Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (16 milliseconds)
English
Persian
conducting staff
ستاد هدایت کننده
directing staff
ستاد هدایت کننده
Other Matches
planning staff
ستاد طرح ریزی کننده
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
staffed
مربوط به ستاد سمبه پاک کننده توپ
staff
مربوط به ستاد سمبه پاک کننده توپ
staffs
مربوط به ستاد سمبه پاک کننده توپ
combined staff
ستاد مختلط ستاد متشکل از پرسنل نظامی چند کشور در عملیات
integrated staff
ستاد یکپارچه ستاد التقاطی
directors
هدایت کننده
director
هدایت کننده
director
هدایت کننده اتش
channelising island
سکوی هدایت کننده
guideway
شیار هدایت کننده
ballistic director
هدایت کننده بالیستیکی
directors
هدایت کننده اتش
dredging ladder
هدایت کننده سطل
bell's bund
دیوار هدایت کننده اب
ortho director
هدایت کننده به موقعیت ارتو
meta director
هدایت کننده به موقعیت متا
para director
هدایت کننده به موقعیت پارا
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
ortho para director
هدایت کننده به موقعیتعای ارتو- پارا
diastereotopic group
گروه هدایت کننده به موقعیتهای ارتو پارا
armstrong
سیستم عمل کننده فرامین موشک هدایت شونده
coax
کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
coaxing
کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
coaxes
کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
coaxed
کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
co axial cable
کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
guidance
هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
guidance
هدایت کردن سیستم هدایت هدایت
maces
نوعی موشک هدایت شونده که با انرژی جنبشی هدایت میشود
homing guidance
هدایت هواپیما یا موشک بااستفاده از امواج رادار هدایت الکترونیکی
fighter direction
هدایت کردن هواپیماهای شکاری هدایت جنگنده ها ازروی ناو
terminal guidance
هدایت موشک در مراحل اخرمسیر هدایت هواپیما ازفرودگاه یا به فرودگاه
mace
نوعی موشک هدایت شونده که با انرژی جنبشی هدایت میشود
beamrider
موشک هدایت شوندهای که به وسیله اشعه رادار هدایت میشود
cylinder baffles
صفحات نازک قلزی برای هدایت هوا از میان تیغههای خنک کننده و جذب حداکثر گرمای ممکن از جدارسیلندر
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
stellar guidance
سیستم هدایت نجومی موشکهای هدایت شونده
inertial guidance
سیستم هدایت داخلی موشک هدایت خودکار
rocketeer
هدایت کننده پرتابه یا موشک دانشمند پرتابه شناس
plane director
نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
conductance
ضریب هدایت قدرت هدایت
gyro pilot
سیستم هدایت خودکار ناو هدایت ژیروسکوپی ناو هدایت نجومی خودکار ناو
celestial guidance
سیستم هدایت نجومی موشک هدایت موشک یا قمرمصنوعی با استفاده از صورفلکی
general staff
ستاد کل
headquarters
ستاد
special staff
ستاد تخصصی
duty officer
افسرمداومتکار ستاد
general staff
ستاد عمومی
brigade staff
ستاد تیپ
supreme commander's staff
ستاد کل ارتش
general staff
ستاد ارتش
combined staff
ستاد مرکب
personal staff
ستاد شخصی
directing staff
ستاد هادی
staff officer
افسر ستاد
army staff
ستاد نظامی
operational headquarters
ستاد عملیاتی
Chief of Staff
رئیس ستاد
brigade headquarters
ستاد تیپ
staffs
قسمت ستاد
staffs
1- ستاد 2- کارکنان
joint staff
ستاد مشترک
joint
ستاد مشترک
staff
1- ستاد 2- کارکنان
staffed
قسمت ستاد
staffed
1- ستاد 2- کارکنان
Chiefs of Staff
رئیس ستاد
integrated staff
ستاد توام
officer on duty
افسرنگهبان ستاد
staff
قسمت ستاد
vice chief of staff
دستیاررئیس ستاد
conducting staff
ستاد هادی
GHQ
ستاد عمومی
joint chief of staff
رئیس ستاد مشترک
jcs
رئیس ستاد ارتش
jcs
رئیس ستاد مشترک
