inconseqential غیر مهم ناچیز
insignificantly بطور ناچیز بدون داشتن معنی
invalued بی بها ناچیز
it is immaterial ناچیز است اهمیت ندارد
make nothing of ناچیز شمردن
think nothing of ناچیز شمردن
meager ناچیز
misprize ناچیز شمردن
nugatory ناچیز
opusculum اثرادبی ناچیز
picayubnish ناچیز
picayune ناچیز
pint sized ناچیز کوچک
quiddity جوهر ناچیز
runty ناچیز
self effacement ناچیز شماری خود
sour grapes mechanism مکانیسم ناچیز انگاری
to make a push at ناچیز شمردن
Other Matches
hairsplitting ناچیز
small change ناچیز
trivialization ناچیز شماری
to think little of ناچیز شمردن
to snap one;s fingers at ناچیز شمردن
to set at nought ناچیز شمردن
vilipend ناچیز شمردن تحقیرکردن
to thinks scorn of ناچیز یا حقیر شمردن
to make noyhing of ناچیز شمردن اهمیت ندادن
underestimation سبک شماری سهل گیری ناچیز شماری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com