joint chief of staff
رئیس ستاد ارتش
staff
پرسنل ستاد ستادی
army general staff
ستاد عمومی ارتش
duty officer
افسر نگهبان ستاد
supreme commander's staff
ستاد عالی ارتش
personal staff
ستاد خصوصی فرمانده
GHQ
مخفف ستاد مرکزی
army staff
ستاد نیروی زمینی
staffs
پرسنل ستاد ستادی
assistant chief of staff
معاون رئیس ستاد
vice chief of staff
جانشین رئیس ستاد
staffed
پرسنل ستاد ستادی
staffed
چوب پرچم ستاد ارتش
staffs
چوب پرچم ستاد ارتش
staff
چوب پرچم ستاد ارتش
general staff college
دانشکده فرماندهی و ستاد دانشگاه جنگ
combined communication board
هیئت ارتباطات ستاد یکانهای مرکب
reconstitution site
قرارگاه یا ستاد بازیافتی ازیک یکان منهدم شده
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
azimuth guidance
هدایت هواپیما از نظر سمتی هدایت سمتی هواپیما
leading
هدایت
steerage
هدایت
leads
هدایت
direction
هدایت
lead
هدایت
total conductivity
هدایت کل
navigator
هدایت گر
navigators
هدایت گر
transduction
هدایت
conduction
هدایت
conductance
هدایت
guidance
هدایت
image line
هدایت تصویر
conductance
میزان هدایت
conduct of fire
هدایت تیراندازی
guides
هدایت کردن
cons
هدایت کردن
fire direction
هدایت اتش
conning
هدایت کردن
direction
هدایت رهبری
conned
هدایت کردن
guide way
مسیر هدایت
con
هدایت کردن
conductible
قابل هدایت
direct
هدایت کردن
conductibility
قابلیت هدایت
commutate
هدایت وتغییر
conning tower
برج هدایت
hydraulic conductivity
هدایت ابی
operating stand
اطاق هدایت
vee guideways
مسیر هدایت "وی "
guide
هدایت کردن
superconductivity
فوق هدایت
steerable
هدایت کردنی
convect
هدایت کردن
conductivity
ضریب هدایت
heat conduction
هدایت حرارتی
conduction velocity
سرعت هدایت
conductive
قابل هدایت
conductivity
قابلیت هدایت
guided
هدایت کردن
directed
هدایت کردن
heat conductivity
هدایت حرارتی
directs
هدایت کردن
undirected
هدایت نشده
avigation
فن هدایت هواپیما
conducted
هدایت کردن
afferent conduction
هدایت اورانی
navigating
هدایت کردن
navigates
هدایت کردن
navigated
هدایت کردن
navigate
هدایت کردن
joysticks
سکان هدایت
rede
هدایت کردن
steering
هدایت کردن
conducts
هدایت کردن
joystick
سکان هدایت
conducting
هدایت کردن
conduct
هدایت کردن
dirigible
قابل هدایت
leading marks
نشانههای هدایت
ionic conduction
هدایت یونی
leading line
خط هدایت هواپیما
admittance
هدایت فاهری
afferent transmission
هدایت اورانی
convey
هدایت کردن
conveyed
هدایت کردن
management
هدایت یا سازماندهی
conveying
هدایت کردن
electrical conductivity
هدایت الکتریکی
managements
هدایت یا سازماندهی
canalization
هدایت در مسیر
electric conduction
هدایت الکتریسیته
directing
هدایت کردن
stream line
خط هدایت جریان
enlightened
هدایت شده
conveys
هدایت کردن
bus bar line
سیم هدایت
electron conduction
هدایت الکترون
template
ریل هدایت
templates
ریل هدایت
conduction
هدایت گرم
conduction
هدایت تنظیم
staffing guide
کتاب راهنمای پرسنل ستاد یاکتاب راهنمای انتخاب وتشکیل پرسنل ستادی
specific electrical conductivity
هدایت الکتریکی مخصوص
conducting
هدایت کردن بردن
vectored
تراست هدایت شونده
vectored thrust
تراست هدایت شونده
barrels
وفیفه هدایت در یک ترمینال
guded missile
موشک هدایت شوند
fire control
کنترل یا هدایت اتش
barrel
وفیفه هدایت در یک ترمینال
high conductivity
قابلیت هدایت زیاد
photoconductivity
قابلیت هدایت نور
heat conductivity
قابلیت هدایت حرارت
absolute joystick
سکان هدایت مطلق
trafficked
تجارت هدایت شده
laser guidance
سیستم هدایت لیزری
trafficking
تجارت هدایت شده
traffics
تجارت هدایت شده
hot blast main
هدایت هوای دم داغ
conducts
هدایت کردن بردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com